محمد0 حسن زاده. لنجان سفلی . 6 بهمن 61. ارتفاعات زلیجان. قبل از والفجر مقدماتی. نوار 9595 مرکز اسناد.mp3
زمان:
حجم:
13.2M
#بشنوید
🎙 مصاحبه با شهید محمد حسن زاده از لنجان سفلی(اصفهان)
فرمانده گردان امام حسین (ع) --لشگر ۸ نجف اشرف (همرزم شهید احمد کاظمی)
🎤 تاریخ مصاحبه: ۶ بهمن ۱۳۶۱
⌛️ قبل از عملیات والفجر مقدماتی
بلندی های رقابیه -- زلیجان
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی
.... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
#دهه۶۰
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙صوت شنیده نشده
شهید مصطفی ردانی پور🌷
عملیات والفجر مقدماتی ، لشکر ۱۴ امام حسین(ع) ،
مکان ضبط: تیپ ۳ ،تاریخ: ۱۳۶۱/۱۱/۵
💠 ۱۷ بهمن ۱۳۶۱ - سالروز عملیات والفجر مقدماتی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
🌴 به مناسبت سالروز عملیات والفجر مقدماتی
⚪️ نیروی ماورایی سید
سید، یکلحظه، آرام و قرار نداشت. گویی خدا به او یک نیروی ماورایی داده بود. با آن لبهای خشک و ترکخورده، سروصورتی پر از گردوخاک، لباسهای خونی و خاکی، از این سر کانال به آن سر کانال میدوید. اینطرف رگبار میبست. میدوید و از آنطرف نارنجک پرتاب میکرد. میآمد وسط کانال و دوباره تکرار شلیک و پرتاب نارنجک.
تسلط نیروهای خودی بر ارتفاعات حمرین در عملیات محرم و مشاهده معابر وصولی العماره، راهکار جدیدی را پدید آورد و بر این اساس عملیات والفجر از تاریخ ۱۷ /۱۱/۱۳۶۱ در منطقه شمال چزابه و باهدف پیشروی بهسوی العماره و تهدید آن در شرق طراحی شد که سه روز به طول انجامید.
نیروی زمینی تازه تأسیس سپاه که اولین تجربه خود را در عملیات نیمه گسترده محرم با موفقیت پشت سر گذاشته بود، سازمان رزم جدیدی برای این عملیات گسترده آماده کرد. بهعبارتدیگر، عملیات والفجر، میدان آزمایش مناسبی برای تشکیلات جدید سپاه بود، ضمن آنکه برای جلوگیری از تکرار حوادث عملیات رمضان و خنثی کردن توان زرهی عراق، منطقه رملی در غرب ارتفاعات میشداغ انتخاب شد تا امکان مانور زرهی در آن میسر نباشد.
در این عملیات رزمندگان توانستند با شکستن خطوط پیدرپی ارتش عراق، به عمق مواضع آن نفوذ کنند، اما بر اثر مقاومت شدید دشمن، در محور عملیاتی ناهماهنگی به وجود آمد و نیروهای خودی به مواضع قبلی بازگشتند.
این عملیات نشان داد که در وضعیت جدید جنگ، مقدورات، ابتکارات و عوامل جدیدی باید وارد عرصه شود تا بتوان موانع مستحکم دشمن را پشت سر گذاشت. همچنین پسازاین عملیات، تشکیلات جدید سپاه ارزیابی و بهینه شد.
همزمانی این عملیات با ایام دهه فجر سبب شد که نام والفجر برای آن در نظر گرفته شود.
پیشبینی میشد که این عملیات تأثیر تعیینکنندهای در سرنوشت جنگ داشته باشد، لیکن چنین نشد و به همین دلیل، والفجر مقدماتی نام گرفت.
