رفتم که داغ بوسهٔ پر حسرت تو را
با اشک های دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
#فروغ_فرخزاد
گفتی چه کَسی؟
درچه خیالی؟
به کجائی؟
بیتاب تُو اَم
مَحو تُو اَم
خانه خَرابم....
#بیدل_دهلوی
با یاد تو میخوابم،در خواب تو را بینم
از خواب چو برخیزم، اول تو به یاد آیی…
#مولانا
خورشید کِه باشد که به رویِ تو رَسَد؟
یا بادِ سَبُک سَر که به مویِ تو رَسَد؟
عقلی که کُند خواجگیِ شهرِ وجود
دیوانه شود، چون سَرِ کویِ تو رَسَد
#مولانا
ما باور کرده ایم که خداوند ما را از بالا می بیند، اما در واقع او از درون، می نگرد!
_شمس تبریزی
هدایت شده از مَهسا خانوم !
دو سَرِ انگشت بر دو چَشم نِه
هیچ بینی از جهان؟ انصاف دِه
گر نبینی، این جهان معدوم نیست
عیب جز زانگشت نَفسِ شوم نیست
تو ز چشم انگشت را بَردار هین
وانگَهانی هرچه میخواهی ببین
#مولانا
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود،
آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم.
کتاب:بوف کور📗🌿
«آدم نمیتواند تحمل کند، بالأخره باید داشت، انسانی را باید داشت که غمِ انسان را دریابد...»
عشقا تو در آتشی نهادی ما را
درهای بلا همه گشادی ما را
صبرا به تو در گریختم تا چِکُنی
تو نیز به دست هجر دادی ما را
#سنایی_غزنوی
کودکی را بگویی که ما را که آفرید؟
گوید حق.
بپرسی که چرخه بی گرداننده بگردد؟
گوید چه می گویی، دیوانه ای؟
بپرسی که آنکه ما را ساخت
و هست و نیست می کند
او قوی تر است و غالب تر است یا ما؟
بگوید هر آینه آن کس اگر قوی تر نبودی
کی توانستی ما را هست و نیست کردن؟
هر آینه غالب او باشد.
مردی آن است که این غالب را ببیند
و آن هست کننده را ببیند
و هست کردن او را ببیند
چشم باز کند
بی تقلید و بی حجاب
خالق را ببیند، اللّه را ببیند.
#شمس_تبریزی