ماجرا را که گفتم بغض انباشته ترکید.
گاه کاری که روایت کردن ماجرا با آدم میکند، خود ماجرا نمیکند...
بعضی وقتها حرف نزدن هیچ نوع زحمت و سختی ندارد. اما گاهی وقتها، فشار و دردش از بلند کردن پیانو هم بیشتر است.
-تولتز
آنچه از دست رفته است برنخواهد گشت. اینجا، درون این حقیقت، هیچچیز زیبایی وجود ندارد.
-دیواین
نیاز به کسی داشت که وقایع روزش را برایش تعریف کند و مطمئن شود آنچه بر او گذشته بیحاصل نبودهاست و دنیا پشت سرش پاک نمیشود.
سرانجام دوست داشتنم چه شد؟
تویی که نخواستی،
منی که جا ماندم،
و خدایی که هیچوقت در امور عاشقانه دخالت نمیکند.
همه چیز را طوری ببین که انگار داری برای اولین بار یا آخرین بار به آن نگاه میکنی؛ این گونه زمانت روی زمین سرشار از شکوه خواهد بود.
- بتی اسمیت
زندگی تو، زندگی توست !
مگذار در محبس تاریک تسلیم بماند
تردید نکن که نوری هست؛
شاید چندان نباشد که گفتهاند
اما آنقدر هست که
از پس تاریکیات برآید.
- بوکفسکی