#سناریو
( پارت_اول )
موضوع:: اونها معلمت ان🗿
فئودور: معلم فلسفه (تاریخ هم میشه)
دائم دفتر نمره جلوش بازه نمره منفی میزا_
خیلی نکات کتابو با ظرافت نمیگه بنویسی چون درس رو خیلی خوب توضیح میده.
اصلا به نظر بچه ها راجب امتحانا محل نمیده (لامصب درک کنننننن یکممم)
بیشتر پرسش میکنه تا امتحان بگیره ولی از امتحان کتبی هم دریغ نمیکنه
صدای نیکولای و از کلاس دیگه بشنوه باید برا کرمشو بریزه عصبی بشه دوباره بیاد سر کلاس خیلی رک و پوست کنده. (چرا؟)
کسی اشتباه کنه به عنوان تنبیه 1 درسو خودش باید کنفرانس بده کلاس رو هم جارو کنه.
از جلسه های معلما خوشش میاد.
-------------------------------------
چویا: معلم علوم (یکیش به دلیل جاذبه🦦)
ازمایش خیلی میبره مخصوصا اگه مربوط به خود جاذبه باشه که کلا آزمایش درس چیه اصلا؟
این یکی کلا با همه معلما لجه مخصوصا دازای.
دازای معمولا یهو با لگد میاد تو کلاس کرم میریزه میره چویا هم میگیره ج.رش میده_
اکثرا معلم پایه ایه تو امتحانا میرسونه جوابارو
معمولا پرسش نمیکنه
یکی هم بره روی مخش همه رو یجا تنبیه میکنه
از نمره ی اضافه حرف نزن که اعصاب نداره به رحمت خدا میری..🧹
حالش از هرچی جلسه ست بهم میخوره مخصوصا جلسه هایی که دازای کنارش بشینه. دلیلش هم مشخصه.
-------------------------------------
دازای: معلم زبان (با مود مافیایی ش خیلی جوره🗿)
معلم خیلیی پایه ایه.
همیشه اکوتاگاوا و اتسوشی رو مجبور میکنه کاراشو انجام بدن.
تقریبا به همه دخترای کلاس درخواست خودkill داده
که صد درصد بعدش با لگد کونیکیدا مواجه شده...
خوب درس میده پرسش نمیکنه امتحان هم نمیگیره (لطفا یه دازای پست کنید برام دم در خونه)
اما اگه مجبور باشه میپرسه
ببینه کسی تقلب میکنه اتفاقا کمک میکنه اگه ازت تقریبا خوشش بیاد هم که اصلا برگه رو بده خودم جات امتحان میدم شما چرا بانو...🗿
برای تکلیف میده روشای خودkill رو به انگلیسی بنویسن
تنبیه ان چنانی نمیکنه ولی اگه بهش توهین کنند یه لبخند میزنه با مود مافیاش طرف همونجا سکته میکنه به غلط کردن میوفته🎀
از هرچی کتابه بدش میاد (درسی)
حوصله جلسه نداره اما اگه قرار باشه کنار کونیکیدا یا چویا بشینه از خداش هم هست چون دائما کرم میریزه.
#سناریو
( پارت_دوم )
موضوع:: اونها معلمت ان
اکوتاگاوا: ایشون رو محض اطلاع معاون گذاشتم بوخونی حال کنی🌚✨ (حیحی)
معاون خیلی بی اعصاب و بد اخلاقی کسی به حرف گوش نده با راشومون خیلی سریع و راحت..
از جلسه ها نفرت کامل داره.
به عنوان سر دبیر (کسی که میاد ببینه معلما کارشونو درست انجام میدن یا نه)
بدون در زدن در از جا میکنه با راشومون میاد تو 🦦
به کلاس دازای که میرسه خیلی خیلی با خجالت و تقریبا احترام در میزنه میره داخل
+استاد دازای سان کاری ندارید؟
_نه ممنون (خیلی بی حوصله میگه)
راستی چقدر امروز توی کت قشنگ شدی، البته از زیر دست منم کمتر از این انتظار نمیره🗿
اکو درحال ذوق مرگ شدن*
+مم..ن.ونم..دا..زای سان..
درو با همچنان ذوق مرگی فراوان و لرز میبنده میره*
اتسو و چویا و... اونور از خنده پاره میشن چون آخرش مشخص میشه اتسو به دازای گفته بود اینو به اکو بگه (فئو: من جات بودم اینکارو نمیکردم اتسو جان...)
معاون خیلی منظمیه. و البته روی میز کارش همیشه انجیر و چای همیشه پیدا میشه
-------------------------------------
اتسو: معلم هنر (انتظار دیگه ای داشتید؟)
با مظلومیت و لبخند میاد داخل کلاس.
بدبختو ساده گیر اوردن، همیشه هرکاری بقیه معلما بگن با مهربونی انجام میده.
اکو هم یهو با لگد میاد تو کلاس هرچی فحش بلده به خودش و کلاسش میده و دعوا راه میوفته اما به لطف دازای تموم میشه.
بچه ها اکثرا باهاش گرمن کلا به اسم صداش میزنن
هرچی از نقاشی بلده رو به بچها یاد میده
معمولا از رنگ های خنثی استفاده میکنه چون اونو یاد ببرش میندازه و از رنگای قرمز و مشکی فراریه چون اونو یاد راشومون میندازه🗿
نمره بد نمیده. تقلب تو کارش نیست ولی اگه ببینه یه تذکر کوچیک میده چون اصلا نمیتونه زور بگه.
از جلسه ها خوشش میاد ولی خوب نمیتونه صحبت کنه.
بچه ها همه دوسش دارن.
-------------------------------------
کونیکیدا: معلم ریاضی.
این خیلی خیلی به نظم اهمیت میده.
سر کلاس دائما حواسش به بچه ها هست اگه ببینه کسی تقلب میکنه و کرده...نگم بهتره...
ولی خو مشخصه که برگشو ج.ر میده
بدبخت کسی بیاد پای تخته و بلد نباشه جیغ داد میزنه که:
+چییی؟ اینهمه بهت یاد دادم هنوزم نمیتونی یه معادله ی انتگرال ساده رو حل کنییی؟؟!؟!
خلاصه که دهن بنده خدا صافه
که در همان لحظه دازای با حالت کرم ریزس و قیافه کرمو وارد میشه و دستشو میزاره روی عینک کونیکیدا میگه:
+استاد کونیکیدا چند بار گفتم داد نزن سر بچه ها؟
(با گفتن "استاد" داشت مسخرش میکرد)
_دازای تو نمیخواد به من چیزی بگی عینکمو ول کن..
+هیس هیس هیس. هیچی نوگووو...
دستشو میگیره میبره کونیکیدا رو از کلاس بیرون و به بچه ها یه چشمک میزنه*
دقیقا مثل چویا از جلسه ها خوشش نمیاد مخصوصا وقتی کنار دازای میشه.
_𖫲𖫲ƒ𖫲𖫲𐔤𝅥 𖫲᥆𖫲𖫲𑫙 𖫲᥆𖫲ɾ | نفور
1_ حالندارم_ 2_ اولی رو قبلا نوشتم الان میفرستم بقیه رو هم اوکی 3_ نمیدونم والا ولی شما هم میخوای ب
۱)من هرروز دارم نجاری میکنم پس؟؟