اما دلیلش اونقدر که فکرمیکنین ترسناک نیست
چون اد با بچههای کوچیک خیلی راحتتر میتونسته ارتباط بگیره، بخاطر اینکه بزرگسالها یک سری مهارت اجتماعی دارن که بین همشون مشترکه و اد اصلا این مهارتها و نداشت
و اد توی این دوره سعی میکنه با زنها ارتباط بگیره و رابطه عاطفی باهاشون برقرار کنه اما متأسفانه موفق نمیشه چون هیچگونه مهارتهای اجتماعیی نداشته و اد توی این دوره قایمکی یه سری مجلات میخریده و به عکس زنها نگاه میکرده
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و اد توی این دوره سعی میکنه با زنها ارتباط بگیره و رابطه عاطفی باهاشون برقرار کنه اما متأسفانه موفق
و این خیلی ناراحت کنندهست چون اد ذاتا یک مرد عادیه که به زنها گرایش داشته اما بخاطر حرفای اگاستای دلقک که میگفته همه زنها ال.ت شیطانن نمیتونسته ارتباطی باهاشون داشته باشه
و دوستان خوشبختانه هنری خیلی تحتتأثیر این عقاید اگاستا نبوده و توی سن ۴۳ سالگی با یک زن مطلقه وارد رابطه میشه و میخواسته مزرعه رو ترک کنه و تشکیل خانواده بده اما خیلی نگران اد بوده و میدونسته اگه خودش از اونجا بره اگاستا تنها آدم زندگی اد میشه و این خیلی خطرناکه
و هنری بارها با اد در این مورد صحبت میکنه اما اد به هیچوجه به حرفاش گوش نمیده
و بچه ها هنری واقعا از مادرشون ناراحت بود چون الان که بزرگ شده بود تازه متوجه شده بود اگاستا باهاشون چیکار کرده و خب این یه نوع کودکآزاریه
یه روز اد میره تا یه روز یک سری گیاه و علف هرز رو آتیش بزنه توی مزرعه ولی آتیش از کنترلش خارج میشه و توی مزرعه گسترش پیدا میکنه و حتی آتشنشانها از وسط شهر دود و آتیش رو میبینن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
یه روز اد میره تا یه روز یک سری گیاه و علف هرز رو آتیش بزنه توی مزرعه ولی آتیش از کنترلش خارج میشه و
وقتی آتشنشانها میرن تا غروب مشغول خاموش کردن آتیش بودن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اما حدس بزنین وقتی اتیش خاموش میشه اد چیکار میکنه؟
میره پیش پلیس و میگه هنری گمشده😃
و پلیس میرن خونشون و از اونجایی که خونه خانواده گین برقی نداشته با فانوس و چراغ قوه میرن و کل اونجارو میگردن ولی موفق نمیشن و بعد اد میاد و میگه بزارین من راهنماییتون کنم و بگم کجارو بگردین
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و پلیس میرن خونشون و از اونجایی که خونه خانواده گین برقی نداشته با فانوس و چراغ قوه میرن و کل اونجار
و اد پلیسارو صاف میبره بالا سر جسد هنری!
ادی که گزارش داده بوده هنری گمشده و من نمیدونستم کجاست