شبا قبل از خواب یدور به تمومِ ذوقهایی که داشتم و کور شدن فکر میکنم .
تو اولین و آخرین کسی بودی که حاضر بودم بخاطرش اینقدر کر و کور و احمق باشم.
باورم نمیشه فردا عیده:)
باید یه تکونی به خودم و اتاقم بدم