- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
یه روز اد میره تا یه روز یک سری گیاه و علف هرز رو آتیش بزنه توی مزرعه ولی آتیش از کنترلش خارج میشه و
وقتی آتشنشانها میرن تا غروب مشغول خاموش کردن آتیش بودن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اما حدس بزنین وقتی اتیش خاموش میشه اد چیکار میکنه؟
میره پیش پلیس و میگه هنری گمشده😃
و پلیس میرن خونشون و از اونجایی که خونه خانواده گین برقی نداشته با فانوس و چراغ قوه میرن و کل اونجارو میگردن ولی موفق نمیشن و بعد اد میاد و میگه بزارین من راهنماییتون کنم و بگم کجارو بگردین
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و پلیس میرن خونشون و از اونجایی که خونه خانواده گین برقی نداشته با فانوس و چراغ قوه میرن و کل اونجار
و اد پلیسارو صاف میبره بالا سر جسد هنری!
ادی که گزارش داده بوده هنری گمشده و من نمیدونستم کجاست
و بچهها هنری نه اثری از سوختگی داشته نه لباسهاش سوخته بوده و پلیس هیچ گونه کالبد شکافیی انجام نمیدن و با اد اصلا صحبت نمیکنن و دلیل مرگ رو استشمام دود آتیش اعلام میکنن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
این اقا اسمش هارولد شکتر هست و بیوگرافر اد گینه
و گفته که هنری روی سرش کبودی و جای ضربه داشته!
اد توی مراسم هنری میگه که هنری باعث سرافکندگی خانواده ما بود و من خیلی خوشحالم که الان مادرم فقط منو توی زندگیش داره و یک سال و نیم بعد از مرگ/قتل هنری اگاستا سکته میکنه و نیمه فلج میشه
تو سال ۱۹۴۵ اد و مادرش میرن پیش یکی از همسایههاشون که پوشال بخرن و اونجا اون مرده یهو شروع میکنه سگش رو کتک زدن بعد یه خانومی از یکی از اتاق خوابها سریع خودشو میرسونه اونجا و سعی داشته جلوی مرده رو بگیره اما متأسفانه موفق نمیشه و اون سگ رو انقدر کتک میزنه تا میمیره