فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بیش از یک ماه مانده تا اربعین حسینی نخستین گروه زائران عراقی، پیادهروی خود را از حوالی بندر فاو به سوی کربلا آغاز کردند
این مسیر حدود ۵۰۰ کیلومتر است
#radio
#radioarbaeen_ba_shoma
#arbaeen
#اربعین۱۴۰۲
#رادیواربعین_باشما
#محرم۱۴۴۵
#اربعین
#رادیو
@arbaeen_ba_shoma
#روضه
عمر بن سعد کاروان آزادگان کربلا را به راه انداخت. وقتی کاروان به کوفه نزدیک شد، مردم کوفه را دیدند که برای مشاهده کاروان، تجمع کرده بودند.
راوی میگوید: یکی از زنان کوفه، که کاروان را دیده بود، جلو آمد و از هویت آنان سوال کرد: شما از کدامین اسیران هستید؟
پاسخ دادند: ما اسیران خداندان محمد(صلی الله علیه و آله) هستیم.
زن کوفی از پشت بام منزلش پایین آمد. تعدادی چادر و مقنعه و دامن برای زنان حرم جمع آوری کرد و به آنان داد.
خود را با آنها پوشاندند...
وسار ابن سعد بالسبي المشار إليه فلما قاربوا الكوفة اجتمع أهلها للنظر إليهن .
قال الراوي : فأشرفت امرأة من الكوفيات فقالت من أي الأسارى أنتن نحن أسارى آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم فنزلت المرأة من سطحها فجمعت لهن ملاء وأزرا ومقانع وأعطتهن فتغطين .
💠امام صادق(علیه السلام) فرمود:
روزی عزرائيل نزد موسى(ع) آمد.
موسى به او گفت: تو كيستى؟ او گفت: من فرشته مرگم.
موسى(ع) گفت: چه می خواهی؟ او گفت: آمده ام روح تو را قبض كنم.
موسى(ع) گفت: از كجاى بدنم روحم را قبض مى كنى؟
عزرائيل گفت: از ناحيه دهانت .
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با اين زبان و دهان با خدايم، سخن گفته ام.
عرزائيل گفت: از ناحيه دستهايت.
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با دستهايم كتاب آسمانى تورات را حمل كرده ام.
عزرائيل گفت: از ناحيه پاهايت.
موسى(ع) گفت: چرا؟ من که با پاهايم به (طور سينا) براى مناجات با خدا رفته ام.
گفتگوى موسى و عزرائيل ادامه يافت. تا اينكه عزرائيل گفت: من دستور دارم كه تو را رها کنم، تا هر وقت كه خودت مرگ را خواستى به سراغت آيم.
از آن پس، موسى مدتى زنده ماند. تا اينكه روزى در بيابان عبور مى كرد، مردى را ديد كه قبر مى كَند. به او گفت: مى خواهى تو را در كندن قبر كمك كنم؟ آن مرد گفت: آرى.
موسى(ع) او را كمك كرد تا قبر كاملا آماده شد. در اين هنگام، آن مرد خواست به ميان قبر برود بخوابد تا ببيند قبر چگونه است.
موسى(ع) گفت: من داخل قبر مى روم تا ببينم چگونه است.
موسى داخل قبر رفت و در ميان قبر خوابيد و هماندم مقام خود را در بهشت ديد. گفت: خدايا مرا به سوى خود ببر.
عزرائيل، بى درنگ روح موسى(ع) را قبض كرد و همان قبر، قبر موسى(ع) گرديد، و آن كسى كه قبر را مى كَند، خود عزرائيل به صورت انسان بود.
(به همین دلیل، هیچکس از محل قبر حضرت موسی(ع) خبر ندارد.)
به اين ترتيب خداوند خواست، بنده شايسته اش موسى(ع) با رضايت و خشنودى به لقاءالله بپيوندد.
