eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
اینگونه جانفشانی ڪردند و به شهادت رسیدند.. ولی حالا،آقازاده ها ، ژن های خوب و رانت خواران و بدحجابان،پا روی خونتان میگذارند!!😞 آن وقت یابن الحسن، ادعا داریم به تو ملحق شویم؟! 🆔 @DefaeMoqaddas ✅ کانال "دفاع مقدس"
🕊صاحب این عکس معروف، محمد کریم کیانی در عمليات خيبر بر روی مین رفت و حالا قطع نخاع است! ❗️در دنیایی که سلبریتی ها و مسئولین بی هنر و ژن خوب‌ها دیده میشوند جای تو میشود کنج خانه😔 🆔 @DefaeMoqaddas ✅ کانال "دفاع مقدس"
چ دانی که زهجران تو حالم چون شد؟ جگرم خون و دلم خون و سرشک ام خون شد! 🌷شهید 🌷 لشکر 25 کربلا ساری 🆔 @DefaeMoqaddas ✅ کانال "دفاع مقدس"
شلمچه صدايي که هم‌چنان مي‌خواند در کشاکش دنيايي نامتقارن و در عرصه‌ي تقابل شديد خوبي‌ها و بدي‌ها و در عصر هجوم ناملايمات، تقدير الهي است که ملموس و محسوس مي‌شود. اينجاست که ايمانت به اميدت، آرزو مي‌بخشد و دلت را در آسماني به امانت مي‌برد که گويند بسي به اين خاک نزديک است که اين خاک است که به آسمان قرب دارد. خاک اينجا به خود مي‌بالد که خاک نيست... خاک و خون است. اينجاست که آسماني شدن تحقق مي‌يابد و اينجاست که فلسفه‌ي شهادت را نه از راه عقل، بلکه از طريق دل مي‌شود فهميد و به خود شهامت شناخت شهادت را داد و اينجاست شلمچه... .... اینجاست که عشق به ساقه ی باور می پیچد و ایمان به بلوغ می رسد، شلمچه خاک و آسمان و آب و آتش و ناز است که در هم پیچیده، شلمچه هویت بخش است شلمچه هویت است، شناسنامه است، محل تولد است، اما نه برای آنانکه در این خطه پا به جهان گذارده اند، بلکه برای آنانکه از این زمین پرکشیده اند. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س) 🆔 @DefaeMoqaddas ✅ کانال "دفاع مقدس"
🗓 ۱۸ مهر مصادف است با : 🔸ولادت شهید مهدی زین الدین (۱۳۳۸ ه.ش) 🔹ولادت شهید عبدالرحمن گلچینی (۱۳۴۲ ه.ش) 🔸اشغال منطقه موسیان توسط ارتش رژیم بعث عراق در روز‌های آغاز جنگ (۱۳۵۹ ه.ش) 🔹شهادت شهیدان خلبان قدرت الله کیانجو ، خلبان محمد حاجی ، خلبان ابراهیم لحامد ، خلبان اسداله بربری (۱۳۵۹ ه.ش) 🔸شهادت شهید بهشوریان مباشری (۱۳۶۰ ه.ش) 🔹شهادت شهید ماشااله رحیمی بیدگلی (۱۳۶۴ ه.ش) 🔸شهادت شهید علی شکراللهی (۱۳۶۵ ه.ش) 🔹شهادت شهید یزدان احمدنژاد (۱۳۶۶ ه.ش)
اشغال منطقه موسیان توسط ارتش رژیم بعث عراق در روزهای آغاز جنگ (18 مهر ماه 1359 ش) شهر موسیان در شش کیلومتری مرز ایران و عراق در استان خوزستان و از شهرهای عرب زبان ایران است که کمتر از بیست روز پس از آغاز جنگ، به همراه روستاهای اطراف آن به تصرف ارتش عراق درآمد. کل جمعیت این شهر که در زمان حمله نیروهای عراقی شامل پانصد و هشتاد خانواده بودند به اسارت قوای متجاوز درآمدند. همچنین پس از اشغال منطقه، ارتش جنایتکار بعث طبق روش همیشگی خود، این شهر و سی و سه روستای اطراف آن را به وسیله مواد منفجره و بلدوزر ویران نمود و به تلی از خاک تبدیل کرد. شهر مرزی موسیان به همراه بخش‏های دیگری از سرزمین ایران، در اولین روزهای عملیات غرور آفرین فتح المبین، در فروردین 1361ش از دست قوای بعثی آزاد شد و به آغوش میهن اسلامی بازگشت.
💠 ....! 🌷از رادیو شنیدم که پایگاه مالک اشتر اعزام داره. اتفاقاً همان شب سعید تازه از جبهه برگشته بود به باباش گفتم یک جعبه شیرینی بخره. 🌷....فردا صبح که راه افتادم برم بدرقه رزمنده ها. سعید بیدار شده بود منو که دید گفت: کجا داری [مى رى] مامان؟ گفتم: دارم می رم بدرقه رزمنده ها. گفت: صبر کن من هم دارم میام. 🌷هنوز بلند نشده بودم که دیدم با یک ساک برگشت. گفتم: این چیه؟ خندید و گفت: مگر نمی خواهی بری بدرقه رزمنده ها خب منم رزمنده ام دیگه. با تعجب گفتم: آخه تو همین دیروز اومدی! 🌷.... بر خلاف دفعات قبل با من روبوسی کرد و در همان عملیات یعنی کربلای ۵ به شهادت رسید. —(راوى: مادر طلبه شهید سعید رجبی فاضل) 🆔 @DefaeMoqaddas
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | صحبت های تکان دهنده مادری حین بدرقه فرزندش به سوی جبهه 🌷 دو فرزند دیگر او در عملیات های قبلی به شهادت رسیده اند 🌴 دوران 🆔 @DefaeMoqaddas
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 اینها بچه های قرن پانزدهم هجری قمری هستند - همانان که کزه زمین قرنهاست که انتظار آنها را می کشد 🎞 برشی از مجموعه روایت فتح - ساخته شهید آوینی 🌴 دوران 🆔 @DefaeMoqaddas
داستان زیبای دو رفیق ‌ دو شهید .... همه جا معروف شده بودن به باهم بودند ؛ تو جبهه حتی اگه از هم جدا شونم میکردند آخرش ناخواسته و تصادفی دوباره برمیگشتند پیش هم ...! خبر شهادت علی رو که اوردن ، مادرِ محمد هم دو دستی تو سرش میزد و میگفت : بچه ام اول همه فکر میکردند علی رو هم مثل بچش میدونه به خاطر همین داره اینجوری گریه میکنه . بهش گفتند مادر تو الان باید قوی باشی ، تو هنوز زانوهات محکمه ، تو باید مادر علی رو دلداری بدید . همونجوری که های های اشک می ریخت گفت : زانوهای محکمم کجا بود ؟ اگه علی شهید شده مطمئنم محمد منم شهید شده اونا محاله از هم جدا شوند . عهد بستن آخه مادر ... عهد بستن که بدون هم پیش سیدالشهدا نرن ....! مأمور سپاهی که خبر اورده بود کنار دیوار مونده بود و به اسمی که روی پاکت بعدی نوشته شده بود خیره مونده بود .... نوشته بود شهید سید محمد رجبی ...!
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان دیده نشده شهید صیاد شیرازی
صلابت را به تماشا بنشینید !!! حاصل عمرشان را به دوش می‌برند.... اما باز هم از سرشان نیفتاد .... بانوی ایرانی یعنی همین !!!!