تا امروز هم توی زندانن و خیلی فعالن اریک حتی به زندانیهایی که دچار بیماری هستن مشاوره میده و لایل هم همینطور حتی برای کسایی که تحت خشونت جن-سی بودن جلسه میذاره و تیم ورزشی تشکیل میده
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
میگذره تا اینکه اولین بچه کیتی و خوزی به دنیا میاد و اسمش [ Joseph lyle ] بوده
حالا یادتونه گفتم چرا خوشش نمیاد اسمش رو بگن و بهش میگن لایل ؟
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
حالا یادتونه گفتم چرا خوشش نمیاد اسمش رو بگن و بهش میگن لایل ؟
چون اسمش نوشتاری با پدرش یکی بودو خب از پدرش متنفر بود
Jose خوزی
Joseph جوزف
و حتی بچها روان لایل رو انقدر بهچوخ داده بودن که میگفت باباش یه سری شبها که میمونده خونه و اعصابش خراب بوده به کیتی میگفت از اتاقشون بره بیرون و بهجاش اریک بیاد( که مسلماً خودتون میدونید چه کارهایی که اینها شامل bdsm هم میشد )
و لایل هم جلو پدرش بخاطر اریک وایمیستاده که بله نتیجش هم میشد کتک خوردنش از خوزی :))))
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
و لایل هم جلو پدرش بخاطر اریک وایمیستاده که بله نتیجش هم میشد کتک خوردنش از خوزی :))))
بعد از یه مدتی انقدر این قضایا تکرار میشده که لایل بیچاره فک میکرده شاید درستش همینه ( بچه بوده بالاخره ) و خودش شروع میکنه با بردارش یه سری کار هایی کردن ...
که با اریک رفته بودن یه پارک جنگلی چیزی و خودش میگفت من هم ... شده به اریک آسیب بزنم به این طریق ( وسط این حرفش تو دادگاه کلی گریه کرد)