☘️
🌸حضرت_زهرا سلام الله علیها :
کسی که عبادت های خالصانه خودش را به سوی خدا بفرستد خداوند بهترین مصلحت خودش را به سوی او می فرستد.
بحار الأنوار ج ۷۰ ص ۲۴۹
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
@montazer313110
زمان:
حجم:
8.2M
هر رفتی اومد داره
هر سلامی علیک داره..
.
⬅️داستان شنیدنی خادمی که ۶۰ سال حرم امام رضا را صبح ها جارو میزد و...
.
👆حتما گوش کنید بسیار زیباست👆
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
رجبعلی خیاط :
اگر پدر و مادرتان از دنیا رفته اند شما وظیفه دارید برای آنها اعمال خیری را انجام بدهید و نباید آنها را فراموش کنید و اگر زنده هستند باید در خدمت کردن به آنها کوشا باشید و اگر معصیتی از شما سر بزند و آنها در برزخ متوجه بشوند شما را نفرین خواهند کرد.
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
💠درمسیر کربلا بودم که ...
✍️علامه حِلّی(ره) می گوید: شب جمعه ای به قصد زیارت امام حسین علیه السلام به سوی کربلا می رفتم، در حالی که تنها و سوار بر الاغ بودم و تازیانه ی کوچکی برای راندن مَرکب در دست داشتم. در بین راه عربی پیاده آمد و با من همراه و هم کلام شد. کم کم فهمیدم شخص دانشمندی است؛ وارد مسائل علمی شدیم، برخی از مشکلات علمی که داشتم از او پرسیدم، عجیب اینکه همه را پاسخ مناسب و دقیقی فرمود! متحیر شدم که او کیست؟ که این همه آمادگی علمی دارد؟!
در این حال به فکرم رسید از او بپرسم آیا این امکان وجود دارد که انسان حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه) را ببیند؟ ناگهان بدنم را لرزشی گرفت و تازیانه از دستم افتاد. آن بزرگوار خم شد و تازیانه را در دستم گذاشت و فرمود: «چگونه صاحب الزمان را نمی توانی ببینی در حالی که اکنون دستِ او در دستِ توست»
💥پس از شنیدن این جمله، بی اختیار خود را از روی چهارپا بر زمین انداختم تا پای امام را ببوسم اما از شدّتِ شوق، بی هوش بر زمین افتادم... پس از اینکه به هوش آمدم کسی را ندیدم.
📚 عبقری الحسان، ج۲، ص۶۱
📚 منتخب الأثر، ج۲، ص۵۵۴
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
*✨﷽✨*
*🔵سیرهی عملی امام حسن مجتبی علیهالسلام 🔵*
👈روزي عربي بدشكل و بسيار زشت ميهمان حضرت شد و بر سر سفره نشست. از روي حرص و اشتهاي فراوان مشغول غذا خوردن شد از آنجا كه خوي امام و اين خانواده، كرم و لطف است آن جناب از غذا خوردن او خوشحال گشت و تبسم فرمود: در بين صرف غذا پرسيد اي عرب زن گرفته اي يا مجردي؟
🔹 عرض كرد زن دارم. فرمود چند فرزند داري؟ گفت هشت دختر دارم كه من از همه آنها زيباترم، اما آنها از من پر خورترند حضرت تبسم نمود او را ده هزار درهم بخشيد گفت: اين هم سهم تو و زوجه تو و هشت دخترت.
----------
📚 لطائف الطوائف، ص ۱۳۹.
-----------------------------------------
*🌺الّلهُـمَّـ؏جـِّللِوَلیِّـڪَ الفــَرَج🌺*
📚 @Dastan 📚
#شهید_یعنی... 🌸
فهیمہ بر سر پیڪر پاره پاره همسرش حاضر شد،😞
در حالے ڪہ پیراهن سفید پوشیده بود و فریاد مےزد:
اے همسر شہیدم!😌
شہادتت مبارڪ!❤️
و در مراسم خٺم نیز گفٺ:
این ختم نیسٺ، ڪہ آغاز اسٺ ،
آغاز راهے ڪہ همسرم آن را پیمود ...😭
فہیمہ تا یڪ سال سفید پوشید و تاڪید داشٺ
ڪہ اگر غلامرضا بہ مرگ طبیعے رفتہ بود باید عزادارے مےڪرد.👌🏻
او حتی با غلامرضا خداحافظے هم نڪرد.✋️😔💚
#فهیمه_بابائیان
#شهید_غلامرضا_صادق_زاده
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
♻️5 حسرت آدمها در لحظه مرگ...
❣️نخستين حسرت = کاش به خانواده ام بيشتر محبت مى کردم...
❣️حسرت دوم = کاش اين قدر سخت کار نمي کردم...
❣️حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صداي بلند بگم...
❣️حسرت چهارم = کاش رابطه هايم با دوستانم را حفظ می کردم ...
❣️حسرت پنجم = کاش شادتر مي بودم . ولحظات بيشترى مى خنديدم...
💞عمر ما کوتاه تر از اوني است که فکرشو مي کنيم .
زمان مثل برق مي گذره....
از زمین کوتاه بیشترین استفاده رو ببرید..
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
📒 #داســتــانڪ
ساعت سه نیمهشب بود..
صدای زنگ تلفن پسر را بیدار کرد پشت خط مادرش بود ..پسر با عصبانیت گفت:
"چرا این وقت شب منو از خواب بیدار کردید؟! "
مادرگفت: ۲۵ سال قبل درهمین ساعت تو مرا از خواب بیدار کردی خواستم بگم:
تولدت مبارک پسرم ❤️
پس از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد ..صبح سراغ مادر رفت وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمعی نیمه سوخته یافت .ولی مادر دیگر در این دنیا نبود.
✍🏻 هرگز دل کسی را نشکن ،هرگز.
همیشه زمان برای جبران وجود ندارد .
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
#نگاه_به_نامحرم #داستان 1️⃣
🦋دختره تو دانشگاه جلوی یه پسر رو گرفت و گفت:
خیلی مغروری ازت خوشم میاد،
هرچی بهت آمار دادم نگاه نکردی ولی چون خیلی ازت خوشم میاد من اومدم جلو خودم ازت شمارتو بگیرم باهم دوست شیم !!!!!!!
✨پسرگفت:شرمنده نمیتونم،
من صاحب دارم !
🦋دختربه اوج حسادت رسید و گفت:
خوشبحالش که با آدم باوفایی مثل تو دوسته !!!!!!!
پسره گفت:نه خوشبحال من که یه همچین صاحبی دارم.
✨دخترگفت: اووه چه رومانتیک،
این خوشگل خوشبخت کیه که این جوری دلتو برده؟
عکسشو داری ببینمش؟
پسرگفت: عکسشو ندارم خودم هم ندیدمش اما میدونم خوشگل ترین آدم دنیاست!!!!
دختره شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن....
گفت: ندیده عاشقش شدی ؟
نکنه اسمشم نمیدونی ؟
🦋پسر سرشو بالا گرفت گفت: آره ندیده عاشقش شدم!!!
اما اسمشو میدونم... اسمش ((مهدی فاطمه)) ست
دوست مهدی ؛ با نامحرم دوست نمیشه........!!!!!
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•