نوشته بود، زنان را بیهوده پیچیده خطاب می کنند؛ هر زنِ مبارزِ محکم و پریشان، در اوج سقوط هم که باشد،
با آغوشی امن آرام میگیرد. به همین سادگی.
نیازمند یکی هستم که بیاد دنبالم ببرتم
فروشگاه یه سبد بگیره جلوم بگه هرچی
میخوای بخر تهشم یه سبد سواری بکنم؛)
دَمـان ؛
خیس شدن چشمام به خاطر حرفات رو فراموش نمیکنم،هیچوقت؛)
گفته بودم منو اذیت نکن؛
من زخمی اومده بودم پیشت.
نمیتوانی زخمهایم را پاک کنی یا گذشتهای که
آزارم میدهد را بازنویسی کنی فقط مرا محکم در آغوش بگیر و بگو : همه چیز درست خواهد شد .
انقدر ایستادهای و تاب آوردهای
دیگران فراموش کردهاند در این
پیکر صبور قلبی هم هست که
میشکند و در سکوت اندهگین میشود.