💠 یاد باد، آن روزگاران، یاد باد
🔹سه یاردیرین لشکر۱۰ :
▫️جانبازحاج علی فضلی، فرمانده
🌷شهید حاج یدالله کلهر، جانشین
▪️مرحوم حاج حسین پروین، مسئول ستاد
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🌴شهادت کلهر از زبان حاج علی فضلی:
بنده بلافاصله بعد از شنیدن خبر مجروحیت یدالله کلهر از آقای #شوشتری(شهیدنورعلی شوشتری)اجازه گرفتم و به جاده آمدم تا وقت عبور دادن حاج یدالله از #شهرک_دوئیجی ایشان را ببینم. اما ظاهراً قبل از رسیدن من از آنجا عبور کرده بودند. بعد خبر رسید که ایشان را به بیمارستان صحرایی منتقل کردند و چون حال ایشان وخیم بود، از آنجا به بیمارستان شهید بقایی انتقالشان دادهاند. فکر میکنم حدود 24 ساعتی را #شهید_کلهر در بیمارستان مقاومت کردند چون ایشان از بنیهی فیزیکی بسیار خوبی برخوردار بودند. از طرفی پزشکان همه سعی و تلاش خودشان را انجام دادند، اما با همهی این اوصاف ایشان بهحالت عادی برنگشتند و همان ترکش کوچک باعث مرگ مغزی و نهایتاً شهادت ایشان شد
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
🔹مرحوم حاج حسین پروین ،مسئول ستاد لشکر سیدالشهداء(ع) -دوران دفاع مقدس
▫️وی از جمله مجاهد مردان و فرماندهانی بود که در راه صیانت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای گرانقدر آن، تا پایان عمر روی آسایش و راحتی ندید و همواره رضای معبود را در خطه جنوب ، کوههای غرب و در سنگرهای خدمت جستجو میکرد، همو که پس از سالها مجاهدت و تلاش جهان فانی را وانهاد و سبکبال و خرامان جان به جان آفرین تقدیم نمود و در کنار یاران شهیدش سکنی گزید. حسین پروين از مبارزين قبل از انقلاب اسلامي و افراد فعال در چاپ و انتشار اطلاعيهها و كتب مذهبي بود كه پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، مسئوليتهاي مختلفي بر عهده داشت: از جمله فرماندهي سپاه گچساران، فرماندهي سپاه محور گمرك خرمشهر ...- او از مسئولين حفاظت بيت حضرت امام خميني در جماران بود و درجنگ، مسئول ستاد لشگر ده سيدالشهدا(ع) شد. همچنین مدتي را نيز در قرارگاه ثارالله تهران انجام وظيفه نمود
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس
📷 تصویر مرحوم حسین پروین در کنار شخصیت هایی که برای ملاقات با امام به حضور ایشان شرفیاب می شدند
💠 در این زمان، سردار حسین پروین، مسئول حفاظات از بین امام در جماران بود.
⏳ #اوایل_انقلاب
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس
🌷 ۲۵ دی ۱۳۶۶ - سالروز شهادت سردار رشید، علی اصغر صادقی
فرمانده تیپ ثارالله لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)
🌿 سلیمانیه عراق، عملیات بیت المقدس ۲
🌱 ولادت: ۱۳۴۵
💠 مزار: گلزار شهدای بهشت زهرا (س)، قطعه ۲۹، ردیف ۴، شماره ۸
🔹 شهید در سال های اول جنگ وقتی در حال خنثی کردن مین بود، یک دستش را از دست داد. فرماندهی گردان زهیر لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)، فرماندهی تیپ یکم ثارالله لشکر . . . و فرماندهى تیپ الزهرا (س) از جمله مسئولیت های این جوان بیست ساله در دوران جنگ بود.
◾️ علی اکبر، برادر او نیز در شمال سلیمانیه عراق به شهادت رسید، همو که در قبر به خواست و تقاضاى مادرش به روی او لبخند زد!!
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
📷 جانباز شهید حاج علی اصغر صادقی، فرمانده جوان گردان و تیپ از لشگر 10 سیدالشهدا(ع)
در فیلم و تصاویر بر جای مانده از جانباز شهید، دست قطع شده اش دیده نمی شود. او همواره جانبازی خود را کتمان و پنهان می کرد!! . . . . که این مرام مردان خداست که اجر و پاداش حقیقی را تنها از حضرت حق طلب می کنند و از ریب و ریا تظاهر دورند.
