eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.3هزار عکس
16.1هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
بوسیدنی ترین پیشانی‌ها فقط پیشانی شما بود...
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 توصیف زیبای شهید آوینی از علت حضور رزمندگان در جبهه ها و تحمل سختی ها از زبان شهدا 🔸بسیار زیباست. عاشقان شهید آوینی حتماً ببینند. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس
سخن شهید: آن کس که پای در باتلاق دنیا دارد ... چطور می‌تواند پر پرواز داشته باشد!!؟ ▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ 💠 مگر این عاشق ‌بی‌قرار را بر این سفینه سرگردانِ آسمانی، که کره ‌زمین ‌باشد، برای ماندن در اصطبل خواب ‌و خور آفریده‌اند؟ . . دستی ‌برآرید و ما قبرستان‌نشینان عادات ‌سخیف را، از این ‌مَنجلاب ‌بیرون ‌کشید 🌷شهید مرتضی آوینی 🌴 کانال "دفاع مقدس"
💠خاطره‌ای از جبهه 🌿 دوران 💦 ماجرای عبور از عرض دریاچه 🤔😧 🍁 در یک روز پاییزی در سال ۱۳۶۲ (در جریان عملیات والفجر ۴) از سمت جاده سمت دشت شیلِر -- مریوان، عازم قرارگاه فرماندهی عملیات، واقع در "در‌ه‌تفی" در آن سوی دریاچه زریوار بودم. برای این که مسیر را کوتاه کنم و میانبُر بزنم، تصمیم گرفتم از عرض دریاچه عبور کنم (مسیر اصلی، رفتن به شهر مریوان و دور زدن دریاچه بود.) مسیری که انتخاب کردم پر از گل و لای بود. به آهستگی راه افتادم و پس از طی 30-20 متر، چرخ‌های تویوتا وانت در میان گِل رُسِ ساحل دریاچه، "بُکس و باد" کرد. از ماشین پیاده شده و چرخ‌های جلو را قفل کردم. این کار موجب می‌شد دیفرانسیل جلو به کار افتاده و چهارچرخ در گیر شود و در نتیجه، عبور از مسیرِ گِلی بهتر انجام گیرد. ⭕️ دوباره حرکت کردم و پس از طی 150-100 متر، ماشین کم کم شروع کرد به "بُکس و باد" کردن. توقف نکردم و با همان سرعت، آهسته و یکنواخت در میان ساحل باتلاق‌مانندِ دریاچه، ادامه مسیر دادم. احساس می‌کردم هر لحظه ممکن است ماشین در گِل گیر کند. دیگر راه بازگشتی نبود. حدود 300 متری از خشکی دور شده بودم که آرام آرام چرخ‌های ماشین به گل فرو می‌رفت و گاز دادن زیاد فایده نداشت. ماشین در همان جا به گِل تپید! 🌀 پتویی را زیر چرخ‌ها انداختم تا بلکه ماشین بر روی آنها راه افتاده و به عقب بیاید، فایده‌ای نداشت. ناچار به کنار جاده آمده تا وسیله‌ای پیدا کنم و ماشین را از آن وضع نجات دهم. یک کمپرسی حاضر شد به من کمک کند. جلو آمد تا نزدیک‌تر شود و با استفاده از بکسل، ماشین را بیرون بکشد. 20-10متری که جلو آمد، خود او به گل نشست و بنده خدا راننده آن، هر کاری کرد نتوانست ماشین سنگین را از آن وضعیت خارج کند. 🔶 حالا مشکل شده بود دو تا به همراه رانندۀ کمپرسی، رفتیم کنار جاده تا کسی را پیدا کنیم که این بار، ماشین او را از گل بیرون بکشد! یک کامیون ارتشی را پیدا کردیم. از راننده خواهش کردیم یک کمکی به ما بکند، او هم پذیرفت، ولی ماشین اون بنده خدا هم به سرنوشت دو خوروی قبلی گرفتار آمد! ...حالا سه تا ماشین به گل نشسته بودند!! سه نفری رفتیم سراغ کمک و این بار یک دستگاه به نظرم لودر یا بلدوزری پیدا کردیم. او توانست مسیر باتلاقی را جلو بیاید و به ماشین ها نزدیک‌تر شود. با سعی و کوشش فراوان، دو خودروی سنگین را بیرون کشیدیم. برای بیرون آوردن وانت تویوتای، لودر بیش از آن نمی‌توانست جلو بیاید. سیم بکسل 300-200متری هم که وجود نداشت. به همه جا سر زدیم و اطراف را جستجو کردیم. خوشبختانه یک بندِ بسیار بلند پیدا کردیم. این بند ضخیم، دنبالۀ چترِ مخصوص بمباران خوشه‌ای بود که توسط هواپیماهای میراژ (هدیه کشور فرانسه به صدام) در اطراف دریاچه رها شده بود. به وسیله این طناب و بند بسیار محکم، توانستیم ماشین را از میان چند صد متری ساحل دریاچه بیرون بکشیم! ➖ (راوی: ادمین کانال) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ تصاویر در پست بعد👇👇👇
عکس بالا: دریاچه زریوار مریوان و‌ آنسوی آن در شیار ارتفاعات) که قرارگاه عملیاتی «دره تفی» قرار داشت . 📷عکس پایین، سمت چپ: راوی خاطره (ادمین کانال) که در پشت فرمان تویوتا وانت نشسته .... و تصویر بعدی: حاج قاسم سلیمانی ... و در عکس دیگر: شهیدان همت و زین الدین دیده می شوند-- نشسته در سنگ فرماندهی در قرارگاه دره تفی // این آخرین حضور شهید همت در جبهه غرب بود. او پس از آن در عملیات خیبر در جزایر مجنون به شهادت رسید🕊🕊 .
