eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.2هزار عکس
16.1هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
گردان‌هایی که با حضور بسیج، لشکر شدند ... در طول ‌دوران‌ دفاع‌ مقدس بیش‌از ۸۰۰ هزار نفر بصورت «بسیجی» وارد میادین جنگ شدند که سپاه با این حجم از نیرو توانست گردان‌های خود را تبدیل به تیپ و تیپ‌های خود را تبدیل به لشکر کند. اگر در اوایل جنگ عملیات کوچک با حداکثر چند صد نفر صورت می‌گرفتند ، سرازیر شدن امواج بسیج مردمی به جبهه‌های جنگ این قابلیت را به فرماندهان داد تا عملیات بزرگ‌ سالانه را با ۱۵۰ گردان‌ تمام‌ عیار طرح‌ریزی کنند.
• 🌷راهکار شهادت... اشک است... چرا؟؟!!.. پاسخ را در جملات زیبای شهید روایتگر راه آسمان، بنگریم. شهید آقاسیدمرتضی آوینی: «گریه»، تجلی آن اشتیاق بی‌انتهایی است که روح را به دیار جاودانگی و لقای خداوند پیوند می‌دهد، و «اشک»، آب رحمتی است که همه‌ تیرگی‌ها را از سینه می‌شوید و دل را به عین صفا، که فطرت توحیدی عالم باشد، اتصال می‌بخشد. منبع: کتاب «گنجینه آسمانی» [راوی‌راه‌آسمان، شهیدسیدمرتضی‌آوینی]
3956183283479664494.mp3
زمان: حجم: 284.1K
🔷 صدایی از آسمان که به میهمانی ما آمده است... [شهیدآقاسیدمرتضی‌آوینی]
دفاع مقدس
• 🌷راهکار شهادت... اشک است... چرا؟؟!!.. پاسخ را در جملات زیبای شهید روایتگر راه آسمان، بنگریم.
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 شهادت پایان نیست، آغاز است؛ تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه‌ی زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد. شهید سید مرتضی آوینی ‌‌‍‌‎ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس
مقتدای هر بسیجی حسین‌ علیه‌السلام است
✍"باید بجنگیم. بايد خون بدهيم تا قدر خون حسين ها و علی ها و شهداي ديگررا بدانیم. اينان جز براي انسانيت شهيد نشدند، پس ما را چه باک از شهيد شدن. اصلا حرف ما مگر غیر از الله است؟" از دستنوشته های شهید آقا مهدی خندان  معاون  تنومند و غرق به خون  تیپ یکم عمار لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) ضربان ِ نگاه حیدریِ آقا مهدی ... چقدر این روزها که نداریمش ! نگاهی که ؛آخ ...اگر بود  .. ▫️🌱🚩🌱🚩🌱🚩▫️ به یاد سالار تیپ عمار سردار ِ بی ادعایِ روزگار پر مدعای ما! فرمانده با صلابت و با صفا با قامتی ایستاده و تنومند و خونین به روی سیم خاردارها شهید آقا مهدی خندان عضو گردان ۸ سپاه در عملیات بازی دراز و فرمانده سپاه منطقه ریجاب و دالاهو سال۱۳۶۰ جانشین گردان مقداد تیپ ۲۷ حضرت رسول (ص) در عملیات های والفجر مقدماتی ، والفجر ۱، سال۱۳۶۱ معاون تیپ یکم عمار لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) در عملیات والفجر ۴ سال ۱۳۶۲ شهادت: آبان ۱۳۶۲ عملیات خونین والفجر ۴ رجعت پیکر: ۱۳۷۲
دفاع مقدس
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با نوای مهدی خندان "این دل تنگم غصه ها دارد گویا میل کربلا دارد " فرمانده دلیر تیپ یکم عمار لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) سردار شهید آقا مهدی خندان شهادت: عملیات خونین والفجر ۴ صَلی اَللهُ عَلیکْ یا اباعبدلله (ع)
دفاع مقدس
با نوای مهدی خندان "این دل تنگم غصه ها دارد گویا میل کربلا دارد " فرمانده دلیر تیپ یکم عمار لشکر
754.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
" موقعی که بچه ها سینه کش خوابیده بودند مهدی بلند شد و شروع کرد به رجز خواندن : 🇮🇷"منم مهدی خندان ، پسر امام قلی خان، معاون تیپ عمار آن ها که میخواهند با مهدی خندان بیایند به پیش" حاج آقا پروازیان یکی از حماسی ترین صحنه های نبرد دشوار و سنگین عملیات والفجر ۴ لحظه با شکوه به شهادت رسیدن شهید مهدی خندان فرمانده تیپ یکم عمار لشکر ۲۷ بر بلندای ارتفاعات کانی مانگا می باشد که بخش هایی از این شور آفرینی توسط شاهدان عینی حجت الاسلام پروازی و آقای منصور نامور بازروایی شده است که تقدیم حضورتان می گردد.