اما در جریان این عملیات آنچه که بیش از همه چشمنوازی میکند، حماسه ایثار و مقاومت رزمندگان گردان کمیل لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) بود که بهعنوان نیروهای خطشکن بعد از عبور از دو کانال و ورود به کانال سوم بهمنظور رسیدن به جاده آسفالت، در این کانال از سوی دشمن محاصرهشده و تلاش آنها برای مبارزه با دشمن و رهایی از محاصره، حماسههای تاریخی و البته رنجآوری را به یادگار گذاشته که به مناسبت سالروز این عملیات منتشر میشود:
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️روایت محمد ایران عقیده: 👇👇
💠 نیروی ماورایی سید
محمد ایران عقیده، مسئول تیم ۲ دسته ۱ گروهان سوم گردان کمیل که در آن لحظات سخت و پرمخاطره در کانال حضور داشت، ابعادی از شجاعتهای سید جعفر طاهری را بیان میکند:
تقریباً از روز سوم به بعد، دیگر هیچچیز برای خوردن موجود نبود. به لطف خدا از جیب یکی از شهدای گروهانمان، یک بسته نخودچی و کشمش پیدا کردم. غذای ما شده بود، روزی دو عدد نخودچی و دو عدد کشمش. البته به مجروحین، از هرکدام سه عدد میدادیم.
مهمات اصلاً نداشتیم. هرکدام شاید فقط بهاندازه دو سه خشاب فشنگ کلاشینکف و چند عدد نارنجک، ذخیره مهمات داشتیم. موشکهای آرپیجی تمامشده بود. فشنگهای قناصه، تیربار و دوشکا هم هیچ نداشتیم.
در گوشهای از کانال؛ مقداری مین ضد خودرو و ضدتانک رویهم تلنبار شده بود که از آنها برای ممانعت از ورود تانکها به داخل کانال استفاده کردیم.
در آن لحظاتی که مرگ را از سایه به خودمان نزدیکتر میدیدیم و برای پاسخ دادن به آن دریای آتشی که کماندوهای دشمن به راه انداخته بودند، هیچ نداشتیم و یا در لحظاتی که مزدوران بعثی با بلندگو به زبان فارسی، ما را دعوت به تسلیم میکردند، فقط فریادهای هیهات منا الذله سید جعفر طاهری بود که به ما روحیه میداد.
دشمن چند بار قصد کرد تا با تانک وارد کانال شود. یکی دو باری هم موفق شد. اما هر بار با پرتاب نارنجکهای ما و رگباری که به سمت تیربارچی روی تانک میبستیم، فرار میکرد. یکبار هم تانک دشمن رفت روی مین ضدتانکی که سید جعفر آن را در انتهای کانال کار گذاشته بود و منفجر شد.
ادامه 👇👇👇👇
دفاع مقدس
🌴 به مناسبت سالروز عملیات والفجر مقدماتی ⚪️ نیروی ماورایی سید سید، یکلحظه، آرام و قرار نداشت. گو
▫️قسمت دوم(پایانی)
سید،یکلحظه، آرام و قرار نداشت. گویی خدا به او یک نیروی ماورایی داده بود.با آن لبهای خشک و ترکخورده، سروصورتی پر از گردوخاک، لباسهای خونی و خاکی، از این سر کانال به آن سر کانال میدوید. اینطرف رگبار میبست.میدوید و از آنطرف نارنجک پرتاب میکرد.میآمد وسط کانال و دوباره تکرار شلیک وپرتاب نارنجک
واقعاً محو تماشای آنهمه شجاعت و رشادت شده بودیم.به گمانم دشمن هم او را نشانکرده بود،چون بهرطرف کانال که میرفت،بیشترین حجم آتش را به همان سمت سرازیر میکردند. تا بلندمیشد، سیل تیرهای تکتیراندازان به سمت او هجوم میآوردند. سرش را که ازکانال بیرون میبرد، پاسخش شلیک مستقیم تانک بود
خلاصه در آن چند شبانهروز، آنقدر دشمن را با این کارهایش کلافه کرد و آنقدر به ما روحیه داد، تا موعد پروازش فرا رسید و با انفجار گلوله تانک، بشهادت رسید.بعد از شهادت سیدجعفر، آن تعدادی که هنوز زنده بودیم، روحیهمان را باختیم. گسعی میکردیم مانند سیدجعفر باشیم، اما نمیشد
در روز پنجم محاصره،با شهادت طاهری، دیگر همهچیز را تمامشده میدیدیم. فردای آن روز، شبهنگام؛ احمد بویانی و دو سه نفر دیگر از بچهها هرطور بود، راهی عقب شدند تا بلکه یا کمک بیاورند یا آذوقه و مهمات
▫️▫️▫️▫️▫️
روایت احمد بویانی:👇
💠 شکستن طاقتفرسای محاصره
