هر کسی اندازه ی روشن دلی
غیب را بیند به قدر صیقلی
هر که صیقل بیش کرد او بیش دید
بیشتر آمد بر او صورت پدید
#مولانا
مرا از صافیِ مشرب ز خود دانند هر قومی
که هر ظرفی به رنگِ خود برآرد آبِ روشن را
#صائب_تبريزی
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
#مولانا
سکوتی سایه افکندہ است همچون ابر بر صحرا
شب آرام است و نخلستان پر از تنهایی ماہ است.
#فاضل_نظری
دوزخ از تیرگیِ بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
#صائب_تبریزی
بی وفایی کن وفایت میکنند
با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گرچه آیین خوشیست
اما مهربان باشی رهایت میکنند.
#سعدی
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
#مولانا
روشنی را بچشیم
شبِ یک دهکده را وزن کنیم
خواب یک آهو را
و نگوییم که شب، چیز بدیست..
#سهراب_سپهری
من تماشای تو میکردم و غافل بودم
کز تماشای تو، خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو، که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه برهم نزنم، تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو، بهقدر مژه بر هم زدنی
#هوشنگ_ابتهاج