سلام بر توی ای دورترین نزدیکِ من...
می گویند دوری از هر چیزی که آن را
دیده ای بسیار سخت و جان فرسا است!
نمی دانم چگونه دوری ات را با عکس هایت و
دلتنگی ام را با خاطره هایت کمتر کنم،نه که
ندانم بلکه نمی توانم؛شاید به زودی در جای
همیشگی مهمان هم باشیم و با دَمان گرم و
امن رسم مهمان نوازی را به جای آوریم:))))
#الی_نویس.
دَمـان ؛
ولی وقتی یکی رو طولانی مدت بغل میکنی و بوی عطرش روی لباست میمونه>>
این قضیه که بعد بغل کردنِ کسی که دوسش داری
بوی عطرشو میگیری خیلی عجیب و دوست داشتنیه.
این روزها باکسی بحث نکنید!
هرکس،هرآنچه"باید می دید،دید"
و هرآنچه"بایدمی فهمید،فهمید"
هر کس هم نفهمید سودش در نفهمیدن بود.
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.
.صائب تبریزی.
اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چهقدر ضعیف و کمتوانم؛
به این فکر کن که تو را امن دیده ام
و روی تو حساب کرده ام،
که روی غمگینم را نشانت داده ام.
اینکه داخل پیوی هستید دارید پیامممیدید
ولی جواب پیام قبلی من نمیدید خیلی ناراحت میشم.
آب و آتش، سالیوان و بو، نیک و جودی..
همهشان به ما یاد دادند که عشق معنایش شباهت نیست، بلکه در دل تفاوتها زاده میشود.
شاید یکی گرم و پرشور باشد و دیگری آرام و خنک،
اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، دنیایی تازه میسازند..
دنیایی که رنگش از همدلی است، نه از یکسانی..
آنها نشان دادند که زیبایی، نه در هماهنگی مطلق، بلکه در آغوش تفاوتهاست.
در جایی که دو روح متفاوت یاد میگیرند یکدیگر را بفهمند، ببخشند و کنار هم رشد کنند.
همین تضادهاست که هارمونی زندگی را میسازد و ما را کامل میکند..
پس بیایید یاد بگیریم با همهی تفاوتها، کنار هم زیباترین تصویر را بسازیم
چون در کنار هم، ما کاملتر، عمیقتر و واقعیتر هستیم..
#دست_نویس.
نوشته بود، زنان را بیهوده پیچیده خطاب می کنند؛ هر زنِ مبارزِ محکم و پریشان، در اوج سقوط هم که باشد،
با آغوشی امن آرام میگیرد. به همین سادگی.