📚منابع: علل الشرايع ص 70
داستانها و پندها، ج5
~~~~
📖 مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام»: عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَی مَن یَموتَ! در شگفتم از کسی که مرگ را فراموش میکند در حالی که دارد مردگان را میبیند! (نهجالبلاغه، کلمة ١٢١)
🔹🍃
@Dastanhayeebratamooz
══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
۱۰۶۲
ای که هم عزت و هم آبرو و جان منی
نه عبایی به تنت مانده و نه پیرهنی
قسمت می دهم ای ماه روی نیزه ی من
باز با زینب غم دیده بگویی سخنی
گرچه من یک زنم و تشنه ی دور از وطنم
جان فدایت که چنین تشنه ی دور از وطنی
خواستم تا که بمانم ته گودال، نشد
زد مرا با سپرش حرمله آن هم زدنی
بدنت روی زمین مانده، سرت بر روی نی
هر طرف می نگرم جلوه گری، دلشکنی
سال ها اهل کرم بودی و امروز ببین
نه به تو آب کسی داد، نه حتی کفنی
غیرت الله ببین بعد علمدار حرم
پاسخ این زن و بچه است فقط بددهنی
تا دم مرگ برای بدنت گریانم
تا دم مرگ کنم یاد غمت سینه زنی
حق بده تا که خودم را بزنم، داد کشم
ساربان کرده به دستش چه عقیق یمنی
محمد جواد شیرازی
#مرثیه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#شب_جمعه
#دلتنگ_حرم
#قائم_آل_محمد
💠خدمت پدر از دیدگاه #امام_زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
مرد کارگری بود که پدر پیری داشت، در خدمتگزاری او هیچ گونه کوتاهی نمی کرد و همیشه در خدمت پدر بود، جز شبهای چهارشنبه که به مسجد سهله میرفت و در آن شبها به خاطر اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در مسجد نمی توانست در خدمت پدر باشد. ولی پس از مدتی ترک کرد و به مسجد سهله نرفت.
از او پرسیدند: چرا رفتن به مسجد سهله را ترک نمودی؟
در پاسخ گفت:
چهل شب چهارشنبه به آنجا رفتم، آخرین شب چهارشنبه بود، نتوانستم بعد از ظهر زود حرکت کنم، نزدیک غروب به راه افتادم، مختصر راه رفته بودم، شب شد و من تنها به راه خود ادامه دادم. یک سوم راه مانده بود و هوا هم بسیار تاریک بود. ناگاه عربی را دیدم در حالی که بر اسب سوار است به سوی من میآید،
همین که به من رسید با زبان عربی شروع به صحبت نمود و گفت:
کجا میروی؟
گفتم: مسجد سهله میروم.
فرمود: همراه تو چیز خوردنی هست؟
گفتم: نه.
فرمود: دست خود را در جیب کن!
گفتم: در جیبم چیزی نیست.
بار دیگر این سخن را تکرار کرد.
من دست خود را در جیب کردم، دیدم مقداری کشمش توی جیبم هست که برای بچهها خریده بودم و در خاطرم نبود.
آنگاه فرمود:
پدر پیرت را به تو سفارش میکنم.
این جمله را سه بار تکرار کرد.
سپس از نظرم ناپدید شد، فهمیدم او حضرت مهدی است و راضی نیست خدمت پدرم را حتی در شبهای چهارشنبه نیز ترک بنمایم. از این جهت دیگر به مسجد سهله نرفتم و آن عبادتها را ترک نمودم.
📚 بحار ج ۵۳، ص ۲۴۶.
~~~~~~~~
@Dastanhayeebratamooz
══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
۱۰۶۳
⚫️ در مجالس عزا، برای فرج غریبِ عالم هم گریه و دعا کنیم. همان آقایی که دربارهاش اینطور فرمودهاند:
1⃣ امیرالمومنین علیه السلام:
صاحب این امر (حضرت مهدی علیه السلام) رانده و آواره و بیکس و تنهاست (۱)
2⃣ حدیث لوح حضرت زهرا سلام الله علیها:
حضرت مهدی علیه السلام، صبر ایوب دارد! (۲)
3⃣ امام حسین علیه السلام:
صاحب این امر (حضرت مهدی علیه السلام) رانده و آواره است و خونخواه پدرش خواهد بود. (۳)
4⃣ امام باقر علیه السلام:
سنتی از یوسف در حضرت مهدی سلام الله علیه است و آن، زندانی شدن است.(۴)
5⃣ امام صادق علیه السلام:
مهدی جان!
