- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
بعد از دنیا اومدن لایل کیتی کارشو ول میکنه و مثلا میچسبه به بچه داریش
که مثلا مادر نمونهای بشه🤡🤡
بعد از یه مدت از نیویورک میرن به نیوجرسی و توی نیوجرسی پسر دومشون یعنی اریک به دنیا میاد
خلاصه بعد از مدتی از نیوجرسی هم میرن یه شهر دیگه که اسمش یادم نیست ولی توی یه خونه خیلی گرون و باکلاس زندگی میکنن و توی یه مدرسه خیلی توپ و خفن ثبتنامشون میکنن و خلاصه این دوتا بچه از همون بچگی میدونستن که ننه باباشون روی درس و فلانشون حساسن و مهم نیست چطوری فقط باید موفق باشن
خوزی اصلا واسش مهم نبوده این دو بچه اصلا از ورزشی خوششون میاد نمیاد یا نه
از نظرش باااید توی فلان رشته ورزشی که من میگم موفق باشن
یه مدت که میگذره خوزی متوجه میشه که لایل و اریک هوششون معمولیه توانایی خارقالعادهای ندارن و خلاصه دو بچه نرمال و عادیان و هوششون شبیه به خوزی نیست
و خوزی رژیم های وحشتناک غذایی، تمرینهای خیلی سفت و سخت ( مثلا روزی ۹ ساعت تمرین تنیس توی یه سری از اطلاعات گفته شده بود ) به این دو طفل معصوم میداده
یهطوری خوزی روی تمرین تنیس این دوتا حساس بوده که واسشون انواع وسیلههای ورزشی کلاسهای خصوصی مربیهای خصوصی میگیره
و حتی مربی شخصی لایل و اریک بعدها اعتراف میکنه که خوزی گیرترین و رو مخترین و سختگیر ترین پدری بوده که بچههاش باهاش کلاس داشتن
یه مدت که میگذره توی یه مسابقات اریک یعنی پسر کوچیکه رتبه ۴۴ توی تنیس توی کل کشور رو میاره
کیتی این بین خیلی به پسرهاش افتخار میکرده تشویقشون میکرده توی مسابقههاشون تمریناتشون شرکت میکرده و خلاصه که اره اینطوری بود که من مادر نمونهم و فلان