احمد بویانی؛ کادر آزاد گروهان سوم گردان کمیل بن زیاد که به همراه شماری از همرزمانش بدنبال خلاصی از آن میدان نبرد نابرابر بودند، از فرجام آن محاصره چنین یاد میکند:
از شب سوم به بعد؛ نیروهایی که میخواستند ومیتوانستند خودشان را بعقب برسانند، داوطلب شدند تا بروند و نیروی کمکی برای ما بیاورند. خب؛ آن نفرات به عقب برگشتند وخبری هم از آنها نشد
همینطور بچهها درگروههای دو، سهنفری به عقب میرفتند تا اینکه شب ششم، نوبت ما شد. من بهاتفاق دونفر دیگر از نیروهای گردان، شبهنگام شروع کردیم بعقب آمدن
تراکم میدان مین، سیمهای خاردار، بشکههای فوگاز،تلههای انفجاری و آتش دشمن از همه طرف بقدری زیاد بود، که پیشرویمان کند انجام گرفت.مقداری که عقب آمدیم، دو نوجوان بسیجی هم به ما پیوستند. ۵نفری براهمان ادامه دادیم
وسط میدان مین،همینطور که سینهخیز حرکت میکردیم، نماز صبحمان را خواندیم. به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم جلوتر برویم، با توجه به اینکه هوا در حال روشن شدن است، قطعاً توسط دشمن دیده خواهیم شد
بهمراهانم گفتم: پشت اجساد شهدایی که روی زمین افتادهاند؛ بخوابید و تا وقتیکه هوا تاریک نشده، از جای خود تکان نخورید خودم هم رفتم پشت پیکر شهیدی که شاید ۱۷سال بیشترنداشت، پناه گرفتم
هوا دیگر روشنشده بود.چندساعتی از طول روز نگذشته بود که دیدم یکی از آن دو نوجوان بسیجی که بجمع ما اضافهشده بودند،گویا سینهخیز قصد جابجا شدن دارد. قلبم تیر کشید، اما کاری از دستم برنمیآمد.دیدم به یکباره آتش کالیبر سبک دشمن بسمت او باریدن گرفت
آن بسیجی با اصابت گلوله تکتیرانداز دشمن، همانجا شهید شد.بعدازآن انگار تکتیرانداز بعثی دچار سادیسم شده باشد، هرچند دقیقه یکبار بهطرف هر شهیدی که روی زمین افتاده بود تیراندازی میکرد. گویی از اینکار لذت میبرد.نگاهم بهصورت آن نوجوان شهیدی که کنارش دراز کشیده بودم افتاد.تکتیرانداز وحشی صفت بعثی تا شب، شاید بیشتر از یک خشاب تیر به پیکر او شلیک کرد
گریهام گرفته بود. یاد خانوادههای این شهدا افتادم که با یک دنیا امید و آرزو این بچهها را با رزق حلال در دامان پاکشان پرورانده و راهی جبهه کرده بودند و الآن نمیدانستند پیکر فرزند شهیدشان، چگونه دارد زیر تیرهای حرملههای زمان، سوراخسوراخ میشود
خلاصه؛ شب که شد،دوباره حرکت کردیم و مسیرمان را به سمت عقب ادامه دادیم. هنوز مسافت چندانی نرفته بودیم که با انفجار یک مین و شهید شدن همان نوجوانی که بما اضافهشده بود،فهمیدیم در میدان مین هستیم
بهر زحمتی بود از این میدان مین خارج شدیم.حالا دیگر نزدیک خاکریزی شده بودیم که از پهلو به تپه دوقلو زده بودند
نیروهای خودی مستقر در پشت خاکریز به سمت ما شلیک کردند. با دادوفریاد به آنها فهماندیم؛ خودی هستیم و از نیروهای گردان کمیل. کمکمان کردند. به پشت خاکریز و داخل یک سنگر انتقالمان دادند
چند بسته آبپرتقال پاکتی ساندیس برایمان آوردند. در عمرم هیچ نوشیدنی به آن خوشمزگی نخوردهام.گویی طعم میوههای بهشتی را میداد. آنجا بود که به یاد مظلومیت دوستان تشنهلب مان در داخل کانال،گریهمان گرفت.حالا گریه نکن، کی گریه بکن. آنقدر گریستیم تا از شدت بیخوابی و خستگی،خوابمان برد
دفاع مقدس
🌴 به مناسبت سالروز عملیات والفجر مقدماتی ⚪️ نیروی ماورایی سید سید، یکلحظه، آرام و قرار نداشت. گو
رویدادهای هولناک عملیات والفجر از آن دسته وقایعی هستند که هرچند تلخ و ناگوارند، اما باید بهدرستی درحافظه تاریخی ملت ایران ثبت شوند، تا آیندگان بدانند جوانان این مرزوبوم برای دفاع از کیان انقلاب و تمامیت ارضی میهن خود، چه خوندلها که نخوردهاند
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙شما صدای شهید حسن باقری را می شنوید ...
