این دو داداش جونشون بهم بسته بود و انقدر باهم صمیمی بودن که هیچ دوست صمیمیای جز خودشون نداشتن و لایل شدیداً مراقب اریک بود مخصوصا در برابر پدرش و تنبیهات پدرشون
خوزی روی لایل حساسیت شدیدتری نشون میداده و چون برادر بزرگه بوده مثلا باید میشده الگوی اریک
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
خوزی روی لایل حساسیت شدیدتری نشون میداده و چون برادر بزرگه بوده مثلا باید میشده الگوی اریک
و انقدر روی لایل حساس بوده که مثلا به ظاهرش هم کار داشته و لایل از یه سنی به بعد متوجه ریزش شدید موهاش میشه طوری که الآن لایل کاملا کچله و خوزی مجبورش میکنه تقریبا همیشه کلاه گیس بذاره
چرا میگم شوخی شوخی؟
چون خانواده پولداری بودن نیازی به پول نداشتن و صرفا همینطوری تفریحی برای هیجان اینکارو کرده بودن
حالا اینجا اریک میاد ماجرا رو گردن میگیره و بعد دادگاه چون اریک زیر سن قانونی بوده براشون مشاوره و این چیزا صادر میکنه
و این آقای اوزیل هرچیزی که اریک تعریف میکرده و میگفته رو بدون جا انداختن یه واو میذاشته کف دست خوزی