گر مرا ترک کنی
من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمين
جان خودت می دوزم
گر مرا ترک کنی
ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان
خانه قفس خواهم کرد
#شهریار
ز عشقت بند بندِ این دل دیوانه می لرزد
خرابم می کنی اما خرابی با تو می ارزد
#هوشنگ_ابتهاج
خواستم بوسهی گرم از لب گلگون ببرم
حال بايد جگر داغ و دل خون ببرم
برنگردان به من اين قلب پر از خاطره را
اين کتاب ورق از هم شده را چون ببرم؟
با سرافکندگی قلب خرابم چه کنم؟
گر سر سالم از اين معرکه بيرون ببرم
ناگزيرم که در آيينهی چشمت با شرم
لب خندان بنشانم، دل محزون ببرم
شاعر ساحل چشم توأم و همچون موج
بايد از سنگدلیهای تو مضمون ببرم
#فاضل_نظری
معنی “با تو بودن” برای من “به سلطنت رسیدن” است.
چه قدر در کنار تو مغرورم.
مثل خون در رگهای من
#شاملو
آن را که نظر به سوی هر کس باشد
در دیده ی صاحبنظران ، خَس باشد
قاضی به دو شاهد بدهد فتویِ شرع
در مذهب عشق، شاهدی بس باشد
#سعدی
نه مرگ آن قدر تلخ است
و نه زندگی آن قدر شیرین
که انسان برای این دو شرفش را بدهد
#فریدون_فرخزاد
رتبه خواهی چو خورشید از خلایق دور باش
سایه از همراهی مردم به خاک افتاده است
#صائب_تبریزی
از نظر دیکتاتور ها مردم فقط دو دسته هستند
آنهایی که باید گول بخورند
آنهایی که باید گوله بخورند
_جورج اورول