هدایت شده از Αθηνά
بچه ها
برای یه بنده خدا به اسم "ریحانه" و خانوادهش دعا میکنید لطفا؟
ازتون خواهش میکنم...
یدونه صلوات ، حمد شفا یا هر چیزی که کَرَم تونه...
حالش خوب نیست... خانوادهش هم به همبن واسطه خیلی اذیتن...
ممنون
راستشو بخواید نمیخواستم چیزی بگم فعلا ،
چون وقتی یه انسان هیجانات و حرارتش بالاست ،نمیتونه به راحتی زوایای عقلانی یه قضیه رو ببینه... همچنین من خودم درگیری بالایی با این موضوع داشتم ، میتونم تا صبح براتون تومار بنویسم و ویس های ۳۰ دقیقه ای بفرستم ...اما الان وقتش نیست
پس
صرفا میتونم بگم پلن های خدا خیلی جذاب تر از چیزیه که فکرشو بکنید .
تلاش خودتونو بکنید و بقیهش رو بسپارید به خدا.
این بهترین فرمول برای موفقیته...
آدمایی که فرض کردن خودشون همهکاره هستن و قدرت خدا رو فراموش کردن ، دوره ی اوجشون دیر یا زود به افول ختم شده...
خلاصه که تو ، تلاشت رو کردی ،زورت رو زدی ،
بقیهش دست خداست و لا غیر...
سخت بوده ، میفهمم ،کنکور خود به خود استرسزاست ، چه برسه به اینکه با شرایط جنگی همزمان بشه... اما این سختی برای همه کنکوریا بوده...
اما یه نگاه به آسمون بنداز ، به کره ی زمین...
توی این خلقت عظیم ، دنیا خیلی وسیع تر و روح تو خیلی رنگی تر از این حرفاست که سرنوشتت بتونه با کنکور تثبیت و قطعی بشه....
مراقب خودت باش ،خب؟
شکلات موردعلاقهت رو ببر سر جلسه ،
نفس عمیق بکش و به خدا فکر کن...ازش بخواه هر چی صلاحته رو بذاره توی مسیرت. اون بهترین پلن ها رو میچینه ، فقط اعتماد کن بهش...
علی (ع) یارت . ای انسانی که :
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند...
ژَرفِلای
این آدمایی رو دیدید که از بچگی یه هدف داشتن و بزرگ که شدن هم هنوز همون آرزو رو داشتن و دنبالش کردن؟
آره اینم هم ممکنه که صرفا بخاطر یه فشار بیرونی توی یه مسیر ثابت حرکت کرده باشن... اما فکر کردم شایدم واقعا کسایی باشن که با انگیزه درونی ،اینطوری پیشرفت کرده باشن.
چه آدم نازی هستی💘💘 انگار basic روحت هنرمنده ، دبیری هم خودش یه هنره که منتهی بر روی اجسام بیجان نیست ،اتفاقا بر یک جاندار هست که قشنگ ترش هم میکنه... موفق باشی عزیزم.
ژَرفِلای
این آدمایی رو دیدید که از بچگی یه هدف داشتن و بزرگ که شدن هم هنوز همون آرزو رو داشتن و دنبالش کردن؟
منتهی یه چیز هم هست ، بچه توی اون سن هنوز خودش رو کشف نکرده و کامل استعداد های خودشو نشناخته... (مثلا من ۶ سالم بود دوست داشتم پلیس بشم ، نقاشیش رو کشیدم بچه ها مسخرم کردن🤣💀)
اما از اون طرف هم ، به قول تو روحیهش هنوز خالصه ، و اضافات بیرونی و اجتماعی بهش نچسبیده...
ژَرفِلای
تا حالا شده که مامانت بگه مثلا ظرف ها رو بشوری ، ولی تو بندازی گردن خواهر/برادرت تا اون انجام بده؟
اوه اوه ، توی این شرایط واقعا خدا فقط دست آدم رو میگیره 💘
استرسش رو قبول دارم ،خودمم توی دوران مدرسع پیش میومد اینطوری باشم... باید ریشهش رو پیدا کنیم و اصلاح کنیم ،چون این همه استرس کشیدن نمی ارزه به اینکه چند صفحه درس رو نخونیم...