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
فرازی از وصیتنامه شهید:
✍️ اگر جسد یا قسمتی از جسدم به دستتان رسید هر کجا خواستید دفنم کنید ولی بهتر است در بهشت زهرا باشد زیرا دوستانم در آنجا هستند. به کسی بدهکار نیستم و از کسی نیز طلبی ندارم ولی اگر کسی ادعا کرد بدهکاریم را بپردازید.
این را هم بگویم که ما راه کربلا را جارو کرده ایم و با خون خود راه را جارو کرده ایم تا بتوانید به راحتی از این راه ها به زیارت قبر سیدالشهدا(ع) بروید ولی در آنجا نیز این حقیر را از دعای خیر خود فراموش نکنید و از مولا بخواهید که این حقیر را در راه خودش بپذیرد انشاءالله.»
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊
🌱 شما هم در نشر مطالب #دفاع_مقدس شریک باشید
(با لینک یا بودن لینک)
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆🎞 روایت شهید حاج قاسم سلیمانی از شهید حاج یونس زنگی آبادی، فرمانده تیپ امام حسین (ع) لشگر ۴۱ ثارالله
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🌷شهیدی که سر و دستش فدای اسلام شد
🔹چون تولدش با عید قربان مصادف شده و نام پدربزرگش نیز یونس بود نامش را حاج یونس گذاشتند.
🔸از بدر تا کربلای پنج مملو از خاطرات رشادت های سرداری است از دیار کرمان مردی که از دل فقر برخواست و با نشان افتخار شهادت به نقطه پایانی زندگی دنیوی رسید.
🔹تدبیر شجاعت و جسارت بخش جدایی ناپذیر زندگی او بود تا سردار شهید حاج قاسم سلیمانی او را فرمانده تیپ امام حسین علیه سلام قرار دهد.
🔸حاج یونس یکی از استوانه های لشکر اسلام بود که خالصانه برای خدا در هر موقعیتی که قرار گرفت بدون کوچکترین چشم داشت و غروری به تلاش و فعالیت شبانه روزی پرداخت.
▫️ علی نجیب زاده، همرزم شهید روایت نموده: یک شب از خواب بیدار شدم دیدم که یک سگ بسیار بزرگ که شبیه یک گرگ بود کنار حاجی و پشت سرش نشسته بود.
بعد از تمام شدن نماز به حاجی شکایت کردم که چرا داخل چادر نماز نمی خواند شاید آن سگ بزرگ یا یک مار و عقرب او را بکشند ایشان گفت از کجا می دانی که آن سگ و مار و عقرب مأمور حفاظت از من نشده باشند مگر ما اینجا آمده ایم که اینطوری کشته شویم ما آمده ایم که شهید شویم.
#شهید_حاج_یونس_زنگی_آبادی
▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️
🎧 داستان صوتی ( حاج یونس )
در سه قسمت👇👇👇
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 داستان صوتی ( حاج یونس )
قسمت اول
( به یاد شهید حاج یونس زنگی آبادی )
یونِس: اینا تشنن،از دیشب آب نخوردن،بهشون یه کم آب بدین
علی: بهشون آب بدیم؟!
ابراهیم: به اینا؟!
یونس: میدونم حالتون خرابه،حال منم تعریفی نداره،یعنی بدتر از شماها نباشم بهتر نیستم،ولی اینا اسیرن
علی: انگار یادت رفته همین نامردا دیروزچه بلایی سرمون آوردن!
ابراهیم: رفیقامون با لب تشنه جلوی چشممون جون دادن! اون وقت ما به اینا آب بدیم!
19.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 داستان صوتی ( حاج یونس )
قسمت دوم
( به یاد شهید حاج یونس زنگی آبادی )
علی: ترکش خمپاره خورد به بیل لودر،یه تیکش کمونه کرد خورد به دست حاج یونس،گفت نیروها نفهمن که زخمی شده
محسن: آخه واسه چی؟
میثم: خون میره ازش! باید ببریمش بیمارستان
علی: من دستشو بستم،میگه اگه نیروها بفهمن خبرمیرسه به قاسم سلیمانی،یه جورایی هم سلیمانی میریزه بهم، هم کار خاکریز ناتموم میمونه