خوزی و کیتی جای اینکه بیان این مشکلش رو ریشهیابی کنن و چمیدونم درمانش کنن هرروزی که لایل جاش رو خیس میکرده روتختی رو برمیداشتن میانداختن رو میز و لایل رو مجبور میکردن بشینه و به میز خیره شه و خجالت بکشه :))))))))))
و حتی توی بعضی از مقالات گفته شده مجبورش میکردن صبحونهاش رو هم همونجا روی همون میز بخوره
اریک گفته تا سن ۱۵ سالگی کیتی اندام خصوصیش رو معاینه میکرده ( احتمالا بهونه برای لمس و لخت کردنش بوده )
لایل میگه تج-او-زهای خوزی از سن خیلی پایین شروع شده و وقتی که ۶ سالش میشه این تج-او-زها هی به مرور بدتر میشن و گفتش که اول بعد از تمرینهای تنیس بود و به بهونه ماساژ دادن و اینها بود لمس کردنهاش و به مرور وحشتناک تر میشده طوری که حتی زخم هم میشدن :))))
و خب بچه شش ساله اصلا میدونه این کارا چین؟ یعنی ممکنه پیش خودش فکر کنه اصلا شاید همه پدر مادرها اینکارو میکنن و لایل میگه انقدر میترسیده اون زمان که چیزی به کسی بگه که موهاش از استرس از همون سن ۱۲ ۱۳ سالگی شروع به ریزش شدید میکنن که خب اشاره کردیم بالا بهش
لایل میگه این تج-او-زها فکر کنم تا سن یازده سالگی شدید بود و بعد که متوقف میشه فکر میکنه خب تموم شد راحت شدم خلاص شدم اما نه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
لایل میگه این تج-او-زها فکر کنم تا سن یازده سالگی شدید بود و بعد که متوقف میشه فکر میکنه خب تموم شد
درواقع خوزی کاراشو از لایل به اریک انتقال داده بوده
تأکید میکنم لایل داداش بزرگتر بوده نگران اریک بوده و خیلی بهش وابسته بوده و خب فکر نکنید تو سن کم بوده اصلا اینها تا روز مرگ کیتی و خوزی آزارهای جن-سیشون به این دو ادامه داشته
فکر کنید لایل انقدر حساس بوده روی اریک و دوست نداشته ناراحتیشو ببینه که حتی کچل شدن لایل رو نمیدونسته اریک و فقط توی یه دعوای خانوادگی کهکیتی کلاه گیس لایل رو میکنه متوجه میشه اینو