- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
توی سال 2007 یه فرد به اسم راب یه نفر رو استخدام میکنه و بهش میگه که یه آدم رو برای من پیدا کن که عج
و اون آدم هم انگار که یه چیزی به اسم قحطی آدمزده باشه تو اون منطقه لیدیگاگا رو پیدا میکنه که اسم واقعیش هم استفنیه
همزمان این آقا داشته با لینا هم کار میکرده ( همون دوست صمیمی لیدی ) و وقتی استفنی ( لیدیگاگا ) و لینا شروع میکنن باهم کار کردن کم کم باهم صمیمی میشن و تو اون موزیکی که قرار بوده باهم بدن بیرون لیدیگاگا میشه نفر دوم
میشه وکآپسینگر یعنی همخوانی میکرده با همون نفر اصلی که لینا باشه و جزو یکی از افرادی میشه که آهنگاشو مینوشته . ولی خب بعدش لیدی جون شروع میکنه روی آلبوم خودش کار کردن و توی آگوست سال 2008 آلبوم رو میده بیرون و دقیقا دوماه بعدش لینا میمیره و بعدش اونجاست که لیدیگاگا شهرتش یهو میترکه
و بین سال 2007 که آهنگای یکی رو مینوشته تا 2008 که تبدیل میشه به یه آرتیستی که همه توجهها به اونه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
حالا چه اتفاقهایی ؟
مثل اینکه لینا قرار بوده با یکی از کمپانیهای بزرگ موسیقی قرار داد ببنده و یه تدارکاتی هم دیده بودن که راجب لینا یه مستند هم بسازن
و بعدش که همه توجهها میره رو لیدیگاگا یهو همه این داستانا کنسل میشه و کسی هم نمیدونه چرا
لیدی و لینا حدود ۱۰ ۱۱ تا آهنگ باهم مینویسن ولی بعد مرگ لینا لیدیگاگا یک کلمه هم راجب این دختر هیچجا حرف نزده و وقتی ایندوتا داشتن باهم آهنگ مینوشتن لیدیگاگا میاد خودشو شبیه لینا کردن مثلا اینجوری: عه وا موهاتو اتو کشیدیی فرداش بره کراتین کنه یا چمیدونم مدل استایلش نوع آهنگ خوندنش مدل موهاش کلا همه چی همه چی
و خب این قضیه انقدر بولد میشه که بعد مرگ لینا مامانش درمیاد میگه لیدی شهرت دختر منو ازش دزدید