🌷 اولین شهید لشگر ۱۰ هنگام اذان ظهر پرکشید🕊🕊
🔹 تازه از منطقه اومده بودم بعد از عملیات مسلم ابن عقیل (ع)بود. همون صبح که من رسیدم تهران مرتضی حرکت کرد برای اسلام آباد غرب.
◇ یک هفته از رفتن مرتضی گذشته بود و منزل یکی از دوستانم بودم که خبر اومد مرتضی در جبهه مجروح شده. تا شنیدم انگار به من الهام شد.
◇ گفتم: مرتضی دیگه این بار شهید میشه. بعد از چند روز بیمارستان طالقانی تهران آوردند..مثل اینکه قبلا توی بیمارستان صحرایی جبهه روی معده اش عمل جراحی کرده بودند.
◇ وقتی ما به بیمارستان رسیدیم ایشون رو آماده کرده بودند که به اطاق عمل ببرند. من دستش رو گرفتم و نگاهم به پاهاش افتاد که ورم کرده بود میگفتند پاهاش باید قطع بشه..
◇ بهش گفتم داداش چطوری؟؟؟
گفت الحمدلله خدا رو شکر.توی اون حالت فقط امام زمان(ع) وامام حسین(ع) رو صدا میکرد.
◇ چند روز از این ماجرا گذشت. پاهاش رو قطع کرده بودند. من و برادرم و عمویم به صورت شیفتی شبانه روز کنار تختش در بیمارستان بودیم.
◇ کلیه هاش از کار افتاده بود و مجرای تنفسی اش هم ترکش خورده بود و برای اینکه راحت نفس بکشه ، گودی گلوش رو سوراخ کرده بودند و از اونجا نفس میکشید و از ته گلو صحبت میکرد.
◇ از در اطاق بیرون رفته بودم تا راحت استراحت کنه. نیم ساعت گذشته بود که با نگرانی به اطاقش برگشتم. تا نگاهم افتاد دیدم صورت مرتضی مثل گچ سفید شده.
◇ پرستارها و دکترها رو صدا زدم و اومدند آمپول زدند و شوک دادند و حالش بهتر شد و بهوش اومد و چشم هاش رو باز کرد.
تا نگاهش به من افتاد گفت: برادر چرا من رو..
ادامه مطلب در پست بعد...👇
دفاع مقدس
🌷 اولین شهید لشگر ۱۰ هنگام اذان ظهر پرکشید🕊🕊 🔹 تازه از منطقه اومده بودم بعد از عملیات مسلم ابن عقیل
🌷 شهیدی که یک شب تا صبح ذکر اباعبدالله گفت و آسمانی شد
👈 ادامه از پست قبلی:
🔹️ تا نگاهش به من افتاد گفت: برادر چرا من رو از اون دنیا بیرون کشیدی ، من در یک باغ سر سبز و زیبا بودم.
◇ من با آقام امام حسین(ع) بودم ، من سرم روی زانوی آقام بود و آقا به من گفت: دو روز بیشتر زنده نیستی.
◇ بیا این دو روز من رو ببرید خونه، مرتضی اصرار داشت که ما او رو بخونه ببریم اما با وضعیتی که داشت امکان پذیر نبود.
◇ پاهاش قطع بود و اکسیژن بهش وصل بود و شکمش از ترکش پاره بود و بدنش عفونت کرده بود و کلیه هاش از کار افتاده بود.
◇ اون روز پنجشبه ظهر بود که هی اصرار میکرد به منزل ببریم که میسر نشد.
◇ مرتضی دو روز بعد همون طور که خودش خبر داده بود ظهر روز شنبه نزدیک اذان ظهر آماده رفتن به اطاق عمل بود.
◇ هم تختی او میگفت: از صبح فقط امام حسین(ع) رو صدا میزد و مدام ذکر میگفت.
◇ #سید_مرتضی با اذان ظهر روز شنبه ۶ آذرماه ۶۱ شهادتین را زمزمه کرد و با بیان اذان ظهر ملائکه او را با خود بردند.
