6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆🎞 روایت شهید حاج قاسم سلیمانی از شهید حاج یونس زنگی آبادی، فرمانده تیپ امام حسین (ع) لشگر ۴۱ ثارالله
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🌷شهیدی که سر و دستش فدای اسلام شد
🔹چون تولدش با عید قربان مصادف شده و نام پدربزرگش نیز یونس بود نامش را حاج یونس گذاشتند.
🔸از بدر تا کربلای پنج مملو از خاطرات رشادت های سرداری است از دیار کرمان مردی که از دل فقر برخواست و با نشان افتخار شهادت به نقطه پایانی زندگی دنیوی رسید.
🔹تدبیر شجاعت و جسارت بخش جدایی ناپذیر زندگی او بود تا سردار شهید حاج قاسم سلیمانی او را فرمانده تیپ امام حسین علیه سلام قرار دهد.
🔸حاج یونس یکی از استوانه های لشکر اسلام بود که خالصانه برای خدا در هر موقعیتی که قرار گرفت بدون کوچکترین چشم داشت و غروری به تلاش و فعالیت شبانه روزی پرداخت.
▫️ علی نجیب زاده، همرزم شهید روایت نموده: یک شب از خواب بیدار شدم دیدم که یک سگ بسیار بزرگ که شبیه یک گرگ بود کنار حاجی و پشت سرش نشسته بود.
بعد از تمام شدن نماز به حاجی شکایت کردم که چرا داخل چادر نماز نمی خواند شاید آن سگ بزرگ یا یک مار و عقرب او را بکشند ایشان گفت از کجا می دانی که آن سگ و مار و عقرب مأمور حفاظت از من نشده باشند مگر ما اینجا آمده ایم که اینطوری کشته شویم ما آمده ایم که شهید شویم.
#شهید_حاج_یونس_زنگی_آبادی
▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️
🎧 داستان صوتی ( حاج یونس )
در سه قسمت👇👇👇
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 داستان صوتی ( حاج یونس )
قسمت اول
( به یاد شهید حاج یونس زنگی آبادی )
یونِس: اینا تشنن،از دیشب آب نخوردن،بهشون یه کم آب بدین
علی: بهشون آب بدیم؟!
ابراهیم: به اینا؟!
یونس: میدونم حالتون خرابه،حال منم تعریفی نداره،یعنی بدتر از شماها نباشم بهتر نیستم،ولی اینا اسیرن
علی: انگار یادت رفته همین نامردا دیروزچه بلایی سرمون آوردن!
ابراهیم: رفیقامون با لب تشنه جلوی چشممون جون دادن! اون وقت ما به اینا آب بدیم!
19.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 داستان صوتی ( حاج یونس )
قسمت دوم
( به یاد شهید حاج یونس زنگی آبادی )
علی: ترکش خمپاره خورد به بیل لودر،یه تیکش کمونه کرد خورد به دست حاج یونس،گفت نیروها نفهمن که زخمی شده
محسن: آخه واسه چی؟
میثم: خون میره ازش! باید ببریمش بیمارستان
علی: من دستشو بستم،میگه اگه نیروها بفهمن خبرمیرسه به قاسم سلیمانی،یه جورایی هم سلیمانی میریزه بهم، هم کار خاکریز ناتموم میمونه
23.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 داستان صوتی ( حاج یونس )
قسمت سوم { قسمت آخر}
( به یاد شهید حاج یونس زنگی آبادی )
یونس: یه یونس دیگه هم بود،قصشو میدونی که،خلاصه که حرف خدا رو گذاشت روی زمین و آخرش سر از شکم نهنگ در آورد.خانومم، میدونم سخته،سخته بار این زندگی رو تنهایی به دوش کشیدن،من شرمنده ی معرفت و مرام توأم که داری این تنهایی رو تحمل میکنی ،اما اگه این میدون رو خالی کنیم و بکشیم کنارمیدونی چی میشه؟ اون وقت نه یه یونس،بلکه یه ملت میرن تو شکم نهنگ!... دشمن حمله کرده! جنگه!...
همسر: یعنی سلطان منطق و استدلالی،من حریف زبون تو نمیشم، اصلاً میدونی چیه،من شکایتمو میبرم پیش فرماندت برادر سلیمانی…
یونس: لا اله الا الله از تو بعیده به خدا! این حرفها چیه میزنی؟! جبهه رفتن من چه دخلی به قاسم سلیمانی داره آخه؟!
✍عکس ماندگار علمداران لشکر ۴۱ ثارالله کرمان سرداران شهید حاج یونس زنگی آبادی و شهید حاج علی محمدی پور(سمت چپ تصویر)
🔹کلام شهید حاج قاسم سلیمانی درباره شهید حاج یونس زنگی آبادی...
🔸صبرش و مقاومتش واقعا مثالزدنی بود چندتا از بچه ها خیلی مقاوم بودند یکی علی شفیعی بود یکی حاج اکبر بختیاری بود و یکی هم حاج یونس.
🔹دیگران شاید یکی دو روز بیشتر زیر آتش سنگین دشمن تاب نمی آوردند.
🔸طبق روایت همسر شهید حاج یونس زنگی آبادی...
🔹وقتی به معراج شهدا رفتیم روی جنازه را که باز کردند به جای سر حاجی پاهایش بود من پارچه را کنار زدم پاهای حاج یونس بود...
