بوسه باران به لبهایم نشست
غرشی ابر ها را درهم شکست
باد لرزان دست برمویم کشید
غم بجنبید و در آغوشم جهید
خاک بوسه بر پایم نهاد
ناگهان جای خالی ات آمد به یاد
#معصومه_محمدنژاد
با چوب های پوسیده نمیشود قایق ساخت،
با افکار پوسیده هم نمیتوان جامعه را ساخت.
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو به سر نمی شود
#مولانا 🌱
زندگی چیز فوق العاده و عجیب غریبی نیست. همین است که می بینی.
مهم این است که دوربین را کجا بگذاری.
رفت در بیهوده گردی عمر ما چون گردباد
ما سبک مغزان کجاییم و کجا افتادگی
#صائب_تبریزی
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پردهٔ خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوختهٔ ما به چه کارش میخورد؟
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
#هوشنگ_ابتهاج 🌱
کلامت را بلند کن نه صدایت را
باران است که گل را میرویاند نه رعد .
#مولانا🌱
به پرواز شک کرده بودم
به هنگامی که شانه هایم
از توان سنگین بال خمیده بود
#شاملو
جان میدهم از حسرت دیدار تو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان به درآیی
چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت
کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی
در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان به درآیی
بر رهگذرت بستهام از دیده دو صد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی
حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو
بازآید و از کلبه احزان به درآیی
#حافظ