دفاع مقدس
" موقعی که بچه ها سینه کش خوابیده بودند مهدی بلند شد و شروع کرد به رجز خواندن : 🇮🇷"منم مهدی خندان ،
مهدی خندان، فرمانده تیپ عمار لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص) در پاییز ۶۲ همزمان با اربعین حسینی در مرحله سوم عملیات والفجر ۴ در ارتفاعات کانیمانگا، هنگام عبور از میدان مین و سیم خاردار، توسط گلوله تیربار دشمن به درجه رفیع شهادت می‌رسد «منم؛ خندان، مهدی خندان، پسر امام قلی خان!» حدود 20 متر به‌طرف آن موضع چهارلول جلو رفت، که یک موضع تیربار دوشکای دشمن، متوجه حرکت او شد و او را هدف قرارداد. اولین تیر به اطراف سر مهدی اصابت کرد و ضربه گلوله دوشکا، به‌قدری شدید بود که مهدی را روی سیم‌های خاردار پرت کرد. بعدازآن؛ تیرهای بعدی پیاپی به بدن او اصابت کردند. کماندوهای دشمن از رأس قله 1904 سرازیر شده و با آرایش دشت بان، در حال پایین آمدن بودند. به‌واسطه نور ماه، صحنه کاملاً به‌طور واضح قابل‌دیدن بود. شبح قامت کماندوهای دشمن، کاملاً برای ما مشخص بود. دیگر جای ماندن نبود و مقاومت بیشتر هم فایده‌ای نداشت. نیروهای مستقرشده در پشت آن سیم‌های خاردار، عقب‌نشینی خودشان را شروع کرده بودند. درعین‌حال؛ سعی کردیم جسد شهید مهدی خندان را به عقب بیاوریم. سینه‌خیز، خودمان را به مهدی رساندیم و دو طرف لباس او را گرفتیم و به حالت نیم‌خیز، روی زمین به عقب کشیدیم. باوجودآنکه به‌واسطه وجود سنگ‌های بزرگ و ناهمواری‌های زمین، حمل جسد بی‌جان خندان سخت بود، اما چندنفری این کار را کردیم. کماندوهای دشمن هم حالا دیگر خیلی به ما نزدیک شده بودند. در همان گیرودار؛ لباس شهید خندان به سیم‌خاردار گیر کرد و به پشت- به حالت نیم‌خیز- روی سیم‌ها افتاد. تلاش ما برای جدا کردن لباس و جسد بی‌جان مهدی از تیغه‌های سمج سیم‌های خاردار، نتیجه نداد و مجبور شدیم خودمان را به عقب برسانیم. این شد که پیکر او، روی سیم‌های خاردار باقی ماند. از جمله رویدادهای شگفت مرتبط با شهادت معاون تیپ عمار، پیش‌بینی صحیح وی نسبت به حوادث پیش رو بود. چه اینکه او به روحانی معتمد لشکر 27، محمدرضا پروازیان، سه روز جلوتر گفته بود، من هفتادودو ساعت دیگر به شهادت می‌رسم. پروازیان با توجه به آن ماجرا گفته است: وقتی‌که به پشت‌روی سیم‌خاردار دشمن افتاد، من از برادری که امروز هم زنده است، همان موقع پرسیدم: فلانی ساعت چند است؟ گفت 11:15 دقیقه. یعنی از همان وقتی‌که سه روز قبل مهدی به من گفته بود، هفتادودو ساعت دیگر شهید می‌شوم تا لحظه‌ای که شهید شد، دقیقاً هفتادودو ساعت طول کشید. منبع: بابایی، گل علی، کوهستان آتش
♥️ مهدی خندان، چهره خاص و قد بلندی داشت. چهارشانه بود. با محاسن بلندی که داشت خیلی به دل می نشست. وقتی شور شه با وفا, ابالفضل را برای ما می خوند, ما را بیشتر به شور می‌ آورد...توی عملیاتها هم وقتی به چهره او نگاه می کردیم روحیه ما چند برابر می شد. این اواخر مهدی با همان پای قطع شده  باز هم به جبهه می اومد. همیشه می گفت: آدم نباید در مقابل این دشمن خوابیده شهید بشه. دوست داشت ایستاده شهید بشه!... بعدها هم شنیدم این شیر جبهه ها, وقتی که ترکش های فراونی خورده بود خودش رو گیر داده بود به سیم خاردارهای ارتفاعات کانی مانگا روی قله 1904, می دونست که قرار شهید بشه، شنیدم  که دستاشو پیچیده بود دورِ سيم خاردارها تا نیوفته، و سرانجام ایستاده شهید شده بود.... خاطره اى از سردار شهید, مهدی خندان