و توی پرونده اینطور ثبت میشه که
10 بار شلیک شده بوده توی تمام نقاط بدن کیتی و به خوزی 6 بار شلیک شده
لایل و اریک بعد از چند دقیقه میگن خب حالا چیکار کنیم که گیر نیوفتیم میان تو زانوهای پدر و مادر شلیک میکنن که مثلا قتل وجهه مافیاییتر و حرفهایتری بگیره
و چندساعت بعد زنگ میزنن به پلیس و پلیس خیلی دیرتر از اونچه که باید میرسه سر صحنه
مثلا گزارش قتل دادن که این اتفاق افتاده و اینها و خودشون رو زدن به گریه وناراحتی و داد و بیداد که وای مامانم وای بابام که پلیسها هم باور میکنن
از اریک و لایل بازجویی میکنن و بازجویی هم بدون دردسر پشت سر میذارن و پلیس باورشون میکنه
خیلی خوب هم پیش میرن
حتی تا جایی پیش میرن که مثلا بادیگارد استخدام میکنن تا مثلا قاتل پدر و مادرشون نیاد سراغشون و توی هتل مستقر میشن و این چیزا
بعد از یه مدت شروع میکنن وحشیانه پولای بابارو خرج میکنن طوری که قبل از مراسم خاکسپاری خوزی و کیتی فکر کنم اریک میره سه تا ساعت رولکس میخره و خلاصه خیلی شیک وارد مراسم میشن