تخیّل و توهم.
انسانهای متوهم،بازنده هایی بزرگ
وقتی انسان دامنگیرِ بیماریِ تخیل میشود،میتواند کسی باشد که هیچوقت نمیتواند بشود،میتواند کاری کند که هیچوقت عرضه ی انجام دادنش را ندارد،و میتواند حرفی بزند که جرعت به زبان اوردنش را ندارد ؛ اما همه توهماند . فرد با خود فکر میکند کسیست! انسانها با تخیل همچی دارند،همزمان،هیچی ندارند .
تخیل کم کم با حقیقت گره میخورد.
تخیل در گوشه گوشه ذهن است ، اما توهم در گوشه گوشه ی بدن،گوشه گوشه ی اتاق ، گوشه گوشه ی زندگی .
کسی را میبیند که هیچکس نمیبیند ، و این علتیست تا فرد فکر کند انتخاب شده ی کائنات برای برتریست ، اما میشود پست ترین.
دوستدارانش سعی میکنند تا اورا از فکر و خیال بیرون بکشند ، اما آن احمق، خود را به خواب زده .
کسی که خواب است را میشود بیدار کرد
اما کسی که خود را به خواب زده ، هرگز .
ب.
The flow of grief never completely disappears. This flow of grief allows a person's grief to slowly drip inside them until it becomes filled with unbearable sadness. The person has no choice but to allow it to flow freely and overflow their being, drowning out every other feeling and thought. 🌟