💠 خاطره ای دیگر از جبهه مریوان مربوط به سال ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ 📄 دوران جنگ تحمیلی ⚪️ نصب رله رادیو ماکس در بلندی ارتفاع مله خور 🌿در دوران از طریق ماکس، خطوط تلفن راه دور از طریق امواج رادیویی به فواصل دور منتقل می شد( خطوط تلفن FX ) - رادیو ماکس در طول جنگ در عملیات های دفاع مقدس نقش بسیار مهمی ایفا می کرد ✍️ مدت‌ها در این فکر بودیم تا بتوان راهی پیدا نمود که ارتباط رادیوماکس را به ارتفاعات مرزی مله خور و تته (در آن سوی روستای دِزلی مریوان) برسانیم. این سلسله کوه‌ها، که در سال ۱۳۵۹ توسط نیروهای سپاه مریوان و به فرماندهی احمد متوسلیان فتح شده بود، کاملاً بر بخش بزرگی از استان سلیمانیه عراق سیطره داشت و کل آن دشت و منطقه از جمله پادگان‌ها، پاسگاه‌ها، جاده‌های مواصلاتی، روستاها و شهرها (حلبچه، خرمال، سید صادق، طُوَیله، بیاره، سد دربندیخان) و ... زیر دید رزمندگان اسلام بود. ایجاد یک سایت رادیوماکس در آن ارتفاعات، برتری و مزیّتی مهم به شمار آمده و راه را برای برقراری ارتباطات آینده هموار و آسان می‌کرد. قرارگاه برون مرزی رمضان هم درخواست و پیشنهادی را مطرح کرده بود تا خطوط FX را به عمق خاک عراق ببریم. یک روز تابستانی (سال ۱۳۶۵) به اتفاق سیدمحمد میر رفیعی، مسئول‌ مخابرات ق رمضان با نقشه و تجهیزات طراحی، عازم منطقه شدیم و پس از عبور از "راه خون" به دزلی رسیدیم و از آنجا راهی ارتفاعات مرزی شدیم. جاده، بسیار پر پیچ و خم، سنگلاخی و صعب العبور بود و در کنار جاده دره‌های عمیق به چشم می‌خورد. در این جاده‌ها هر ماشینی نمی‌توانست تردد کند و ما چرخ‌های جلویی تویوتای خودمان را قفل کردیم (ماشین 4WD بود و با قفل کردن چرخ‌ها، دیفرانسیل جلویی درگیر می‌شد). در فصل زمستان به دلیل برف سنگین چند متری، به سختی در آنجا تردد صورت می‌گرفت و دائم می‌بایست با لودر یا بلدوزر برف روبی شده تا برف متراکم جاده را نبندد. برادر میررفیعی نیازهای ارتباطی قرارگاه رمضان را آن سوی مرز را توضیح داد و پس از بررسی میدانی بر روی خطّ الرأس جغرافیایی سلسله کوه‌های تته، مله خور و کوه تخت و نیز کار بر روی نقشه، اجمالاً به این نتیجه رسیدیم که ایجاد سایت اصلی (به عنوان سایت رله) در نقطه‌ای در ارتفاع مله خور مناسب‌ترین راه کار می‌باشد. زیرا که تردد زمستانی در بلندی‌های کوه تخت به مراتب مشکل‌تر بود و بهترین نقطه همان مله خور بود. (یعنی سخت‌ترین شرایط که فصل زمستان بود را در نظر گرفتیم.) بنابراین روی مله خور کار شد. بررسی بر روی نقشه نشان می‌داد که با توجه به امکانات موجود می‌بایست ارتباط رادیوماکس را از سایت دریاچه مریوان به نقطه‌ای در مله خور انتقال داد. مدت‌ها طول کشید. طول چند کیلومتری مله خور را، متر به متر طی کرده و پس از رسم پروفایل‌های متعدد از نقطه به نقطه مله خور به محدوده‌ای که امکان بیشتری در برقراری ارتباط در آنجا وجود داشت، رسیدیم. این نقطه می‌بایست دو ویژگی عمده داشت: اول آنکه بتوان اطاقی برای نصب دستگاه در آنجا ساخت. ثانیاً آن مکان به سایت دریاچه زریوار دید داشته باشد. حالا لازم بود نقطه دقیق را مشخص می‌کردیم. پروفایل‌های دقیق‌تر رسم کردیم، یعنی به جای بررسی میزان المنحنی‌ها در فاصله یک کیلومتر، این فاصله را 500 متر گرفتیم تا دقت کار بالا رود. خط فرضی مسیر مستقیم مله خور به سایت دریاچه، میلیمتری از کنار