لازم به ذکره عمارتی که خانواده منندز توش زندگی میکردن عمارتی یوده که مایکل جکسون هم توش زندگی میکرده یه زمان :)))))))))))
خلاصه توی یه روز خوب زندگی خوزی و کیتی تو اتاق داشتن بستنی میخوردن و حرف میزدن و اریک و لایل هم مثلا رفتن تعطیلات همون حین که اینا داشتن بستنی قاشق میخوردن اریک و لایل یکهو در اتاق رو باز میکنن و با اسلحه وارد میشن
ولی اریک استرس میگیره یا هول میشه یا هرچی و درآخر کیتی موقعیت گیر میاره برای فرار
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
ولی اریک استرس میگیره یا هول میشه یا هرچی و درآخر کیتی موقعیت گیر میاره برای فرار
ولی خوشبختانه لایل همون موقع که داشته شونصد تا گلوله توی سر خوزی شلیک میکرده چندتاشون خطا میره و به کیتی میخوره و کیتی درنهایت به خاطر خونریزی شدید همون حین فرار تو راهرو میمیره
این حین
میبینن گلولههاشون تموم شده میرن اسلحه رو پر میکنن و مجددا شلیک میکنن تا مطمئن شن که این دو کاملا مردن
و توی پرونده اینطور ثبت میشه که
10 بار شلیک شده بوده توی تمام نقاط بدن کیتی و به خوزی 6 بار شلیک شده
لایل و اریک بعد از چند دقیقه میگن خب حالا چیکار کنیم که گیر نیوفتیم میان تو زانوهای پدر و مادر شلیک میکنن که مثلا قتل وجهه مافیاییتر و حرفهایتری بگیره
و چندساعت بعد زنگ میزنن به پلیس و پلیس خیلی دیرتر از اونچه که باید میرسه سر صحنه
مثلا گزارش قتل دادن که این اتفاق افتاده و اینها و خودشون رو زدن به گریه وناراحتی و داد و بیداد که وای مامانم وای بابام که پلیسها هم باور میکنن