توجه کنید که این موضوع با فانکشن های N و S در MBTI فرق داره، منافاتی نداره که شما جزیی نگر باشید ولی Hoslitic thinking style داشته باشید و بالعکس...
در پژوهشهای روانشناسی فرهنگی، الگوی معروف اینه :
🌏 شرق آسیا (مثل چین، ژاپن و کره) → بهطور میانگین Holistic / کلنگرتر هستن
🌎 غرب (بهخصوص آمریکای شمالی) → بهطور میانگین Analytic / تحلیلیتر و جزئینگرتر
این تفاوت توی پژوهش های Richard Nisbett و همکارانش مطرح شد.
توی یه آزمایش معروف که عکسش رو همون اول گذاشتم، به افراد تصویری از یک ماهی در میان گیاهان و حبابها نشون دادن. افراد با سبک کلنگر بیشتر به رابطهی ماهی با محیط توجه کردن، درحالیکه افراد با سبک تحلیلی بیشتر روی خودِ ماهی بهعنوان یک شیء مستقل تمرکز کردن....
نکته
هدایت شده از سحاب
رهبر شهید انقلاب:
«تفکّر ساعة خیر من عبادة سنة» این تفکر از نوع تفکرِ مراجعهی به باطن و روح و دل انسان است که حقایق را روشن میکند و باب حکمت را بر روی انسان میگشاید. از این باید استفاده کرد.
دربارهی عمر فکر کنیم. عمر سرمایهی اصلی هر انسانی است. همهی خیرات به وسیلهی عمر - همین ساعات زودگذر - به دست میآید... گذر عمر را ببینیم. ناپایداری ساعات زندگی و روزها و شبهای اوقات عمر را احساس کنیم. به این گذر زمان توجه کنیم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از این سرمایه دارد کاسته میشود؛ و این در حالی است که این سرمایه، همه چیز ماست برای کسب سعادت اخروی؛ چه جوری مصرفش میکنیم، در کجا مصرفش میکنیم، در چه راهی آن را خرج میکنیم؟"
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
هدایت شده از علیرضا زادبر
میادین سراسر کشور
ما در آستانه سالروز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ قرار داریم. هفتاد و سه سال پیش دولت آمریکا با کودتایی ارزان و آستان دولت ملی مصدق را ساقط و نهضت ملی شدن نفت را به شکست کشاند.
این دولت آمریکا بود که هفتاد و سه سال پیش با خیانت به دکتر مصدق دشمنی علیه ایران را آغاز کرد.
هفتاد و سه سال بعد از کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت آمریکا تلاش کرد با پروژه ۱۸ و ۱۹ دی و آغاز جنگ بی سابقه مجددا بر ایران مسلط شود. نفت و ایران را با هم ببلعد. حکومت و ملت ایران ایستادند و تاریخ تکرار نشد.
شایسه است در میادین سراسر کشور امسال بطور متفاوت به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پرداخته شود.
حاکمات آمریکا فقط به الکل، قتل و گاوچرانی اعتیاد ندارند، بزرگترین اعتیاد و عادت آمریکا دخالت در امور کشورهاست. شما ایرانی ها آمریکا را ترک اعتیاد داده و پروژه شان را به شکست کشاندید.
#علیرضا_زادبر
راستی داشتم به یه نکته ای فکر میکردم ...
در موضوع ۱۹ و ۱۸ دی ماه ،
یادتونه رهبر شهید اومدن افرادی که از دنیا رفته بودن ،به ۳ دسته تقسیم کردن...
۱.یه دسته افراد رهگذر که مورد اصابت قرار گرفتن
۲. یه دسته افرادی که گول خورده بودن و اومدن چهارتا چیز هم بار نظام کردن
۳. اونایی که سردسته ی خرابکارا بودن ...
دسته ی ۱ و ۲ ،جزو شهدا محسوب میشن و مورد بخششن.
اما دسته ی ۳ ، خیر
حالا در این بارع ،پیش اومده وقتی دیدم براندازه اومده ابراز ناراحتی کرده برای اون دسته ی اول و دوم ،مثل سپهر ...
ولی شخص ارزشی موضع گرفته و مخالفت کرده و شروع کرده به بحث با یارو. حتی اون کشته رو هم به نحوی مسخره کرده...
چند بار هم این موضوع پیش اومد،
و به این نتیجه رسیدم که حاجی یکم قاطی کردیم ما ، خب مگه رهبر دسته ی ۱ و ۲ رو بیگناه و شهید خطاب نکردن؟ پس چرا ما سر اینکه براندازا واسه اینا ناراحتی کنن ، گارد میگیریم؟
اتفاقا اگه ما نشون بدیم ما هم ناراحتیم واسه کشته شدن بیگناهان ، براندازه یه مقدار جا میخوره و میپرسه که عه ، این چرا ناراحته ؟ مگه معتقد نیس حق همشون بوده بمیرن؟
و اینجاست که یکی از گره ها باز میشه...
باور کنید بعضیاشون اگه بفهمن ما معتقدیم برخی کشته ها واقعا بی گناه بودن و توسط عوامل موساد مردن ، یکم به خودشون میان ... اون احمق ها رو کار ندارم ،ولی بعضیاشون میتونن به خودشون بیان...
خیلیاشون تصور میکنن ما معتقدیم همه رو نظام کشته و خوب کرده که کشته ...
در حالی که حقیقت اینه که اون دسته ی ۱ و ۲ افراد بیگناه رو عوامل موساد کشتن...
و ما هم بابتش عصبانی و ناراحتیم ...
#جرعهایتفکر
#یهفنجونازافکارم