eitaa logo
📚 داستان های آموزنده 📚
61.1هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
4.4هزار ویدیو
81 فایل
﷽ ❣️اینجا جهانِ موازیِ دوراهی‌های زندگی توست. ❣️اینجا قصه می‌خونیم، قصه‌هایی واقعی و آموزنده از زندگی گذشتگان و البته زندگی ائمه علیهم‌السلام و شهدا 🌱قصه‌هایی که راه زندگی رو نشون میدن ✍️ تبلیغ: قاصدک @ghaasedak https://eitaa.com/Dastan
مشاهده در ایتا
دانلود
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفوذ فرهنگی یعنی این... ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
خیلی قشنگه، بخونید... متن شعر اجرا شده توسط پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای(رضوان الله علیه): شاعران: و جمعه ی دیگری رسید از راه باز با عشق بسته ام عهدی با تمام وجود میگویم‌ السلامُ علیکَ یا مهدی پسر فاطمه!نگاهی کن فاطمیّه است و دل پر از غوغاست دلمان خون شد از ندیدن تو دل ما خوش به ذکر یا زهراست دوره ی آخر الزمان شده است فتنه ها باز قد علم کردند شمرها باز هم در این میدان دست عباس را قلم کردند یابن زهرا ! مقابل دشمن شیعه این‌بار هم مقاوم بود پرچم کربلای این جبهه همه جا دست حاج قاسم بود سرد و گرم چهل بهار و خزان درس آمادگی به ما داده ست مرد میدان علم و ایمانیم لشکر حاج قاسم آماده ست گام دوم شروع شد با خون حاج قاسم به شاهدان پیوست چِقَدَر آشناست این قصه یک زمینی به آسمان پیوست دشمنان بی هوا زدند او را رفتنش نیز مثل فاطمه بود دست افتاده ی دلاور ما راوی روضه های علقمه بود تشنه ی انتقام بودیم و باز با داغ امتحان دادیم با شهیدان آسمانیمان همه جا لحظه لحظه جان دادیم بین آغوش یک هواپیما هم وطن‌های ما شهید شدند ما که شرمنده ی شهیدانیم ولی آنها چه روسفید شدند به خدا امتحان سختی بود وسط این همه پریشانی چه بگویم که در دل ما نیست داغشان کمتر از سلیمانی داغ‌ اگر هست یادمان نرود نقشه‌ی جبهه‌ی مقبال چیست؟! خونِ هم‌نوع ماست روی زمین خوب دقت کنیم! قاتل کیست؟ گیرم آن اشتباه هم رخ داد ما نباید که اشتباه کنیم ما نباید سپیدی حق را با ذغال عدو سیاه کنیم جبهه‌ی خصم را بکوب ولی جبهه‌ی بچه‌های خود را نه ریشه‌ی خصم را ببُر اما شاخه‌ی زیر پای خود را نه زلزله، سیل، جنگ، آبادی امنیت، اقتدار، آرامش... هرکجا کار بر زمین مانده هم سپاه آمده‌است هم ارتش گرچه غمگین داغ هموطنیم گرچه این داغ، سخت و جانفرساست آتش جنگ را که روشن کرد؟ بانی این جنایت آمریکاست بوی بال فرشته می آید این نفسهای آخر دیو است سیلیِ محکمی زدیم اما هدف بعدمان تلاویو است سیلیِ آبدارِ آن شب، بود تازه آغازِ باءِ بسم الله انتقامی که گفته شد یعنی شرّتان از زمین شود کوتاه راهتان جز فرار ازینجا نیست با سپاه علی در افتادید آی سگ‌های هار! این دفعه گیر شیران حیدر افتادید خون فرمانده کار خود را کرد همه جای جهان پر از غوغاست کوریِ چشم دشمنان وطن روزهای زوال آمریکاست روزگار افول شیطان است آخرِ قصه این نخواهد بود مطمئنیم شیعه خواهد دید این جهان را بدونِ آل سعود کور شد چشم دشمنان امروز انقلاب از همیشه پویاتر پرچمی که همیشه بالا بود می‌رود لحظه لحظه بالاتر سبز و سرخ و سفید، یک‌رنگیم زیر یک پرچمیم، یک‌دستیم حرف قوم و نژاد و مذهب نیست ما به یک انقلاب دل بستیم عده‌ای از خواص همواره نان این انقلاب را خوردند در بزنگاه فتنه‌ها اما سر از اردوی کین در آوردند هم وطن! یاور علی ! برخیز لحظه ی انتخاب را دریاب انقلابی بمان و با هر رأی جبهه ی انقلاب را دریاب حیف از این آسمان آبی که در پسِ ابر آفتابی نیست زخم‌ها خورده‌ایم پی