او در این لحظه از زندگی سیر شده بود
و در نهایتِ نومیدی با خود میگفت:
" آیا این زندگی به زحمتِ زندهماندنش میارزد ؟ "
اما عزیز من ، من به تو بارها فرصت دادم تا
رنجاندنم را جبران کنی ؛ اما تو همان فرصتها
را هم صرف رنجاندن دوبارهام کردی . .