سرمایهٔ عقل سر دیوانگیست
دیوانهٔ عشق مرد فرزانگیست
آنکس که شد آشنای دل از ره درد
با خویشتنش هزار بیگانگیست
#مولانا
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
چنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون
شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
چو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون
چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
#مولانا🌱
در شعر زیبایی که پلوتارک برای ما حفظ کرده به این نحو بیان میشود که:
بیچاره او که زاده میشود، زیرا مصائب بسیار در پیش دارد؛ امّا مردگان را باید با شادی و سرور بدرقه کرد، زیرا از بسیاری رنجها رهایی یافتهاند.
مکزیکیها نیز با این جمله به کودک نوزاد خوشامد میگفتند که:
فرزندم، به دنیا آمدهای که بردباری کنی،
پس صبور باش،
رنج ببر،
و دم نزن.
📖کتاب: جهان همچون اراده و تصور
✎ #آرتور_شوپنهاور
در توبه مرا گفت كه برگير شرابی
ساقی تو كه خود بيشتر ازخلق خرابی
اين ماهی دلمرده درين بركه ی دلگير
جز دوری آن ماه نديده ست عذابی
من عارف دلتنگم ، يا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی
يک عمر ملائک همه گشتند و نديدند
در نامه ی اعمال منِ مست صوابی
ساقی,همه بخشوده ی یک گوشه چشميم
آنجا كه تو باشی چه حسابی؟ چه كتابی؟
#فاضل_نظری
گفت: بهشون توجه نکن من بعدازسالها زندگی کردن با این مردم فهمیدم که خطرناک تر از آدمهایی که هیچ کتابی نخوندن،آدمهایی هستن که فقط چندتا کتاب خوندن.اونها دیگه خودشون رو از روشنفکرها میدونن و میخوان درمورد هرچیزی اظهار نظر تخصصی کنن. هراتفاق و داستانی رو به اون کتابها ربط میدن و از سطر به سطرش نقل قول میکنن.
کتاب:قهوه سرد آقای نویسنده📗🌿
چرخ برهم زنم ار غیرِ مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کَشَم از چرخِ فلک
چون بَرِ حافظِ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بَرِ او یک دو قدم دورتَرَک
#حافظ
چند در بحر پرآشوب جهان همچو حباب
نقد انفاس کنی صرف به تعمیر در آب؟
حجت ناطق واصل شدگان خاموشی است
نتوان کرد نفس راست به تدبیر در آب
#صائب_تبریزی