eitaa logo
انجمنِ‌مردگان-
100 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
29 ویدیو
1 فایل
" آنان که نمیدانند مرده اند."
مشاهده در ایتا
دانلود
چشمانش را به آرامی باز کرد درک درستی از اطراف خود نداشت انگار همه چی برایش ناآشنا و غریبه بود دستی بر چشمانش کشید و تازه متوجه پچ پچ هایی که از اطراف به سمت او هجوم می آوردند شد به آرامی برخاست و اطراف را با دقت به نظاره نشست در کنار او میز بزرگی قرار داشت که افراد متعددی بر روی آن با کلاه های نوک تیزِ عجیب مشغول صحبت با یکدیگر بودند همه جا تاریک بود و فقط تعداد کمی از شمع های کوچک در گوشه کنار اتاق روشن شده بود بوی نم امان نفس کشیدن را از او گرفته بود انگار افراد حاضر در اتاق متوجه حضور او نشده بودند و همچنان با زبان غریبه و ناآشنایی که داشتند با یکدیگر مشغول صحبت بودند به تابلوی فلزی که مقداری زنگ خورده شده بود نگاه کرد و به آرامی حروف روی آن را زمزمه کرد " به انجمن ترشحات زیر زمینی خوش آمدید " برای تو ‌! @tArashOhatziRzaMinii _‌انجمن ترشحات زیر زمینی :>
-من همچنان آرام موزیک غم بار مرگ را سورده ام تا روزی به دیدارم بیاید و مرا در آغوش گیرد !
من امشب از فرط حرصی که خوردم میمیرم =| ‌
من از غم تغذیه میکنم از خشم قدرتمند میشوم و از اشک دیگری پیروز میشوم در خون غلت میزنم و از زجر دیگران خوشحال میشوم ... آری من توعم! قسمتی که در انزواست که در موقعیتی مناسب خود را نشان دیگران دهد و آن وقت که خود را نشان دهد تو دیگر فرد ضعیف و شکننده ی دیروز نخواهی بود تولدی رخ خواهد داد ،تولدی تاریخی!
در ترک های خشک شده ی فرتوت ذهنم چنگی به صدا میاید که چشمه های امید نوپای من را خشکانده و تمام مایع گرمی که در رگانم در حال جریانست را تا نهایت میکشد چنگی که نوای گوش خراشی دارد و ریشه جوانه های زندگی من را می خشکاند شاید این آخرین سازی که به آن گوش میدهم شاید او - نوای مرگ- است!
-فاخر !
-انجمن مردگان:>
-آهنگی که قلبتونو لمس کرده چی بوده ؟ • https://harfeto.timefriend.net/16413903469302
-وی از بی حوصلگی درحال جان سپردن است