✍ راوی: سید هاشم مساوات (برادر_شهید)
◇ اولین شهید لشگر۱۰ سیدالشهداء(ع) که در اثر انفجار مین در منطقه عملیاتی سومار مجروح و به شهادت رسید.
#تخریبچی_شهید_سید_مرتضی_مساوات
1_1692896555.mp3
722.4K
💠 ایام اربعین حسینی
📢 صوت | نوحهسرایی پرشور #حسین_فخری به سبک دشتی
🌴 خواهری غم زده از شام میآید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#دوکوهه
سینه زن ها را صدا کن
میان داری نما و کوچه واکن
چه ساعاتی که عاشورا شد اینجا
شهادت نامهها امضا شد اینجا ...
🏴 عزاداری رزمنده ها
-------------------------------------------
🌴 کانال #دفاع_مقدس :
روایتگر رویدادهای جنگ و حال و هوای #جبههها در دهه ۶۰
🌱 #انتشار_مطالب_صدقه_جاریه_است
🌷 ۵ شهریور ۱۳۶۲ - سالروز شهادت یوسف داورپناه -- کردستان (در سن ۱۸ سالگی)
🌱 متولد: ۱۵ تیرماه ۱۳۴۴ -- شهرستان سقز
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
🌴 این جوان توسط گروهک های تجزیه طلب و ضدانقلاب به اسارت درآمد و در برابر دیدگان مادر سرش را از بدن جدا کردند، شکمش را دریده و جگرش را درآوردند و با ساطور قطعه قطعه اش کردند...🔴🔴
🔹منافقین خلق کُرد پس از انجام این اقدام هولناک، محل جنایت را ترک کردند. مادر داغدارش یک شبانه روز در کنار پیکر ارباً اربای فرزند دلبندش ماند و خود مظلومانه جسد بی جان او را به خاک سپرد! 💦 💦
کانال #دفاع_مقدس
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙 #صوت | روایتی از نحوه شهادت شهید یوسف داورپناه
.... و مصیبت های وارد شده بر مادر شهید
-------------------------------------------
کانال دفاع مقدس
🌷 ۴ شهریور ۱۳۶۳ — شهادت سید منصور بیاتیان، فرمانده عملیات سپاه سقز و بیجار در درگیری با ضد انقلاب
🌱 تولد : ۱۳۲۷/۷/۱۵ - شهرستان بیجار
🕊 شهادت : ۶۳/۶/۴
فرمانده گردان عملیاتی جندالله سقز
✍️ قسمتی از وصیت نامه سردار شهید بیاتیان:
اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند، خودش را غسل دهند. مادرم به تو گفته بودم که عاشق خدا هستم و اینک آمده ام تا در صحرای کربلای ایران، در کنار کاروان حسین زمان، خمینی بت شکن کاروانی از خون بسازم.
▪️کانال دفاع مقدس
🌴 آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. مردانِ مرد، جنگاوران عرصهی جهادند كه راه حقيقتِ وجود انسان را از ميان هاويهی آتش جُستهاند. آنان ترس را مغلوب كردهاند تا فُتوّت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد. و مؤانسان حقيقت آنانند كه ره به سرچشمهی فنا جُستهاند.
🌷 شهید آوینی
▫️کانال دفاع مقدس
▪️ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
6.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 اگر شهید نباشد خورشید طلوع نمی کند و زمستان سپری نمی شود
اگر شهید نباشد چشمه های اشک می خشکد؛ قلب ها سنگ می شود و دیگر نمی شکند و سرنوشت انسان به شب تاریک شقاوت و زمستان سرد قساوت انتها می گیرد و امید صبح و انتظار بهار در سراب یأس گم می شود...
اگر شهید نباشد یاد خورشید حق در غروب قلب فراموش می گردد و شیطان جاودانه کره زمین را تسخیر می کند
🌱 شهید مرتضی آوینی
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
#نشر_مطالب_صدقه_جاریه_است
🌴 کانال #دفاع_مقدس:
روایتگر رویدادهای جنگ
و حال و هوای رزمندگان در جبهه های نبرد حق علیه باطل