ویرانه نه آنست ک جمشید بنا کرد
ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که با هر نگه تو
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
آنهمه فریادِ آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید
آن که او امروز در بند شماست
در غم فردای فرزند شماست
راه میجستید و در خود گم شدید
مَردُمید، اما؛ چه نامردم شدید
کجرُوان با راستان در کینهاند
زشترویان دشمن آئینهاند
«آی آدمها»، صدایِ قرن ماست
این صدا، از وحشت غرق شماست
دیده در گرداب، کی وا میکنید؟
وه که غرق خود تماشا میکنید
#هوشنگ_ابتهاج
چه سرنوشت غمانگیزی
که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت
ولی به فکر پــریدن بود
#حسین_منزوی
چاییات را میخوری با دیگران ای بی وفا
میرسی بر من سخن از قندِ خونت میزنی؟
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست
هر سنگ و گلی گوهر ناياب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نيست
بر مرده دلان پند مده خويش نيازار
زيرا که ابوجهل مسلمان شدنی نيست
خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت
خنديدن جلاد ز شيرين سخنی نيست
جایی که برادر به برادر نکند رحم
بيگانه برای تو برادر شدنی نيست
صد بار اگر دايه به طفل تو دهد شير
غافل مشو ای دوست که مادر شدنی نيست
#مولانا
چشم عاشق خاک کوی دلسِتان بیند به خواب
هرچه هرکس در نظر دارد، همان بیند به خواب
#صائب_تبریزی
همه را بیازمودم، ز تو خوشترم نیامد
چو فروشدم به دریا، چو تو گوهرم نیامد
سر خُنبها گشادم، ز هزار خُم چشیدم
چو شراب سرکش تو، به لب و سرم نیامد
#مولانا
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
سروران بر در سودای تو خاک قدمند
شهری اندر هوست سوخته در آتش عشق
خلقی اندر طلبت غرقه دریای غمند
#سعدی
مهم ترین درسی
که از مادربزرگم آموختم این بود:
اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی.
آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد.!
کتاب: شیر سیاه📗🌿
مرگ در منطق زندگی است.
من مفهوم مرگ را همان گونه میپذیرم
که مفهوم تولد را...
کتاب: ژان باروا📗🌿
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
به زان که طُفیل خوان ناکس بودن
با نان جوین خویش حقا که به است
کآلوده و پالودهٔ هر خس بودن
#خیام