راضیم،کمی، میتونم یکم خودمو با عکسا و اسکرین شاتا از سعید توی سریال تاسیان، عکسای صابر،ادیتام،کومان،کتابام،دوستام،ملیکا،بیبیای گپ ژورنال،و امید رفتن به طبیعت و پیاده کردن برنامه هایی که توذهنم برای روستا دارم زنده نگهدارم.
کاش میتونستم یهو ول کنم، برم یه جای دور،تنهاباشم،همه فکرا از سرم پریده باشن،اصن، یه اتفاقی بیوفته فراموشی بگیرم و بعد بهم بگن تو توی یه روستای خیلی قشنگ کنار مرغ و خروسا و اردکا و گربه هات پیش یه کلبه جنگلی زندگی میکردی،پیش یه رودخونه،هوای خوب،سرسبزی، طبیعت، نشاط.برگرد همونجا.