eitaa logo
کانال داوود ورمزیار
215.5هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.4هزار ویدیو
9 فایل
" هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ..." کمی فعال در فضای مجازی و حقیقی! در آرزوی مرگ عزتمندانه ...❤️ تبلیغات: @D_tablighat فروشگاه: @organic_zhivan کانال قرارگاه و خیریه: @mehr_baraan ارتباط: @Davood_varmazyar
مشاهده در ایتا
دانلود
🎴 سنگرها داره بسته میشه… توی مسجد حضرت قائم؛ برای اعتکاف دانش‌آموزی و برای یه نسلِ تازه که قراره هم اهل سجده باشه هم اهل غیرت. اینجا فقط داریم فضا می‌سازیم؟ نه… داریم «حال» می‌سازیم؛ حالِ خلوت با خدا، حالِ گریه‌های بی‌صدا، حالِ تصمیم‌های مردونه. می‌خوایم نوجوان‌هامون چند روز از هیاهو جدا بشن، بشینن پای حرف دلشون با خدا و برگردن، ولی محکم‌تر. یاد تازه‌ی جنگ ۱۲ روزه رو هم آوردیم وسطِ همین سنگرها که اشک‌هامون بی‌راه نره و حماسه‌مون بی‌ریشه نمونه. اونا با خون‌شون راه رو نشون دادن، ما با دعا و عمل باید ادامه بدیم. دعا کنید این چند تا پارچه و چوب و گره، بشه پناهِ دل‌ها و این اعتکاف، شروع یه رفاقتِ جدی با خدا و شهدا برای بچه‌هامون...
خیلی از کارامون مونده، ولی الان بگم لو میره ...
وزارت اطلاعات ۷ نفر از سرپل های سلطنت طلبان را بازداشت کرد...
‌ یه تحلیل براتون نوشتم که حمله‌ به ونزوئلا و ایران رو با هم مقایسه کنه
🏮«شبِ اول» چرا تعیین‌کننده است؟ در روایت‌هایی که از حملات نظامی به کشورها می‌شنویم—چه درباره ونزوئلا و چه نمونه‌های مشابه—یک نکته تکرار می‌شود: دشمن اگر تصمیم بگیرد فشار را از جنس «زور» شروع کند، معمولاً روی شبِ اول حساب ویژه باز می‌کند. شب اول، فقط زمانِ انفجار و آتش نیست؛ زمانِ شکستنِ اعصابِ عمومی، فلج‌کردنِ تصمیم‌گیری و القای این پیام است که «کار تمام است». 📌 اما سؤال اصلی این‌جاست: چه چیزی باعث می‌شود یک کشور شب اول را «رد کند» و فرو نریزد؟ ‌ ‌
🏮بازدارندگی یعنی دشمن «مطمئن» نباشد بازدارندگی یعنی دشمن قبل از هر اقدام، به جای اینکه با خیال راحت بگوید «می‌زنیم و تمام»، مجبور شود چند بار حساب کند: • اگر ضربه بزنم، جوابش چیست؟هزینه‌اش چقدر می‌شود؟آیا نتیجه قابل کنترل است؟ در نمونه‌هایی مثل ونزوئلا، وقتی طرف مقابل احساس کند هزینه‌ی اقدام سخت پایین است (چه نظامی، چه امنیتی، چه ترکیبی)، گزینه‌های خطرناک‌تر «روی میز» می‌آیند. اما اگر هزینه بالا باشد، دشمن معمولاً می‌رود سمت جنگ‌های فرسایشی‌تر: تحریم، عملیات روانی، نفوذ، آشوبِ رسانه‌ای. 📌 و همین ما را می‌برد به کلیدی دوم: ایران اگر به سطح امروز نمی‌رسید، در بحران‌های کوتاه و سنگین چه سرنوشتی پیدا می‌کرد؟ ‌ ‌
🏮اگر ایران «قدرت‌ساز» نمی‌شد؟ واقعیتِ تلخ این است: دنیای سیاست بین‌الملل برای کشورِ ضعیف، مهربان نیست. اگر ایران مسیر تقویت توان دفاعی، خودکفایی، و توسعه‌ی قدرت بازدارنده را جدّی نمی‌گرفت، در یک درگیری فشرده—مثل همان جنگ ۱۲ روزه—احتمال داشت شرایط شبیه کشورهایی شود که زیر فشارِ سلطه‌گران له شدند: ضربه‌ی اول، اختلال در زیرساخت‌ها، فشار روانی، و بعد… امتیازخواهیِ مرحله‌به‌مرحله. ونزوئلا دقیقاً یادآوری می‌کند که «فشار خارجی» فقط برای گرفتن یک امتیاز مقطعی نیست؛ گاهی برای این است که یک کشور را به وضعیتی برسانند که خودش نتواند مستقل تصمیم بگیرد. اما کلیدی سوم؟ ابزار و تجهیزات به‌تنهایی کشور را نگه می‌دارد؟ ‌ ‌
