چرا قصد نوشتن کتاب داری؟
+سالهاست که نادیده گرفته شدم و موجود پست و بی ارزشی مرا شمردند
"میخواهم سکوت هایم را فریاد بزنم "
از این شانسا ندارم ولی اگه تناسخ و دنیای بعدیی وجود داشته باشه دوست دارم تو یونان بدنیا بیام
میدونی قضیعه چیه
همیشه دلم میخواست اینو بگم
اینکه بزرگترا، پدر مادرای اکثرمون یه تفکر دارن که واقعن عذاب دهنده است
دور مارو یه دیوار شیشه ای کشیدن و همینجور تمام انسان هارو به دست های مختلفی تقسیم کردن و فقط اجازه میدن تو با دسته ی مورد نظر خودشون ارتباط داشته باشی!
همینجوری کم طبقه بندی و دسته بندی نداریم که اینا بهش اضافه بشه !فلانی خیلی مذهبیه باهاش نگرد فلانی خیلی بی اعتقاده باهاش نگرد فلانی نماز نمیخونه فلانی موهاشو رنگ کرده ، حق نداری با افراد غیر از دین خودت حرف بزنی حق نداری با یکی که گرایشش شبیه تو نیست حرف بزنی و..
مگه ملاک خوب و بدیو ما تعیین میکنم ؟!
مگه ما تعیین میکنیم کسی که به اصطلاح مردم جامعه ( پوششش فرق داره ) هرزه است ؟!
مگه ما تعیین میکنیم کسی که چادریه مغروره و تعصب کورکورانه داره؟!
من اینو میبینم ومیتونم به جد بگم دردناک ترین حقیقت اینه که محدود میکنن مارو
هممون انسانیم چه سفید باشی چه سیاه چه لزبین و گی باشی چه استریت چه مسلمون باشی چه مسیحی چه با حجاب باشی چه بی حجاب..
خورشیدی که به سر خونه ی من میتابه همون خورشیده که سر خونه دیگران میتابه مهم انسانیته بقیه اش اعتقادات و افکارهای پوسیده است و بس !
-انجمن مردگان-