موانع صخره‌ای می‌گذشت. نقطه را مرتب جابجا کردیم و با دوربین مسیر را چک می‌کردیم تا این که در نهایت به نقطه‌ای رسیدیم که هم دسترسی به آنجا (حداقل در فصل تابستان) میسّر بوده و ساختن اتاق دستگاه بر روی آن، امکان پذیر بود و مهم‌تر از آن، دید مستقیم به سایت دریاچه داشت. بنابراین در طول چند کیلومتری خط الرأس ارتفاع مله خور، تنها و تنها این نقطه بهترین مکان برای برقراری ارتباط رادیوماکس با سایت دریاچه بود. (پس از  فارغ شدن از عملیات نیروهای ماکس جنوب (که در آن هنگام به مریوان آمده بودند) تازه پی برده بود مکان سایت، بسیار دقیق انتخاب شده بود.آنها با دستگاه امتحان کرده و دیدند که دقیق‌ترین مکان، همین نقطه بود. وقتی آنتن ماکس را چند متر آن طرف‌تر به سمت چپ یا راست می‌بردند، ارتباط ضعیف و ضعیف‌تر می‌شد و تنها در این محدوده باریک ارتباط برقرار می‌شد که نشان از دقت بالای نقطه مله خور بود, که به لطف الهی قبلا صورت گرفته بود) ادامه 👇👇
(پایانی) 🔵  به هر حال قرار شد تا قبل از رسیدن فصل سرما اتاقی را در خط الرأس نظامی و رو به ایران در آن نقطه بسازند و دکلی کوتاه نیز برای نصب آنتن‌های رادیوماکس بر روی آن، بر پا کنند. نیازی به دکل بلند نبود زیرا همان دکل کوتاه، امکان برقراری ارتباط رادیویی را فراهم می‌کرد و در ثانی، نصب دکل بلند تر، موجب شناسایی سایت می‌شد و حساسیت دشمن را تحریک می‌نمود. همچنین خطر گلوله باران و نیز حمله ضد انقلاب به آنجا نیز بالا می‌رفت. لذا ضروری بود هر گونه ساخت و ساز در آنجا طبیعی جلوه کند. محل احداثِ سایت با جاده، فاصله داشت و لازم بود مصالح ساخت و ساز را که عبارت بود از: ماسه، سیمان، بلوک‌های سیمانی، در و پنجره و ... ، توسط نفر به آنجا برساندند. پس از تسطیح محل، اطاق کوچکی ساختند و دکل کوتاهی نیز در کنار آن بر پا کردند. برای تأمین برق نیز موتور برقی را به آنجا انتقال دادند. برادر میررفیعی و بقیه نیروهای مخابرات در برقراری و ساخت اتاقک کوچک در آن خط الرأس نقش مهمی داشتند و شخصاً کمک می کرد)        به این ترتیب بِیس کار و فونداسیون ارتباط رادیوماکس و انتقال خطوط تلفن FX به نقطه مرزی مله خور بنا گذاشته شد. همین اتاق کوچک بود که در عملیات والفجر ده - اسفند ماه سال ۱۳۶۶ - به عنوان سایت اصلی رادیوماکس از آن استفاده شد. در واقع سایت اصلی رادیو ماکس منطقه عملیاتی از قبل آماده بود و اگر چنانچه در آن زمانِ اندک می‌خواستند از صفر شروع نمایند عملاً غیر ممکن بود، زیرا برف سنگینی ارتفاعات را پوشانده و هوا غالباً ابری و مه آلود بود و به هیچ وجه امکان تحرّک لازم برای طراحی ارتباط وجود نداشت. همچنین امکان رساندن مصالح ساختمانی به آن بالا وجود نداشت و این عنایت خدا بود پیش از آنکه طرح مانور عملیات والفجر ده در منطقه کردستان عراق ریخته شود، این سایت در بهترین زمان (فصل تابستان) ایجاد شده بود. حتی در این عملیات، فرماندهی جنگ در چند متری همین سایت مستقر شد و محسن رضایی، اکبر هاشمی و .. از آنجا عملیات را هدایت کردند.         در این عملیات، خطوط ارتباطی از سایت دریاچه مریوان به مله خور انتقال یافت و خطوط FX قرارگاه فرماندهی مستقر در همان ارتفاعات تأمین شد و بقیه خطوط، توسط رادیو ماکس در اختیار یگان‌های پشتیبانی و رزمی مستقر در منطقه قرار گرفت. ➖ (راوی: ادمین کانال) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