همچنین کیتی برای اینکه زندگیش خوب نبوده و شوهرش دوستش نداشته اریک و لایل رو مقصر میدونست
بخشی از اعترافات لایل
میگه که من وقتی بچه بودم یه خرگوش داشتم بهش خیلی وابسته بودم و یه روز که بیدار شدم میبینم کله خرگوش خرد شده و به طرز وحشتناکی مرده و بعد متوجه شدم خوزی و کیتی باهم اینکارو کردن
و لایل انقدر از این قضیه تروماتایز شده بوده (فکر کنم ۸ سالش بوده ) که تا سن ۱۴ سالگی شبادراری داشته
خوزی و کیتی جای اینکه بیان این مشکلش رو ریشهیابی کنن و چمیدونم درمانش کنن هرروزی که لایل جاش رو خیس میکرده روتختی رو برمیداشتن میانداختن رو میز و لایل رو مجبور میکردن بشینه و به میز خیره شه و خجالت بکشه :))))))))))
و حتی توی بعضی از مقالات گفته شده مجبورش میکردن صبحونهاش رو هم همونجا روی همون میز بخوره
اریک گفته تا سن ۱۵ سالگی کیتی اندام خصوصیش رو معاینه میکرده ( احتمالا بهونه برای لمس و لخت کردنش بوده )
لایل میگه تج-او-زهای خوزی از سن خیلی پایین شروع شده و وقتی که ۶ سالش میشه این تج-او-زها هی به مرور بدتر میشن و گفتش که اول بعد از تمرینهای تنیس بود و به بهونه ماساژ دادن و اینها بود لمس کردنهاش و به مرور وحشتناک تر میشده طوری که حتی زخم هم میشدن :))))
و خب بچه شش ساله اصلا میدونه این کارا چین؟ یعنی ممکنه پیش خودش فکر کنه اصلا شاید همه پدر مادرها اینکارو میکنن و لایل میگه انقدر میترسیده اون زمان که چیزی به کسی بگه که موهاش از استرس از همون سن ۱۲ ۱۳ سالگی شروع به ریزش شدید میکنن که خب اشاره کردیم بالا بهش