و خب اریک هم به شدت عاطفی بوده و شدیداً هم کمبود محبت داشته و نسبت به لایل دوستدخترهای کمتر و ارتباطات کمتری هم داشته
توی همون قرار سفر اریک میره پیش کریک کلی گریه میکنه و کل قضیه رو اعتراف میکنه
کل قضیه رو ینی حتی اینکه خوزی باهاش چیکار میکرده رو هم گفته
کریک چیزی رو ضبط نمیکنه اصلا پلیس چیزی نداده بوده که ضبط کنه که خب عجیبه و خلاصه کریک به پلیس همه چیو میگه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
پلیسم میگه خب یهبار دیگم ببرش اما اینسری ضبط کن چون خب به مدرک محکم نیازه
ولی اینبار اریک همه چیز رو توی ملاقاتشون نقض میکنه و میکه چی میگی بابا اصلا من کی اینارو گفتم چی زدی
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
مشاورشون کیه؟ مشاوری که خوزی استثنائا خودش انتخاب کرده آقای اوزیل
حالا اینجا مشاور اوزیل رو یادتونه؟
و اریک و اوزیل بعد از قتل هم باهمدیگه در ارتباط بودن و اریک داشته درمان میشده
و اوزیل به پلیس میگه که اریک خیلی از عذاب وجدان حرف میزنه ناراحته و افسردگی حاد داره و کلا جلسات تراپی رو مثل جلسات اعتراف پیش میبره و خلاصه پلیس هم که درجریان
همون حین اوزیل زنگ میزنه میگه لایل بیا اینجا و لایل هم پا میشه میره پیش این و اون لحظست که با این شاهکار اریک روبرو میشه میبینه اره داداشش تر زده