در پی از مدیری که انقلابی نیست ما علیه فساد جنگیدیم باید این نکته را به یاد آورد انقلاب امام سالم بود انتخاب غلط فساد آورد با تمام فسادها اما مانده است انقلاب پاینده اندکی صبر، صبح نزدیک است بی‌گمان مال ماست آینده نکند باز یادمان برود همه در بیعت ولی هستیم قاتل دشمن است وحدت ما همه فرمانبر علی هستیم نهضتی که به ما رسید امروز از مدینه شروع شد، از در پشت در مادرم زمین افتاد تا بماند قیام پیغمبر فتنه گرها به صحنه آمده اند آی یاران مسیر گم نشود در دل هرم آتش فتنه خُنکای غدیر گم نشود فتنه از هر طرف هجوم آورد خانه‌ام باز در خطر افتاد شیعه هربار بی تفاوت ماند آتش آمد به جان در افتاد گفتم از در ، چه شد که چشمانم مثل ابر بهار می بارند شهدا روزیِ شهادت را از همین فاطمیه ها دارند غم از این بیشتر؟! که جان رسول دلش از جور دشمن آزرده ست دست حیدر طناب پیچ است و فاطمه پشت در زمین خورده است چه بگویم که بغض ، سنگین است آنچه باید نمیشد آخر شد غم از این بیشتر؟! که در خانه روبگیرد زن،از محارم خود😭 📚 @Dastan 📚
┄┅═✧❁🌸❁✧═┅┄ 💖 بزرگترین نعمتی بود کہ خدا بہ این بنده اش داده بود. 🌸یک بار در دوران مجروحیت ،بہ دیدنش رفتم یکی از علما هم آن جا بود. ابراهیم از خاطرات جبهہ می گفت. 🌸یادم هست کہ گفت:در یکی از عملیات ها در نیمہ شب بہ سمت دشمن رفتم. از لابہ لاے بوتہ ها و درخت ها حسابی بہ دشمن نزدیک شدم. یک سربازعراقی روبرویم بود. یکباره در مقابلش ظاهرشدم. کس دیگرے نبود. دستم را مشت کردم و با خودم گفتم: بایک مشت👊 او را می کشم. ( چون ابراهیم هادی قدرت بدنی بالایی داشت ) 🌸اما تا در مقابلش قرار گرفتم، یکباره دلم برایش سوخت. روے دوشش بود و فکرنمی کرد این قدر بہ او نزدیک شده باشم. چهره اش این قدر بود کہ دلم برایش سوخت. 🌸 او سربازے بود کہ بہ زور بہ جنگ ما آورده بودند. بہ جاے زدن، او را در آغوش گرفتم. بدنش مثل بید می لرزید. دستش را گرفتم و با خود بہ عقب آوردم. بعد او را تحویل یکی از رفقا دادم تا بہ عقب منتقل شود و خودم براے ادامہ عملیات جلو رفتم. 📚سلام بر ابراهیم (۲)، ص۲۳۱ 📚 @Dastan 📚
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
، فعالیت های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت حجت الاسلام عالی ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
کاریکاتور/ عاقبت وادادگی ظریف مقابل آمریکا طرح از مازیار بیژنی ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
✨﷽✨ ♥️دل مومن را شاد کنید تا به بهشت بروید ✨آیت الله مجتهدی تهرانی ره: ✅وقتی بعضی ها از قبرشان بیرون می آیند میبینند یک نفر جلو دارد می روداما او را نمیبینند. آن فرد به او می گوید بیا ! 💠بشارت می دهیم تو را به کرامت و بهشت. یک دختری جهیزیه نداشت؛ تو جهیزیه او را تهیه کردی و حتی کسی هم نفهمید... 🌿من را که می بینی آن شادی ای هستم که در دل آن بنده خدا ایجاد کردی... سپس جلو می رود و راه را باز می کند و او را به بهشت می برد. 💥آدم باید سعی کند نیازمندان را خوشحال کند. با صدقه،با دادن گوشت قربانی به نیازمندان، با دادن جهیزیه،با حل کردن مشکلات مردم، با وام دادن به نیازمندان و... ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