سخت است که بلا تو را احاطه کند و من آسوده باشم! سخت است که بر تو گریه کنم و مردم تو را رها کنند!(۵)
6⃣ امام کاظم علیه السلام فرمودند:
او رانده شده از میان مردم! بی کس! تنها! غریب! و غایب از خاندان خود! و خونخواه پدرش می باشد. (۶)
7⃣ امام جواد علیه السلام:
حضرت مهدی علیه السلام قیام میکند بعد از آنکه یادش در بین مردم بمیرد. تردیدکنندگان، وجودش را منکر میشوند و اهل انکار، یاد او را مسخره میکنند.(۷)
8⃣ امام عسکری علیه السلام:
مهدی تلخی غمهای جانگداز را جرعه جرعه مینوشد...
غصههایی گلوگیر بر او وارد میشود، و دردهایی که هیچ پهلویی تاب تحمّل آنها را ندارد!(۸)
🌕 منابع:
(۱)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۳۰۳
(۲)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۳۱۰
(۳)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۳۱۸
(۴)📚 کمالالدین ج ۱ ص ۱۵۲
(۵)📚 دعای ندبه
(۶)📚 کمال الدین ص ۳۶۱ ح ۴
(۷)📚 کمالالدین ج ۲ ص ۳۷۸
(۸)📚 مهج الدعوات ص ۶۶
#استغفار
#توبه
#برگشت
💠 یک نسخه برای سه مشکل !
شخصی خدمتِ امام رضا(علیه السلام) آمد و از «خشکسالی» شکایت کرد. حضرت در بیان راهِ چاره فرمودند: «استغفار کن»
شخص دیگری به پیشگاه حضرت آمد و از «فقر و ناداری» شکایت کرد. حضرتش فرمودند: «استغفار کن»
فرد سومی به محضرش شرفیاب شد و از حضرت خواست تا دعایی فرماید که خداوند پسری به او عطا فرماید. حضرت، به او فرمودند: «استغفار کن»
حاضران با تعجّب پرسیدند: سه نفر با سه خواسته متفاوت، خدمتِ شما آمدند و شما همه را به «استغفار» توصیه فرمودید؟!
فرمود: من این توصیه را از خود نگفتم. همانا در این توصیه از کلامِ خداوند الهام گرفتم و آن گاه این آیات سوره نوح را تلاوت فرمودند:
«اِستَغفروا ربَّکم اِنَّه کانَ غَفّاراً یرسِلِ السَّماءَ علیکُم مِدراراً ویمدِدکُم بِاَموال وبنین وَیجعَل لَکُم جَنّاتٍ ویجعَل لکم اَنهاراً؛
«از پروردگار خود آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است؛ تا باران های مفید و پر برکت را از آسمان بر شما پیوسته دارد
و شما را با مال بسیار و فرزندان متعدّد یاری رساند
و باغ های خرّم و نهرهای جاری به شما عطا فرماید.»
📚مجمع البیان، ذیل تفسیر سوره نوح
~~~~
@Dastanhayeebratamooz
══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
۱۰۶۴
💠همه چیز بر حسین خواهد گریست ...
زنی به نام جبله مکی نقل میکند که از میثم تمار شنیدم که میگفت:
این امت، پسر دختر پیامبرشان را در دهم #محرم میکشند و دشمنان خدا این روز را مبارک میدانند. این واقعه قطعا انجام خواهد گرفت.
این داستانی است که مولایم امیر مؤمنان مرا از آن آگاه کرده است.
حضرت به من خبر داده که بر حسین (علیه السلام) همه چیز خواهد گریست، حتی حیوانات بیابان و دریا و آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و آدمیان و اجنه مؤمن و همه و همه...
آنگاه گفت: ای جبله! بدان که حسین بن علی (علیه السلام) در قیامت است سرور شهیدان و یارانش بر شهیدان دیگر برتری دارند.
ای جبله! هرگاه به خورشید نگاه کردی و دیدی که چون خون تازه، قرمز است، بدان که سیدالشهدا کشته شده است.
جبله میگوید: یک روز از خانه بیرون آمدم، دیدم خورشید بر دیواره میتابد، همچون پارچههای رنگ آمیزی شده به سرخی میگراید. ضجه کشیدم و گریه کرده و گفتم: به خدا سوگند! سرور ما حسین بن علی کشته شد.
