لایل میگه تج-او-زهای خوزی از سن خیلی پایین شروع شده و وقتی که ۶ سالش میشه این تج-او-زها هی به مرور بدتر میشن و گفتش که اول بعد از تمرینهای تنیس بود و به بهونه ماساژ دادن و اینها بود لمس کردنهاش و به مرور وحشتناک تر میشده طوری که حتی زخم هم میشدن :))))
و خب بچه شش ساله اصلا میدونه این کارا چین؟ یعنی ممکنه پیش خودش فکر کنه اصلا شاید همه پدر مادرها اینکارو میکنن و لایل میگه انقدر میترسیده اون زمان که چیزی به کسی بگه که موهاش از استرس از همون سن ۱۲ ۱۳ سالگی شروع به ریزش شدید میکنن که خب اشاره کردیم بالا بهش
لایل میگه این تج-او-زها فکر کنم تا سن یازده سالگی شدید بود و بعد که متوقف میشه فکر میکنه خب تموم شد راحت شدم خلاص شدم اما نه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
لایل میگه این تج-او-زها فکر کنم تا سن یازده سالگی شدید بود و بعد که متوقف میشه فکر میکنه خب تموم شد
درواقع خوزی کاراشو از لایل به اریک انتقال داده بوده
تأکید میکنم لایل داداش بزرگتر بوده نگران اریک بوده و خیلی بهش وابسته بوده و خب فکر نکنید تو سن کم بوده اصلا اینها تا روز مرگ کیتی و خوزی آزارهای جن-سیشون به این دو ادامه داشته
فکر کنید لایل انقدر حساس بوده روی اریک و دوست نداشته ناراحتیشو ببینه که حتی کچل شدن لایل رو نمیدونسته اریک و فقط توی یه دعوای خانوادگی کهکیتی کلاه گیس لایل رو میکنه متوجه میشه اینو
توی اعترافات لایل میگه که وقتی به سن ۲۰ ۲۱ سالگی میرسه میره میشینه مثلا مرد و مردونه حرف بزنه با خوزی که چرا اینهمه اذیتمون میکنی چرا فلان ال بل و خوزی جوری نشون میده که انگار اگر چیزی بگه جفتشون رو میکشه
همونطور که گفتم خوزی خیلی روی ظاهر خانواده حساس بوده و فکر کن پسرات برن راجع به این چیزا بگن پیش بقیه خب
قطعا براش زنگ خطر بوده
یکی از فامیل هاشون میآد این قضیه رو توی دادگاه شهادت میده میگه که وقتی که لایل هشت سالش بود و من ۱۵ سالم بود یه شب تو خونه منندز مهمونی بودیم و شب موقع خواب لایل اومده پیشش و گفته میشه من امشب پیش تو بخوابم؟ چون اگر برم توی اتاق خودم اونجا خوزی میاد و اذیتم میکنه
و از اونجایی که براش این قضیه عجیب بوده میره به کیتی میگه لایل بهم گفته که خوزی بهم دست میزنه و نمیخوام پیشش بخوابم و کیتی میگه نه و خلاصه ننه من غریبم بازی که بچست و چرت و پرت گفته و اینها اینم بیخیال میشه