طبیبی بلک تو عیسی وقتی
مرو ما را چنین بیمار مگذار
مرا گفتی که ما را یار غاری
چنین تنها مرا در غار مگذار
#مولانا🌱
دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی
پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا
#مولانا🌱
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس،هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
#فاضل_نظری
چه دلشادم به دلدار خدایی
خدایا تو نگهدار از جدایی
بیا ای خواجه بنگر یار ما را
چو ازاصحاب و از یاران مایی
خیالت هردمی این جاست با ما
الا ای شمس تبریزی کجایی
#مولانا🌱
در گلوی من
ابر کوچکی ست
می شود مرا بغـ،ـل کنی؟
قول می دهم
گریه کم کند ! :)
- #مژگان_عباسلو ؛
من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لب های کسی
#مولانا
زمانی که به نظر میرسد
هیچچیز کمکی نخواهد کرد،
میروم و به سنگتراشی نگاه میکنم که
برای صدمین بار روی سنگ ضربه وارد میکند،
بدون اینکه ترکی ایجاد شود؛
اما در صدو یکمین ضربه
سنگ به دو تکه خرد میشود
و میدانم که آخرین ضربه نبود
که آنرا خرد کرد،
بلکه تمام آن ضربههای پیشین مسبب آن بود.
کتاب: خرده عادتها📗🌿
گر از من زشتی ای بینی به زیبایی خود بگذر
تو زلف از هم گشایی به که ابرو در هم اندازی
#شهریار
تو کجا نالی از این خار که در پای منست
یا چه غم داری از این درد که بر جان تو نیست
دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست.
#سعدی