توی اعترافات لایل میگه که وقتی به سن ۲۰ ۲۱ سالگی میرسه میره میشینه مثلا مرد و مردونه حرف بزنه با خوزی که چرا اینهمه اذیتمون میکنی چرا فلان ال بل و خوزی جوری نشون میده که انگار اگر چیزی بگه جفتشون رو میکشه
همونطور که گفتم خوزی خیلی روی ظاهر خانواده حساس بوده و فکر کن پسرات برن راجع به این چیزا بگن پیش بقیه خب
قطعا براش زنگ خطر بوده
یکی از فامیل هاشون میآد این قضیه رو توی دادگاه شهادت میده میگه که وقتی که لایل هشت سالش بود و من ۱۵ سالم بود یه شب تو خونه منندز مهمونی بودیم و شب موقع خواب لایل اومده پیشش و گفته میشه من امشب پیش تو بخوابم؟ چون اگر برم توی اتاق خودم اونجا خوزی میاد و اذیتم میکنه
و از اونجایی که براش این قضیه عجیب بوده میره به کیتی میگه لایل بهم گفته که خوزی بهم دست میزنه و نمیخوام پیشش بخوابم و کیتی میگه نه و خلاصه ننه من غریبم بازی که بچست و چرت و پرت گفته و اینها اینم بیخیال میشه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
چرا؟
رسانه شدیدا بر ضد لایل و اریک بوده طوری که حتی توی بعضی شبکه های کمدی مسخره میشدن و اداشون رو درمیآوردن ادای گریه کردنشون رو!
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
یعنی اینطوری بگم بهتون
تیم دادگستری میبینه هیئت منصفه چقدر تحتتأثیر حرفای اریک و لایل قرار گرفتن ( دادگاهشون رو ببینید شماهم میفهمید چقدر واقعی حرف میزنن آخرم میذارم ) میان پلیسهارو میارن میگن صحنه قتل رو توصیف کنید
خلاصه احساسات هیئت منصفه رو تحتتاثیر قرار بدن که اره ببینید چطوری بیرحمانه کشتن خوزی و کیتی رو چقدر کینه توزی بوده فلان و بیسار و در آخر تیم هیئت منصفه علاوه بر اینکه بهشون حبس ابد میده و علت قتل رو انگیزه مالی اعلام میکنه
بلکه حکم جفتشون رو توی زندانهای جدا صادر میکنه :)))