↵ انباکسِ کتاب نازنینم⭒🍓 "
گاهی یکهو یه خاطره ای از بچگی یادم میاد چون ی فراموشی عجیبی دارم، الان که نشسته بودم یهو یه خاطره اومد توذهنم که یه ماسک اسپایدرمن داشتم و خیلیم دوستش داشتم و همیشه میزدمش 😭🤏🏻🍓"
↫1 " اگه از زندگی خودتون یه کتاب مینوشتین اسمشو چی میزاشتید ؟ اینجا بگید @mia9293893 😭🍒🌿 ⋆
من همیشه ترس از جمعیت زیاد دارم، ترس از صحبت با دیگران مثلا وقتی با ریحانه میریم بیرون، که از اداره پست یه چیزی تحویل بگیریم کد رهگیریو میدم اون میره میگیره با اینکه بسته منه،یاوقتی میخوایم خرید کنیم کارتمو میدم اون میره خرید میکنه میاد،تمام تلاشمو میکنم که با ادما حرف نزنم اضطراب اجتماعیم خیلی بده،وقتی یکی توخیابون باهام حرف میزنم اینجوریم که یاخدا چی باید بگم،یاوقتی یکی داره میگه سلام برسون میگم مرسی یا میگن چخبر دنبال خبر میگردم و اخرشم میگم هیچی، دارم شک میکنم به خودم😦"
از بچگی عاشق کارخانه شکلات سازی چارلی بودم، حس عجیبی بهم میداد، نمیدونم چجوری توصیف کنم اما مثل حس هاگوارتز و کورالین بود😭🌟🍎"