🏮سرمایه انسانی، ستونِ نامرئی بازدارندگی تا این‌جای سریال گفتیم ابزار و تجهیزات مهم‌اند، اما یک لایه عمیق‌تر هم هست که اگر ترک بردارد، حتی بهترین ابزارها هم دیر یا زود بی‌اثر می‌شوند: سرمایه انسانی امنیت؛ همان آدم‌هایی که در بحران‌ها “خط” را نگه می‌دارند—از نیروهای دفاعی در مرزها تا نیروهای امدادی و حافظان امنیت در شهرها. اینجا نقش شهدا و مدافعان امنیت فقط «یادبود» نیست؛ کارکرد واقعی دارد: آن‌ها به جامعه نشان می‌دهند که امنیت و عزت، بی‌صاحب و نیست. اما همین نقطه اگر در جنجال‌های درونی آسیب ببیند، تبدیل می‌شود به یک نقطه‌ضعف سنگین: وقتی بدنه‌ی حافظ امنیت زخمی و فرسوده شود، کشور در برابر فشار بیرونی، یک پله آسیب‌پذیرتر می‌شود. دارید که مثال هم براش داری ورمزیار؟
🏮 آره عزیزم! (۲۰۱۱): اعتراض‌ها و شورش علیه قذافی به جنگ داخلی کشید و بعد با قطعنامه شورای امنیت و اجرای منطقه پرواز ممنوع، مداخله نظامی ناتو از ۱۹ مارس ۲۰۱۱ شروع شد. (از ۲۰۱۱): اعتراض‌های داخلی به‌سرعت تبدیل به جنگ داخلی شد و در ادامه، بازیگران خارجی متعددی وارد شدند و بحران به یک میدان درگیری منطقه‌ای/بین‌المللی تبدیل شد. (۱۹۹۸–۱۹۹۹): درگیری داخلی در کوزوو به نقطه‌ای رسید که ناتو از مارس ۱۹۹۹ حملات هوایی را آغاز کرد و بحران از یک منازعه داخلی، به مداخله نظامی بین‌المللی گره خورد. (۱۹۷۸–۱۹۷۹): کودتا/بحران داخلی (انقلاب ثور ۱۹۷۸) کشور را وارد چرخه درگیری کرد و بعد مداخله شوروی در دسامبر ۱۹۷۹ رخ داد؛ یعنی بحران داخلی، دروازه‌ی جنگ بزرگ‌تر شد. (۱۹۹۱–۱۹۹۲): فروپاشی دولت و جنگ داخلی + قحطی، زمینه ورود عملیات بین‌المللی را فراهم کرد؛ Operation Restore Hope / UNITAF از دسامبر ۱۹۹۲ شروع شد. (۲۰۱۲–۲۰۱۳): کودتا و شورش/پیشروی گروه‌های مسلح در داخل، دولت را تا مرز سقوط برد و فرانسه از ۱۱ ژانویه ۲۰۱۳ عملیات نظامی را آغاز کرد. نکته‌ی مشترک همه‌ی این مثال‌ها اینه: وقتی بحران داخلی طولانی و خشن می‌شود (دوپارگی، فرسایش نیروهای امنیتی/نظامی، تضعیف حاکمیت، خلأ قدرت)، برای بیرونی‌ها «پنجره فرصت» باز می‌شود؛ یکی به اسم حمایت، یکی به اسم امنیت مرز، یکی به اسم انسان‌دوستی—ولی خروجی، غالباً افزایش هزینه برای مردم همان کشور است.
🏮پل دشمن، از شکاف داخل تا فشار خارج دشمنِ معمولاً دنبال این نیست که همه‌چیز را با یک ضربه تمام کند؛ دنبال این است که کشور را دوپاره و فرسوده کند. بهترین سناریوی او این است که جامعه آن‌قدر درگیر جدل‌های داخلی شود که: • انرژی مدیریت بحران خرجِ داخل شود. • اعتماد عمومی ترک بخورد • نیروهای حافظ امنیت تضعیف شوند. اینجا دقیقاً همان لحظه‌ای است که دشمن می‌تواند را تشدید کند: از تحریم و عملیات روانی گرفته تا تهدیدهای سخت‌تر. چون وقتی «درون» زخمی باشد، «بیرون» جسورتر می‌شود.
به زبان ساده: آسیب‌دیدن مدافعان امنیت در التهاب‌های داخلی، فقط یک خسارت انسانی نیست؛ یک سیگنال ضعف به دشمن است. اما نکته‌ی اخلاقی و راهبردیِ مهم این‌جاست: حفظ این سرمایه انسانی، به معنی نفیِ اعتراض و مطالبه‌گری نیست—بلکه یعنی مراقب باشیم اعتراض به خشونت و کینه‌ورزی و خون‌ریزی تبدیل نشود. ‌