راستی داشتم به یه نکته ای فکر میکردم ...
در موضوع ۱۹ و ۱۸ دی ماه ،
یادتونه رهبر شهید اومدن افرادی که از دنیا رفته بودن ،به ۳ دسته تقسیم کردن...
۱.یه دسته افراد رهگذر که مورد اصابت قرار گرفتن
۲. یه دسته افرادی که گول خورده بودن و اومدن چهارتا چیز هم بار نظام کردن
۳. اونایی که سردسته ی خرابکارا بودن ...
دسته ی ۱ و ۲ ،جزو شهدا محسوب میشن و مورد بخششن.
اما دسته ی ۳ ، خیر
حالا در این بارع ،پیش اومده وقتی دیدم براندازه اومده ابراز ناراحتی کرده برای اون دسته ی اول و دوم ،مثل سپهر ...
ولی شخص ارزشی موضع گرفته و مخالفت کرده و شروع کرده به بحث با یارو. حتی اون کشته رو هم به نحوی مسخره کرده...
چند بار هم این موضوع پیش اومد،
و به این نتیجه رسیدم که حاجی یکم قاطی کردیم ما ، خب مگه رهبر دسته ی ۱ و ۲ رو بیگناه و شهید خطاب نکردن؟ پس چرا ما سر اینکه براندازا واسه اینا ناراحتی کنن ، گارد میگیریم؟
اتفاقا اگه ما نشون بدیم ما هم ناراحتیم واسه کشته شدن بیگناهان ، براندازه یه مقدار جا میخوره و میپرسه که عه ، این چرا ناراحته ؟ مگه معتقد نیس حق همشون بوده بمیرن؟
و اینجاست که یکی از گره ها باز میشه...
باور کنید بعضیاشون اگه بفهمن ما معتقدیم برخی کشته ها واقعا بی گناه بودن و توسط عوامل موساد مردن ، یکم به خودشون میان ... اون احمق ها رو کار ندارم ،ولی بعضیاشون میتونن به خودشون بیان...
خیلیاشون تصور میکنن ما معتقدیم همه رو نظام کشته و خوب کرده که کشته ...
در حالی که حقیقت اینه که اون دسته ی ۱ و ۲ افراد بیگناه رو عوامل موساد کشتن...
و ما هم بابتش عصبانی و ناراحتیم ...
#جرعهایتفکر
#یهفنجونازافکارم
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترجمه 📚 :
عجیب نیست که چقدر ورژن های مختلفی از ما در اذهان مردم هست؟
برخی ممکنه تو رو یه آدم بدونن که خجالتیه و حرف نمیزنه،
برخی تو رو یه شخص رو مخ میدونن که ساکت نمیشه،
برخی تو رو سرد و بدجنس میدونن
برخی تو رو مهربون و حمایتگر میدونن...
هدایت شده از روزمرگی با طعم املت ربی
' مشت خاک خویش را از هم مپاش
مثل مَه رزق خود از پهلو تراش '
-
میگه برای به دست آوردن رزق و روزی (منظور فقط رزق مادی نیست میتونه رسیدن به یه خواسته یا هدف یا مهارت باشه..) یهو کللل سرمایه وجودیت رو پخشوپلا نکن . یعنی همهی وقت ، جوونی و استعدادت رو یهجا و بیفکر به باد نده (انگار اینا که ارزشمندترین داراییهاتن مثل یه مشت خاکن که گرفتی تو دستت و با اینکار همه رو تو باد پخش میکنی و از دست میدی )
بلللکککههههه
بیا مثل 🌙 که اولش یه هلال باریکه و کمکم رشد میکنه ، از توانایی هات برای رسیدن به کمال و اون هدفه آرومآروم و به اندازه مایه بذار تا در عین رسیدن به هدف به اصل وجودت آسیبی نرسه .
ژَرفِلای
دخترا بیاین توانایی "صحبت کردن ، شنونده و گوینده خوب بودن" رو توی خودمون تقویت کنیم . خیلی مهمه .
و باز هم توانایی "صحبت کردن"...
دیدید چقدر برامون عادت شده که مثلا یه پستی توی ایتا میبینیم که یه برانداز گذاشته ،
در جا میزنیم ریپورتش میکنیم ؟
یا مثلا اگه بخوایم مشکل حجاب رو حل کنیم توی دانشگاه / مدرسه ، در جا یه بی حجاب که میبینیم میریم به حراست/ناظم اطلاع میدیم...؟
نمیگم ریپورت کردن و گزارش دادن به حراست و... اینا بد هستن ،بههیچوجه ، اینا در جای خود خوب هستن... گاهی هم مشکل به صورتی هست که چاره ای جز این نیست.
ولی انسان است و "انتخاب اخف و اسهل"...
چون سختمونه بریم فرهنگ صحبت کردن ، فن بیان و... رو یاد بگیریم و از طریق صحبت کردن درست یه سری مشکلات رو حل کنیم ، و حوصله ی انرژی و هزینه دادن رو نداریم ،
مغزمون میگه خب برو راه آسون تر رو انتخاب کن . هر چند که همیشه اینطور نیست که : راه ساده تر = ثمر بخشتر و مفیدتر
خودمم معصوم نیستم و گاهی به سمت این میرم که راه ساده تر رو انتخاب کنم.
ولی فقط حس میکنم باید بیشتر به مهارت "صحبت کردن" توجه کنیم...
#جرعهایتفکر
#یهفنجونازافکارم
راستی دخترا
من بخاطر خودتون به طور حساب شده و محدود مطلب میذارم .
چون به اندازه ی کافی هممون هر روز بمباران اطلاعاتی میشیم توسط رسانه...
ترجیح میدم محتوای محدود و عمیق بذارم تا همون ها به عمق ذهنمون بشینه.
تا اینکه هزار تا مطلب بذارم که تهشم مغزمون بخاطر کمیت بالا ، دچار کاهش کیفیت در دریافت بشه....
آدمی که الان داره ورژن ۱۰۰ و عالی خودشو به مردم نشون میده ،
یه زمان هایی در سطح ۰ ، ۱۰ ، ۸ ، ۲۰ ، ۱۵ ، ۳۰ ، ۴۰ و.... بوده...
منتهی چون اون ورژن های ناکامل خودشو به کسی نشون نمیداده ،
ذهن ما تصور میکنه این آدم از همون اول بی نظیر و عالی بوده ،
و به همین سبب گاهی سوپرایگوی ما میزنه تو سرمون و سطح ۱۰ و ۳۰ و ۵۰ و...ی ما رو ،با ۱۰۰ اون مقایسه میکنه....
در حالی که اون فرد هم یه زمانی مث ما توی این مراحل بوده...
#حَبِّه