🔸همیشه به شوخی به من می گفت هر وقت من شهید شدم اگر سر نداشتم که هیچی اگر سر داشتم می آیی مرا می بینی دستی روی سر و فکل من می کشی بعد هم یک عکس از من بردار و پیش خودت نگه دار...
🔹امّا نگذاشتند که من سر حاجی را ببینم فردایش فهمیدم که حاجی سر و صورت نداشت...
🔸همیشه در دعاهایش می گفت خدایا اگر من توفیق شهادت داشتم دوست دارم مثل امام حسین شهید بشوم.
🔹یک روز وقتی که فاطمه هفت ماهه بود از من پرسید فاطمه چند ماهش است گفتم هفت ماه لبخندی زد و گفت خیلی خوب است وقتی من شهید شوم به راه می افتد از این طرف خاکم راه می افتد آن طرف از آن طرف می آید این طرف...
🔸همین طور شد صبح روز هفتم حاج یونس بود که فاطمه بنا کرد راه رفتن سر مزار حاجی در گلزار شهدا همان طور که حاج یونس گفته بود یک جا نمی ایستاد دائم سر قبر از این طرف به آن طرف می رفت.
#شهید_حاج_یونس_زنگی_آبادی
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳ ۲۵ دی سالروز شهادت
سردار دلاور، یونس زنگی آبادی
فرمانده تیپ امامحسین (؏)
لشڪر۴۱ ثارالله ڪرمان
عملیات کربلای۵ ؛ شلمچه ۱۳۶۵
🎥 #فیلم | شهید زنگی آبادی به روایت حاج قاسم سلیمانی، فرمانده لشکر همیشه پیروز 41 ثارالله (ع) - استان کرمان
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 دلدادگی حاج قاسم سلیمانی نسبت به شهید یونس زنگی آبادی 💕
🗓 انتشار به مناسبت ۲۵ دی ماه، سالروز شهادت زنگی آبادی
فرمانده تیپ امامحسین (؏)
از لشڪر۴۱ ثارالله ڪرمان
عملیات کربلای۵ ؛ شلمچه ۱۳۶۵
💦 اشک های حاج قاسم در فراق فرمانده تیپش
.تازه از جبهه برگشته بود؛
ولی انگارخستگی برایش معنی نداشت
رسیده و نرسیده، رفت سراغ لباسها و شروع کرد به شستن
فردا صبح هم ظرفها را شست
می گفت: این کارها #وظیفه منه، من که هیچ وقت خونه نیستم، لااقل این چند روزی که هستم باید به خانومم کمک کنم
ا🌱⚪️🌱⚪️🌱⚪️🌱
يك برگه بزرگ آورد بيرون و بسم الله گفت.شرائطش را نوشته بود همه اش از جبهه و مأموريت و مجروحيت و شهادت گفته بود و اين كه من بايد با شرايط سخت حاج يونس بسازم تا با هم ازدواج كنيم
شرط كرده بود مراسم عقد توي مسجد باشد
گفتم:من فقط دوست دارم مهريه ام يك جلد قرآن باشد
گفت: نه !يك جلد قرآن نمي شود
يك جلد قرآن با يك دوره كتاب هاي شهيدمطهري
يك قدح آب آورد.گفت روايت است هر كس شب عروسي اش پاي زنش را بشويد و آبش را در خانه بريزد تا عمر دارند خير و بركت از خانه شان نمي رود
به شوخي گفتم: پاهاي من كثيف نيست.
گفت: مهم اين است كه ما به روايت عمل كنيم.
سه روز قبل از محرم عروسي كرديم.وضو گرفتيم و دعاي كميل ،توسل و زيارت عاشورا خوانديم.
گفت: من دعا ميكنم تو آمين بگو.
اول شهادت ،دوم حج ناگهاني و سوم اينكه بچه اولش پسر باشد و اسمش را بگذارد مصطفي.همه اش مستجاب شد
🌷شهیدزنگی آبادی
41.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰روایت های شنیدنی از خصوصیات اخلاقی و معنوی حاج یونس گرفته تا ویژگی های منحصر به فرد در تدابیر جنگی و امور رزمی از زبان همرزمان شهید؛
شهید حاج یونس زنگی آبادی🌷
شهادت: ۱۳۶۵/۱٠/۲۵
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #کلیپ | شهید یونس زنگی آبادی
ا🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱
فرازی اززندگی شهید:
در سال ۱۳۴۰ در خانوادهای مذهبی در شهر زنگی آباد از توابع کرمان به دنیا آمد. پدرش مردی مؤمن و مذهبی بود. پس از فوت پدر، مادرش با سختی و مشقت برای تأمین معاش زندگی همت کرد. او برای کمک به هزینه زندگی در کنار درس خواندن به کارگری روی آورد. با شروع زمزمههای انقلاب اسلامی، در حالی که دانش آموز دبیرستان بود در تظاهرات و حرکتهای انقلابی نقش جدی داشت.
با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران برای مبارزه با جدایی طلبان به کردستان رفت و در سال ۱۳۶۰ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. تدبیر، شجاعت و جسارت او در عملیاتهای مختلف جنگ ایران و عراق باعث شد تا سردار قاسم سلیمانی فرمانده وقت لشکر ۴۱ ثارالله او را به فرماندهی تیپ امام حسین انتخاب کند. او سرانجام در شلمچه در جریان عملیات کربلای ۵ شهید شد. وی در عملیاتهای مهم و تأثیرگذار فتحالمبین، بیتالمقدس و کربلای ۵ حضور داشته است.