تا یه مدت هیچ خبری نمیشه تا میرسیم به اونجایی که رفتگر جسد مذکور رو پیدا میکنه
و خانواده فرح میرن واسه تایید هویت
اما همونطور که گفتم جسدش تجزیه شده بود و استخوناش معلوم نبود و خالهی فرح نمیخواسته قبول کنه که خواهرزادهش مرده و میگه تحقیق کنین
و اعلام میکنه که فرح یه تتو به اسم مادرش داره
اما خب پلیس میره چک کن تتو رو اما پوستی نمونده که تتویی بمونه
و نکته قابل توجه ماجرا این بوده که جسد دوتا پا نداشته و همین سوال پیش میاد که چرا باید فقط دوتا پاش قطع بشه
شروع میکنن به جمعآوری فیلمهای دوربین مداربسته اطراف منطقهایی که جسدو پیدا کردن و میببین یه اقایی با یه موتور سه چرخه میاد اون کیسه رو میندازه توی جوب فاضلاب اما بخاطر بزرگ بودنش اب نمیتونه اونو با خودش ببره
و وقتی پلاکو چک میکنن اون موتور متعلق بوده به یه اقایی به اسم محمد و اون اقا رو احضار میکنن و وقتی که ازش میپرسن که توی کیسه چی بوده اونم خیلی ریلکس میگه زباله
و پلیس میگه نه جانم زباله نبوده بلکه جسدی بوده که به احتمال زیاد متعلق به فرح هستش
و محمد خیلی شدید واکنش میده و خیلی مضطرب بوده و میگه که واقعا من فکر میکردم که زبالهست و طبق واکنشاتش و همکاری با پلیس میفهمن که بیگناههه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اینجا یه سوال دیگه که پیش میاد اینه که اون کیسه چطور به دست محمد رسیده؟
اینجا فلش بک میخوریم به شبی که فرح کشته شد
آیه وقتی فرح کشته میشه جنازه رو خارج نمیکنه بلکه جنازه رو توی خونهش نگه میداره و چند شبانه روز باهاش زندگی میکنه
به حدی جنازه فرح دچار فساد میشه(با توجه به شرایط اب و هوایی مصر) که همسایهها صداشون در میاد که این بوی چیه که از خونت میاد و آسایشو از ما گرفته
فکر کنید چقد مونده جسدش که بوش یه محل رو گرفته