⭕️ چرا علی علیه‌السلام ساکت ماند و حضرت زهرا(سلام الله علیها) باحکومت درگیر شد؟ فاطمه زهرا سلام الله علیها در ایام پایانی عمرش با جسمی صدمه‌دیده از حمله به درب منزلش، روزها به نشانه اعتراض، مسافت زیادی را طی میکرد و به قبر عمویش حمزه میرفت و گریه می‌کرد، محمودبن ولید می‌گوید: روزی از فاطمه (سلام الله علیها) پرسیدم چرا علی (علیه السلام) ساکت نشسته و از حق خودش دفاع نمی‌کند، و فقط شما درحال اعتراض و درگیری با غاصبین حق علی هستید و همه دنبال راضی کردن شماهستن؟ حضرت زهرا فرمود:ای ابا عمرو، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مَثلُ الْامامِ مَثَلُ الْکعْبَةِ، اذ تُوْتی وَ لَا تأتی»؛ «امام همچون کعبه است که باید به سویش حرکت کنند، نه این که او به جانب مردم رود» 🔻یعنی مهم نیست که منِ زهرا، دختر رسول خدا و زنِ علی(علیه السلام) هستم، مهم اینه که علی امامِ من است، من باید دور امامم بچرخم، من باید از امامم دفاع کنم، این وظیفه من و هرانسانی‌ست چه زن و چه مرد. 📚منبع: بحارالا نوار، ج 36، ص 352، ح 224، به نقل ا ز کفايه الاثر، ص 26. ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
༻﷽༺ از دست خدا گرفت حاجت آخر شد عاقبتش به خیر و برکت آخر او مالک اشتر علی بود و رسید- در راه ولایت به شهادت آخر! 📚 @Dastan 📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروزهازیادبه امیرالمومنین سلام بدین😭چون دیگه تومدینه کسی جواب سلام آقامون روهم نمیداد 😭😭
🌺 پیشنهاد برای مادران و مادربزرگ های محترم دارم🌺 📖 حدیث کساء را بخوانید و ترجمۀ فارسی آن را به عنوان قصّه به فرزندان خود یاد بدهید. چون بچه‌ها قصّه‌های بدون تنش و درگیری را دوست دارند. قصّۀ حدیث کساء را برای بچه‌های خودتان بخوانید و تجربه کنید. جالب اینجاست که بچه‌ها دوست دارند همان قصه‌های قبلی را دوباره برای آنها تکرار کنید، چون با آن اُنس پیدا می‌کنند. ⭕قصّۀ حدیث کساء حادثۀ تلخی ندارد که بچه بدش بیاید، ضمن اینکه در این قصه خانواده وجود دارد، خصوصاً که محور داستان هم پدربزرگ خانواده است و بچه‌ها به لحاظ روانشناسی این را دوست دارند. این داستان سرشار از لطف، زیبایی، صفا و صمیمیت است و خواندش هم خیلی سفارش شده است. وقتی این بچه بزرگ شد، اگر به او بگویید که امام حسین(ع) مظلوم واقع شده، غم دلش را خواهد گرفت و ارتباط قشنگی ایجاد خواهد کرد. البته دقت کنید که از همان کودکی نباید بچه‌ها را با غم‌های اهل‌بیت(ع) آشنا کنید، بلکه با حدیث کساء آشنا کنید که سراسر شادی و محبت و صمیمیت است. ⭕الان باید در همۀ خانه‌ها قصه‌ها و اشعار مختلفی با موضوع حدیث کساء برای بچه‌ها وجود داشته باشد که مادرها برای بچه‌های خود بخوانند 🐣قصه "حدیث کسا" با زبان کودکانه و شعر گونه:🐣 (مطالبی که داخل گیومه هست به حالت شعر خوانده میشه وبقیه مطالب به حالت قصه) "یه روز حضرت زهرا(س) مادر ما بچه ها که خیلی مهربونه تنها بود و نشسته بود تو خونه" که یهوی دیدن تق و تق و تق در میزنن, حضرت زهرا (س) فرمودن: "کیه کیه که پشت در, در میزنه به خونه امام علی (ع) سر میزنه" اون کسی که پشت در بود فرمود: "منم منم پیامبر (ص) که اومدم پشت در سلام بر دخترم فاطمه اطهرم" حضرت زهرا (س) جواب سلام پدر رو دادن و گفتن بفرمایید تو, بچه ها پیامبر بابای حضرت زهرا بودن. پیامبر فرمودن: "ای دختر عزیزم مریضم و مریضم یدونه عبا میاری که رو سرم بذاری" حضرت زهرا هم رفتن و یدونه عبا که مثل پتو بود اوردن و روی پیامبر انداختن, بچه ها عبا یه پارچه بزرگه که عرب ها روی دوششون می انداختن, مثل همین چیزی که روحانی ها رو دوششون می اندازن. بچه ها اگر گفتید اسم عباشون چی بود? کسا بود و کسا بود. ( بعد از یکی دو بار تکرار این بیت, به بچه ها بگید هر جای قصه پرسیدم "اسم عباشون چی بود" باید بپرید بالا و بگید "کسا بود و کسا بود") یه کمی گذشت که حضرت زهرا (س) دیدن دوباره تق و تق و تق در