سخنان پرمغزی که بیش از ۴۰ سال پیش ولی انگار همین امروز گفته شده است ...
🌹 شهید حسن باقری در نهم بهمن ماه ۱۳۶۱ برای شناسایی و آمادهسازی عملیات والفجر مقدماتی در خطوط مقدم چنانه (منطقه فکه) در سنگر دیدهبانی مورد هدف گلوله خمپاره دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید.
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
📡 کانال دفاع مقدس🕊🕊
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چهل سال پیش و در چنین روزهایی (۱۷ بهمن تا ۲۲ بهمن) در عملیات والفجر مقدماتی دو گردان کمیل و حنظله از لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) با خیانت منافقین و لورفتن عملیات، به محاصره دشمن درآمده و اکثراً با لب تشنه و در حال که مجروح بودند با تیرخلاص بعثی ها به شهادت رسیدند🌷
📽☝️ فیلم مربوط به شهدای گردان کمیل است.
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
▫️ ۱۷ بهمن ۱۳۶۱ - سالروز عملیات والفجر مقدماتی
✅
📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
☝️اینجا بیت شهداست🌷
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به یاد شهدای گردان حنظله و کمیل - عملیات والفجر مقدماتی
🎞 آنچه در #فکه گذشت . . .
🌴 سالروز عملیات والفجر مقدماتی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📷 قبل از عملیات والفجر مقدماتی - رزمندگان گردان #کمیل این عکس یادگاری با هم گرفتند . . . - بهمن ۶۱
🌷بیشتر این رزمنده ها پر کشیده🕊 و در بهشت برین در جوار حق آرمیده اند🌈
⚪️ پیکر مطهر شهیدان کمیل تا سال ها در کانال ها ماند و بعدها در عملیات های تفحص کشف شد.
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎞 سکانسی از فیلم "پرواز در شب"
⚪️ با هنرنمایی زنده یاد فرج الله سلحشور
💠 گفتنی ا ست این فیلم برگرفته از وقایع عملیات والفجر مقدماتی و کانال کمیل می باشد .
🔹در واقع مهدی نریمان فیلم "پرواز در شب" همان شهید ابراهیم هادی می باشد که تا آخرین لحظه در کانال ماند و در همان جا هم آسمانی شد.
🌴 شادی روح شهیدان و دعا برای همنشینی زنده یاد فرج الله سلحشور با شهیدان فاتحه مع الصلوات 🌿
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
@Ebrahimhadiصوت عهد شهید هادی و دوستانش - @Ebrahimhadi.mp3
زمان:
حجم:
2M
🌗 شب شانزدهم بهمن ماه ۱۳۶۱، شب عهد بستن شهید ابراهیم هادی و رزمندگان گردان کمیل برای شفاعت یکدیگر در روز قیامت
⚪️ یک شب قبل از عملیات والفجر مقدماتی ... و ۶ روز قبل از شهادت پهلوان ابراهیم هادی
📡 کانال دفاع مقدس🕊