eitaa logo
‹ انجمنِ‌شاعران‌مرده ›
163 دنبال‌کننده
50 عکس
0 ویدیو
1 فایل
- بشنوید نجواهای شاعراني را ك از ورای ِ زمان ، سخن می‌گویند : ) فضایي برای تأمل در گنجینه‌های پنهان شعـر و عرفان🤍“ راه ارتباطی : https://abzarek.ir/service-p/msg/3454039
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ غروبِ‌جمعه.
یا مثلا شعر،میدونم شعر دوست داری؛شعر خیلی چیز خوبیه. بعضی شعرا آدمو نابود میکنه،مثلِ... نان را از من بگیر اگر می‌خواهی،هوا را از من بگیر اگر می‌خواهی،خنده ات را نه. بخند بر شب ، بر روز ، بر ماه ، بخند بر پیچاپیچ خیابان های جزیره ، بر این پسرک کمرو که دوستت دارد. طاها/هزارویک‌شب.
همیشه در مورد این صحبت کردم که "من دیگران را در مواردی درک نمیکنم".اما حال،میخواهم درمورد این صحبت کنم که "دیگران در چه مواردی مرا درک نمیکنند؟" خب،مختصر بگویم؟هیچ مواردی. مردم گاهی اوقات نیمفهمند که باید بی طرف باشند،یا به هر دو طرف حق بدهند. مردم گاهی اوقات نمیفهمند که نباید دغدغه همه آینده باشد. مردم گاهی اوقات توان درک کردن این را ندارند که یک نفر ممکن است با آنها متفاوت باشد. درک این همیشه برای من راحت بوده.در هرمواردی،تاکید میکنم که هر مواردی... یا بلند پروازی یک نفر،یا ناامیدی یک نفر.من همیشه بااعماق وجودم میفهمیدمش،اما مردم نه. یا یک مثال برای درک بهتر؛تصور کنید من دارم داستان یک خودک-شی را روایت میکنم،خودک-شی یک نوجوان چهارده ساله به دلیل پوچی،تنهایی،درک نشدن،نمرات پایین حتی با تلاش زیاد،مقایسه خود با دیگران و نگرانی‌اش برای آینده.و میدانید واکنش انها چیست؟مسخره! فرض کنید بعد از شنیدن این داستان تلخ انها میگویند:ببینید نوجوان های امروزی برای دیده شدن چه کارها که نمیکنند! و بدتر از آن،نباید با انان بحث کرد.چون نتیجه ای ندارد،کسی که اینطور فکر میکرده،قرار است اینطور فکر کند.و من فقط خود را آزار میدهم.همین است و بس‌. یا یک مثال دیگر،تصور کنید مردمان به اع-دام یک زو-ج(زو-جِ...) میخندند.و تاکید میکنند که این نوع زو-ج ها حتما باید اع-دام شوند اما حتی برایشان مهم نیست برسر متجا-وز چه می‌اید. البته،من میدانم.هیچی.به معنای واقعی کلمه،هیچی.و این برای انان آزار دهنده است؟خیر!چون انگار آن زو-ج ها اسیب میرسانند و ان متجا-وز برای جامعه مفید است. شاید هم آنها آن متجا-وز هستند. اوه،باز هم راجب اینکه "من دیگران را در مواردی درک نمیکنم" صحبت کردم...-
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میتونم تاآخر عمرم "جان‌سخت" ببینم و بازم حرص بخورم❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
_راهنمایی که بودم،معلم هنرمون گفت یه پاکت شیر بکِشیم.از بین سی تا دانش آموز؛فقط یه نفر پاکت شیر له شده کشید.معلممون توی تمام سال تحصیلیش این تکلیف رو به همه داده بود.ولی این اولین بار بود که یه نفر پاکت شیر له شده می‌کِشه واسه همین کلی ازش تعریف کرد. +چه معلم باحالی. _اوهوم. معلم هنر باحالی بود.اون نقاشی رو به دیوار اویزون کرد و بارها ازش تعریف کرد. +اون بچه احتمالا الان هنرمند شده. _نه،همه طردش کردن. مدام کمدشو با شیر های فاسد پر میکردن..تا اینکه اخرش ترک تحصیل کرد... همیشه همینطوریه،ادما...کسای متفاوت‌تر از خودشون رو پست میدونن،فقط بخاطر اینکه احساس آرامش داشته باشند.نمیدونن که همش از احساس حقارتشون میاد... دیالوگ/عشق در شهر بزرگ.
باران‌همیشه‌می‌بارد ولی‌مردم‌ستاره‌هارا‌بیشتردوست‌دارند، نامردی‌است. آن‌همه‌اشک‌رابه‌یک‌چشمک‌فروختن...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میخوام برم. فقط میخوام برم. این جمله اونقدری کامل و کافی هست که کل زندگیم و خواسته هام رو توش خلاصه کنم. نمیدونم اصلا طبیعیه انقدر از شهرم و مردمش متنفرم باشم یا نه،نمیدونم یروزی میتونم ازین شهر برم یا نه. ولی قول میدم،اگه اونروز برسه،اونروز که من ازین شهر لعنتی برم بیرون،دیگه هیچوقت پامو اینجا نمیذارم هیچوقت.