📚 بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۲
~~~~
📖 امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
هنگامی که #صحیفه_ملعونه نوشته شد، امام حسین علیه السلام به قتل رسید.
📓الکافی، ج۸، ص۱۰۲
(صحیفه ملعونه، عهدنامهای بود که توسط ابوبکر، عمر، عبد الرحمن بن عوف و جمعی دیگر از منافقین نوشته شد و محتوای آن چنین بود نگذارند خلافت و امامت مسلمین بعد از پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهم السلام برسد و بر اساس آن مقدمات و زمینههای #غصب_خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممكن را فراهم نمودند)
🔹🍃
@Dastanhayeebratamooz
══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
۱۰۶۵
#مولاعلی_امیرالمومنین
💠 عالم فاضل و پرهیزگار میر علام که از
شاگردان مقدس اردبیلی بوده است میگوید:
در یکی از شبها در صحن مقدس حضرت
امیرالمؤمنین علیهالسلام بودم مقدار زیادی
از شب گذشته بود که ناگاه دیدم شخصی
به طرف حرم امیرالمؤمنین میرود
وقتی نزدیک او رفتم دیدم استاد بزرگ و
پرهیزگارم مقدس اردبیلی قدس سره است
من خود را از او پنهان کردم
مقدس اردبیلی به درب حرم رسید
در بسته بود ولی به محض رسیدن او
در باز شد و وارد حرم گردید
در کنار قبر مطهر امام قرار گرفت
صدای مقدس اردبیلی را شنیدم مثل اینکه
آهسته با کسی حرف میزند
سپس از حرم بیرون آمد در بسته شد
من به دنبال او رفتم از شهر نجف خارج شد
و به طرف کوفه رهسپار گشت
من هم پشت سر او بودم به طوری که او
مرا نمیدید تا اینکه داخل مسجد کوفه شد
و به سمت محرابی که حضرت امیرالمؤمنین
علیهالسلام آنجا شهید شد
رفت و مدتی آنجا توقف کرد آنگاه برگشت
از مسجد بیرون آمد و بسوی نجف حرکت کرد
من همچنان دنبال او بودم تا به دروازه
نجف رسیدیم در آنجا سرفه ام گرفت
نتوانستم خودداری کنم، چون صدای سرفه
مرا شنید برگشت و نگاهی به من کرد
و مرا شناخت گفت: تو میر علام هستی؟
گفتم: آری! گفت: اینجا چه میکنی؟
گفتم: از لحظهای که شما وارد صحن مطهر
شدید تاکنون همه جا با شما بودهام
شما را به صاحب این قبر سوگند میدهم
آنچه در این شب بر تو گذشت
از اول تا به آخر برایم بیان فرمائید
گفت: میگویم به شرط اینکه تا زندهام
به کسی نگویی! وقتی اطمینان پیدا کرد
به کسی نخواهم گفت، فرمود: فرزندم!
بعضی اوقات مسائل علمی بر من مشکل
میشود به حضور آقا امیرالمؤمنین رسیده
و حل مشکل را از او میخواهم و پاسخ
پرسشها را از مقام آن حضرت میشنوم
امشب نیز برای حل مشکلی به حضورش رفتم
و از خداوند خواستم که مولا علی علیهالسلام
جواب پرسشهایم را بدهد
ناگاه صدایی از قبر شریف شنیدم که فرمود:
برو به مسجد کوفه و از فرزندم قائم سؤال کن!
زیرا او امام زمان تو است
من هم به مسجد کوفه آمدم و به خدمت
حضرت رسیدم و مسأله را پرسیدم
و حضرت پاسخ داد
و اینک برگشته به منزل خود میروم
📚بحارالانوار، جلد۵۲، صفحه۱۷۴
~~~~~~~~
@Dastanhayeebratamooz
══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
۱۰۶۶
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وداع پدر شهید عباس بابایی با پیکر فرزندش
🌷سالروز شهادت سرلشکر خلبان عباس بابایی
هدایت شده از تینآࢪ¹²⁸ 🇵🇸
از درد این عکس هر چی بگم کمه...
مادر سینا آراسته شب رو کنار مزار پسرش صبح میکنه...🚶♂
#امنیت_اتفاقی_نیست