‘ آدم گاهی کسی را آنقدر دوست دارد که
نبودنش هم تبدیل به نوعی حضور میشود؛
همهجا هست، در آهنگی که گوش میدهی،
در خیابانی که از آن رد میشوی، در جملهای
که ناگهان یادت میآید. ’
کم سو شده چشمان من از گریهی بسیار ،
من ماندهام و یاد تو و حسرت دیدار .
فارغ از جنسیت هممون به یکی نیاز داریم که از وسط جمعیت بکشمون کنار بگه خب بگو ببینم چته.