Khamenei.ir4_5850508531106583994.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
✌ #کلیپ_صوتی جدید KHAMENEI.IR از بیانات رهبر انقلاب درباره پاسخ قطعی دندانشکن به دشمنان
Khamenei.ir4_5850508531106584040.mp3
زمان:
حجم:
16.4M
✌صوت کامل بیانات رهبر انقلاب دیدار دانشآموزان و دانشجویان. ۱۴۰۳/۸/۱۲
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
24.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 #مرگ_بر_آمریکا
📽 فیلمی غمبار و جانگداز از جنایات رژیم کودک کش صهیونیستی در باریکه مقاوم غزه
🎙 به ضمیمه سرودی شنیدنی #حاج_صادق_آهنگران
بشکن تو سکوت جهان
برخیز و دوباره بخوان
فریاد بزن بی امان :
مرگ بر آمریکا...
با سوره والعادیات
با آیه تبت یدا
برخیز و بگو یکصدا :
مرگ بر آمریکا...
شور لحظات من است
فریاد حیات من است
رمی جمرات من است :
مرگ بر آمریکا...
شد کرب و بلا هر کران
نفرین بر کودک کشان
بر حرمله های های زمان
مرگ بر آمریکا...
ماییم و راه امام
راه جهاد و قیام
ذلت به ما شد حرام
هیهات من الذله....
✌️نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ
#ما_تا_آخر_ایستاده_ایم
💠 هم اکنون -- تهران
▫️روبروی لانه جاسوسی سابق آمریکا
👆🎞 ... راهپیمایی یوم الله ۱۳ آبان،
روز ملی مبارزه با استکبار جهانی
...در سراسر کشور
#روز_استکبار_ستیزی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️
﴿در قسمت پایین پست فوق﴾:
🎥 فیلم بازدید آیتالله خامنهای از محل لانه جاسوسی آمریکا ـ سال ۱۳۵۸
ا🇺🇸 "جان لیمبرت"، جاسوس آمریکایی مسلط به زبان فارسی است و در حال گفتگو با ایشان است...
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
یک فنجان کتاب☕📖 برشی از کتاب من میترا نیستم روایت زندگی شهید زینب کمایی روایت اول: کبری طالبنژاد(
یک فنجان کتاب☕📖
برشی از کتاب من میترا نیستم
روایت زندگی شهید زینب کمایی
روایت اول: کبری طالبنژاد(مادر شهید)
قسمت دوازدهم:
سفر به مشهد برای من مثل سفر به کربلا بود زینب برای اولین بار مسافر امام رضا شده بود و سر از پا نمیشناخت. او بارها قصه رفتنم به کربلا در سن پنج سالگی و نُه سالگی را شنیده بود؛ از قبر شش گوشه امام حسین، از قتلگاه و از حرم عباس برایش گفته بودم. زینب مثل خودم شیفته زیارت شده بود میگفت: «مامان حاضر نیستم تو مشهد یه لحظه هم بخوابم باید از همه فرصتمون استفاده کنیم. شاید هم چند سال حسرت سفر رفتن زینب را حریص زیارت کرده بود. او در حرم طوری زیارت نامه میخواند که دل سنگ آب میشد. زنها دورش جمع میشدند و زینب برای آنها زیارت نامه و قرآن میخواند. نصف شب من را از خواب بیدار میکرد و میگفت مامان ،پاشو اینجا جای خوابیدن نیست بیدار شو بریم. حرم من و زینب آرام و بی سر و صدا میرفتیم و نماز صبح را در حرم میخواندیم و تا روشن شدن هوا به خواندن قرآن و زیارت مشغول می شدیم. او از مشهد یک سری کتابهای مذهبی خرید؛ کتابهایی درباره علائم ظهور امام زمان عجل الله
فرجه الشريف. کلاس دوم راهنمایی بود و سن و سالی نداشت اما دل بزرگی داشت.
دخترها که کوچک بودند عروسکهای کاغذی درست میکردند روی تکه های روزنامه نقاشی عروسک میکشیدند و بعد آن را میچیدند و با همان عروسک کاغذی ساعتها بازی میکردند. یک بار که زینب مریض شد برای اولين بار یک عروسک واقعی برایش خریدم، هیچ کدام از دخترها عروسک نداشتند. زینب عروسک خودش را دست آنها داد و گفت این عروسک مال همه ماست مامان برای چهارتاییمون خریده. این را گفت ولی من و زینب هر دو میدانستیم که اینطور نیست، من یک سرویس غذاخوری اسباب بازی برای دخترها خریده بودم و عروسک را فقط برای زينب - که مریض -بود گرفتم. اما او به بچه ها گفت مامان عروسک رو برای همه ما خریده. بعد از برگشتن از مشهد تمام کتابهایی را که خریده بود به مهری و مینا داد.
ادامه دارد...
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2