بعد اینهمه اذیت و دهنسرویسی بفهمی بابات از ارث محرومت کرده و حتی کارتهای اعتباریتم سوزونده
و خب کسی بخواد سرسری به این پرونده نگاه کنه فکر میکنه سر پول و ارث بوده و ایم چیزا بوده
این وصیت محرومیت از ارث رو لایل و اریک میدونستن که توی کامپیوتر کیتیعه و یکیو استخدام میکنن بره پاکش کنه تا نرسه به دست کسایی که روی این پرونده تحقیق میکردن و فقط وصیت نامهای برسه دست وکیل وکلا که توش خوزی هنوز از ارث محرومشون نکرده
با گذشت زمان پلیس بیشتر به این دوتا داداش مشکوک میشه که خب علتش این یود که داشتن وحشتناک پول خرج میکردن هی خونه های بزرگ ماشین مهمونی فلان
و خب اصلا پیگیر هم نبودن بگن الو قاتل پیدا شد نشد چیشد و خب پلیس هم شدیدا بهشون شک میکنه و پروسه جدیدی از تحقیقات شروع میشه که کاش نمیشد
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
این وسط اریک یه رفیق به اسم کریک داره که این دوتا باهم فیلمنامه نوشتن
حالا فیلمنامه درمورد چیه؟
دوتا پسر که پدر و مادرشون رو میکشن
سر چی؟
سر ارث و میراث
خلاصه کریک با پلیس همکاری میکنه و میگه اریک رو ببر سفر و ببین چیزی ازش میتونی بکشی بیرون یا نه
و خب اریک هم به شدت عاطفی بوده و شدیداً هم کمبود محبت داشته و نسبت به لایل دوستدخترهای کمتر و ارتباطات کمتری هم داشته
توی همون قرار سفر اریک میره پیش کریک کلی گریه میکنه و کل قضیه رو اعتراف میکنه
کل قضیه رو ینی حتی اینکه خوزی باهاش چیکار میکرده رو هم گفته
کریک چیزی رو ضبط نمیکنه اصلا پلیس چیزی نداده بوده که ضبط کنه که خب عجیبه و خلاصه کریک به پلیس همه چیو میگه