میزنن. "کیه کیه که پشت در, در میزنه به خونه امام علی سر میزنه" "کی بود? امام حسن (ع) سرور هر مرد و زن" بچه ها امام حسن که پسر حضرت زهران اون موقع ها مثل شما کوچولو بودن. ایشون فرمودن: "سلام مامان خوبم مامان مهربونم" حضرت زهرا هم در جواب گفتن: "سلام نور دو چشمم سلام میوه قلبم" امام حسن فرمودن: "چه بوی خوبی میاد بوی پیامبر میاد? این بویی که پیچیده توی خونه شبیه بوی عطر بابا بزرگ خوب و مهربونه" بچه ها پیامبر, پدر بزرگ امام حسن بود, حضرت زهرا در جواب گفتن بله, پیامبر اینجان و بعد جای پیامبر و عبا رو نشون امام حسن دادن. "اسم عباشون چی بود کسا بود و کسا بود" امام حسن رفتن پیش پیامبر  گفتن: "سلام ای مهربونم بابا بزرگ خوبم اجازه می دید منم زیر عباتون بشینم و بمونم" پیامبر هم اجازه دادن و امام حسن هم رفتن زیر عبا " اسم عباشون چی بود? کسا بود و کسا بود" یکمی گذشت حضرت زهرا دیدن دوبار تق و تق و تق در میزنن. حضرت فرمودن: "کیه کیه که پشت در, در میزنه به خونه امام علی سر میزنه" "کی بود? امام حسین(ع) عزیز و نور دو عین" بچه ها امام حسین هم که پسر حضرت زهران اون موقع ها مثل شما کوچولو بودن. ایشون فرمودن: "سلام مامان خوبم مامان مهربونم" حضرت زهرا هم در جواب گفتن: "سلام نور دو چشمم سلام میوه قلبم" امام حسین فرمودن: "چه بوی خوبی میاد بوی پیامبر میاد? این بویی که پیچیده توی خونه شبیه بوی عطر بابا بزرگ خوب و مهربونه" حضرت زهرا در جواب گفتن بله, پیامبر اینجان و بعد جای پیامبر و عبا رو نشون امام حسین دادن. "اسم عباشون چی بود کسا بود و کسا بود" امام حسین رفتن پیش پیامبر  گفتن: "سلام ای مهربونم بابا بزرگ خوبم اجازه می دید منم زیر عباتون بشینم و بمونم" پیامبر هم اجازه دادن و امام حسینم رفتن زیر عبا " اسم عباشون چی بود? کسا بود و کسا بود" یکمی گذشت حضرت زهرا دیدن دوبار تق و تق و تق در میزنن. حضرت فرمودن: "کیه کیه که پشت در, در میزنه به خونه امام علی سر میزنه" "کی بود? امام علی(ع) وصی بعد از نبی(ص)" امام علی فرمودن: "سلام حضرت زهرا دختر رسول خدا" حضرت زهرا هم در جواب گفتن: "سلام امیر مومنین سلام امام اولین" بچه ها حضرت علی, همسر حضرت زهرا بودن, ایشون فرمودن: "بوی خوش پیامبر پر شده توی خونه آیا رسول خدا مهمون خونمونه؟ حضرت زهرا فرمودن بله, و جای پیامبر و دو تا پسرای حضرت علی
و عبا رو نشونشون داد ن, بچه ها 💐"اسم عباشون چی بود کسا بود و کسا بود" حضرت علی رفتن پیش پیامبر و گفتن: "سلام رسول خدا اجازه می دید منم باشم با شما بشینم زیر عبا" پیامبر هم اجازه دادن و امام علی هم رفتن زیر عبا, تا الان کیا نشستن زیر عبا, چند نفر بودن ؟ 💐"اسم عباشون چی بود؟ کسا بود و کسا بود." "خب بچه ها به نظرتون دیگه کی مونده بود که بره بشینه زیر عبا پیش پیامبر خدا آفرین بانو حضرت زهرا" حضرت زهرا رفتن پیش پیامبر و دوباره سلام کردن و گفتن: "سلام رسول خدا اجازه می دید منم باشم با شما بشینم زیر عبا" پیامبر فرمودن: "سلام به تو دخترم سلام پاره تنم بیا تو هم بشین کنار ماها تا که همه با هم بشیم پنج تن آل عبا" "بچه ها پنج تن آل عبا کیا بودن؟ پیامبر و امام علی حضرت زهرا امام حسن و امام حسین" 💐"اسم عباشون چی بود؟ کسا بود و کسا بود" بچه ها بعد پیامبر دو سر عبا رو گرفتن و دست راستشون رو به طرف آسمون بلند کردن و برای کسانی که زیر عبا بودن و همه کسانی که اون ها رو دوست دارن دعا کردن. 🌷تهیه شده در "گروه کودکانه شیعه  کوچولو" التماس دعای فراوان 🌺واسه هرکسی که میدونید بچه کوچیک داره بفرستید و تو ثوابش شریک باشید 📚 @Dastan 📚